676
کد: 167996
17 بهمن 1396 - 14:08
دو اظهار نظر کلی درباره ی تک فرزند بودن وجود دارد. نخست اینکه تک فرزندی به دلیل نبود رقابت باعث می شود...
دو اظهار نظر کلی درباره ی تک فرزند بودن وجود دارد. نخست اینکه تک فرزندی به دلیل نبود رقابت باعث می شود کودک از ثبات عاطفی بیشتری برخوردار باشد و دوم اینکه کودک به دلیل نبود برادر و خواهر ، در تکامل رشد عاطفی و سازگاری با مشکل رو به رو میشود.
به طور کلی روانشناسان تلاش می کنند نظر دوم را اثبات کنند . صحیح نیست که گفته شود مشکلات ، اجتناب ناپذیر و حتمی هستند ، بلکه بهتر است بگوییم وقتی چشمانمان را بر آنها ببندیم ، ناامید کننده و ویرانگر خواهند بود. یکی از مهم ترین مشکلات ، باورهای بسیار محافظه کارانه ی والدین درباره ی تک فرزندهاست.
به زبان ساده محافظه کاری افراطی یعنی توجه بیش از حد به کودک. این کودک علاوه بر تنها بودن ، اولین فرزند خانواده نیز هست.
طبیعی است که والدین در رویارویی با فرزندان دوم و سوم اعتماد به نفس بیشتری دارند. روند مراقبت از نخستین فرزند با اضطراب ها و نگرانی های فراوانی همراه است.
یکی از این نگرانی ها قطعا بی تجربه بودن پدر و مادر است ؛ هرچند دلایل دیگری نیز وجود دارد که به راحتی نمی توان آنها را شناخت. برخی از این دلایل به انگیزه های کلی والدین از داشتن یک فرزند مربوط است.
جدا از محدود سازی تولد کودک برخی افراد توان پذیرش مسئولیت کودکان بیشتر را ندارند . بعضی ها تصور می کنند اوضاع مالی شان با تعدد کودک به خطر می افتد و برخی دیگر نیز که شهامت بازگو کردن آن را ندارند تک فرزندی را ترجیح می دهند.
گرچه شاید دلایل بسیار زیاد دیگری وجود داشته باشد اما این دلایل می تواند نگرش محافظه کار والدین را تقویت کند.
طبعا افراد به دلیل بی تجربگی ، احساس نا امنی یا نداشتن علاقه ی کافی به تعدد فرزند ، می کوشند با توجه بیشتر به تنها کودک خود ، احساساتی را که با آن مواجه هستند پنهان یا با آن احساسات مبارزه کنند.
شاید چنین والدینی به رغم مشکلات مالی نسبی ، نسبت به والدین دیگری که چندین فرزند دارند ، هزینه های بیشتری را صرف کودک خود کنند. در واقع آنها با توجه بیش از حد به کودک با بی تجربگی خود دست و پنجه نرم می کنند.
همه ی این موارد کنار هم به شکل گیری نگرش بسیار محافظه کارانه ی والدین منجر خواهد شد.
همین نگرش معمولا باعث می شود موانع عاطفی خاصی در خلال رشد کودک به وجود بیاید. کودک در این شرایط ، ناز پرورده بار می آید و در نتیجه دیرتر به بلوغ می رسد.
طبیعی است که این کودک در محیط خانه برو بیایی دارد ، ولی با کوچک ترین مخالفت در خارج از محیط خانه ، با سرخوردگی و انزوای فراوان رو به رو می شود.
شاید انتظار داشته باشد که همه مانند پدر و مادرش به او توجه کنند.
او به سختی میتواند با افراد دیگر ارتباط برقرار کند ؛ زیرا در خانه تجربه ای در این زمینه به دست نیاورده است. این کودک هرگز ناچار نبوده است محبت پدر و مادر خود را با برادر یا خواهرش تقسیم کند ، یا در بازی کردن و لباس پوشیدن با آنها درگیر شود.
توجه کنید که تعامل این کودک با کودکان دیگر به دلیل نیاز به حضور در محیط های اجتماعی این چنینی دچار مشکل میشود.
اکنون چگونه میتوانیم جلوی این مشکلات را بگیریم؟ خیلی از افراد تعدد فرزند را پیشنهاد می کنند. اگر چه این مشکلات بیشتر در مورد کودکان خانواده های تک فرزند رخ می دهد ، اما تعدد کودک تضمینی برای سازگاری یک کودک نیست.
در عوض پیشنهاد می کنیم گرایش های محافظه کارانه ی خود را کنترل کنید. بهترین شاخص برای آگاهی از رشد و بلوغ عاطفی کودک این است که کیفیت روابط او را با کودکان هم سن و سالش بسنجیم.
تلاش در تقویت این حوزه می تواند بسیاری از مشکلات تک فرزندی را برطرف کند. اگر او دوستان زیادی داشته باشد و روابط خوبی نیز میان آنها حاکم باشد ، به آن معناست ما در برابر کودک خود رفتارهای محافظه کارانه ی افراطی نداشته ایم.
هرچه بیشتر به او اجازه دهیم مانند دیگران رفتار کند ، کمتر احساس می کند که تنها فرزند خانواده است.
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: