523
کد: 181623
01 شهريور 1397 - 15:22
بازی کردن حق کودکان است و باید توسط خود بازیکن ها( یعنی همان بچه ها) برگزار شود.
داشتن حق مساوی، داشتن حق تحصیل و داشتن حق…بازی؟
بله، سازمان ملل متحد گفته بازی کردن حق کودکان است . بازی یکی از حق های اساسی ای است که تمام کودکان باید به آن دسترسی داشته باشند. بازی برای سلامت روان کودکان بسیار مهم است و باعث افزایش مهارت های اجتماعی، ساخت اعتماد به نفس و انعطاف پذیری آن ها می شود.
اما در ۶۰ سال گذشته، کاهش چشمگیری در قابلیت بازی کردن کودکان بوجود آمده. دکتر Peter Gray، پرفسور و محقق روانشناس در کالج بوستون می گوید، هیچ تشابهی میان آزادی ای که من در زمان کودکی خود داشتم با آنچه کودکان امروز تجربه می کنند وجود ندارد.

بازی آزادانه یا بازی بدون برنامه ریزی
بازی کردن حق کودکان است و باید توسط خود بازیکن ها( یعنی همان بچه ها) برگزار شود. دکتر Debbie Rhea، بنیان گذار و رئیس پروژه ی LiiNK و پروفسور در دانشگاه کریستینای تگزاس می گوید: بازی آزادانه برای کودکان بی نظیر است. چرا که کودکان می توانند هر آنچه که می خواهند باشد. بزرگ تری نیست تا کودکان را راهنمایی کند یا به آن ها بگوید با فضای اطراف، یا وسایل موجود خود چه کار کنند. این خود کودک است که باید بفهمد چه کار کند، چگونه آن کار را انجام دهد یا قوانین بازی چه خواهند بود یا …
بازی کردن حق کودکان است زیرا در این بستر کودکان مهارت هایی را فرا خواهند کرفت که نه تنها به وضعیت حالشان کمک می کند بلکه به آن ها این امکان را می دهد که در آینده جوانانی موفق و خوشحال باشند.

بستن اعتماد به نفس
آیا به یاد می آورید که لبه ی یک استخر ایستاده اید و مطمئن نیستید که می خواهید بپرید یا نه و در نهایت می پرید؟ یا به این فکر می کنید که آن درخت بلند تر از آن حدی است که بتوانید از آن بالا بروید اما بعد دست به کار شوید؟ هنگامی که فردی این کار ها را انجام می دهد، دارد خودش را از قصد در برابر ترس قرار می دهد. Gray می گوید: اینگونه است که شما شجاعت را یاد خواهید گرفت. این گونه یاد می گیرید چطور در وضعیتی دلهره آور قرار گرفته و پیروز مندانه از آن بیرون بیایید. شما می توانید خود را کنترل کنید. پس مضطرب نشوید.
هنگامی که کودکان در وضعیت ” بهتر است این کار را بکنم یا نه” قرار می گیرند، احتمال دارد بخواهید جلو رفته و مانند قهرمانی به کودکتان کمک کنید. اما بهتر است به آن ها اجازه دهید تا خودشان با این ترس روبه رو شوند. Rhea می گوید: فلسفه ی من این است که شما با این کار چیزی را درست نمی کنید. شما با تنها گذاشتن آن ها به آن ها این امکان را می دهید تا اعتماد به نفس، عزت نفس و انگیزه ی ذاتی خود را افزایش دهند. این حالت از آجه ما امروزه تجربه می کنیم سالم تر است. امروزه ما با گروه بزرگی از کودکان طرف هستیم که تمام انگیزه هایشان بیرونی است.

دوستان
اولین باری که یک کودک کودک دیگری را هل می دهد، ممکن است با واکنش منفی ای رو به رو شود اما با این حال عمل خود را تکرار کند. اما در نهایت کودک دوم از صحنه دور خواهد شد. Rhea می گوید: بعد ازمدتی او با خود خواهد گفت: باشد من نمی توانم این کودک را هل بدهم. چرا که اگر این کار را بکنم او دیگر با من بازی نخواهد کرد. آن ها با انجام این اعمال کم کم واکنش دیگران را و در نتیجه عملکرد خود را زیر نظر می گیرند.
Gray اضافه می کند: بازی کردن یک بستر است برای یادگیری ارتباط برقرار کردن با دیگر کودکان. دلیل آن، آزاد بودن کودکان و انگیزه های درونی آن هاست. پس بهتر است شما کنار بایستید. به این دلیل، بازی کردن یکی از دموکراتیک ترین عملیات های موجود است.

مشکل حل شد
هنگامی که کودکانی که مدت زمان بیشتری را به بازی مشغولند با کودکانی که مدت زمان بیشتری را به انجام فعالیت هایی که بزرگسالان برای آن ها برنامه ریزی کرده اند می پردازند مقایسه می کنیم، متوجه تفاوت فاحشی در عملکرد اجرایی آن ها خواهیم شد. به توانایی ساخت و استفاده از یک برنامه برای حل کردن مشکلات، عملکرد اجرایی می گویند.
Gray در این زمینه می گوید: حرف فوق با این نظر که اتصالات فوقانی مغز ( بخشی از مغز که به این موارد مربوط است) در حال رشد است، همراه است. بازی کردن به کودکان یاد می دهد چگونه کنترل زندگیشان را در دست بگیرند، خودشان تصمیم بگیرند و این حس در آن ها ایجاد شود که آن ها می توانند مشکلات خود را حل کنند. آن ها کم کم به این نتیجه می رسند که می توانند با مشکلات موجود در راهشان مقابله کنند چرا که در حال بازی کردن در بیرون، با آن ها مواجه می شوند.

کودکی شاد و سالم
از سال ۱۹۶۰ محققان و معلمان از مقیاس کنترل ناحیه ی درونی بیرونی Rotter برای فهم چگونگی ارتباط برقرار کردن ما با محیط اطرافمان استفاده می کنند. با کم شدن بازی آزادانه، ناحیه بیرونی کنترل ( یعنی اینکه شما فکر کنید توسط قضا و قدر یا وضعیت یا آدم های دیگر کنترل می شوید) افزایش یافته و ناحیه ی درونی کنترل، که برعکس آن است، کاهش یافته.
تحقیقات و شواهد زیادی وجود دارد که اگر شما ناحیه ی درونی کنترل نداشته باشید، مستعد ابتلا به اضطراب و افسردگی هستید. این پدیده با افزایش این گونه اختلالات در کودکان و نوجوانان سازگار است.

نقش والدین کجا شروع می شود؟
اگر با خواندن این مقاله احساس کردید که بیش از حد زندگی فرزندتان را کنترل کرده و احساس گناه می کنید، لحظه ای صبر کنید.
ما هر روزه در مورد اهمیت تحصیلات و حفاظت از کودکان از آنچه که دنیای رقابتی بیرون در چنته ی خود دارد، می شنویم. اما به ندرت چیزی در مورد روی دیگر این سکه به گوشمان می خورد. Gray می گوید: ما به حد قابل توجه ای نیاز داریم بیشتر در این مورد اطلاعات کسب کنیم. حتی اگر قابل توجه نبود، باید اطلاعاتی در مورد خطر های نگرانی و مراقبت بیش از حد از کودکان، استرس بیش از حد در مدرسه و بازی نکردن در بیرون خانه بدست بیاوریم.
Rhea در تایید این حرف می گوید: می دانم انجام این کار در این روز ها سخت است. ما باید اجازه دهیم والدین والدین باشند و کودکان هم کودکان. امیدوارم والدین بتوانند کمی آرامش خود را حفظ کنند و به کودکان اجازه دهند کمی بیشتر دنیای اطرافشان را تجربه کنند.
هر ذره ی کوچکی هم کمک می کند. و اولین قدم، تغییر در طرز فکر ماست. Gray می گوید: والدین باید روی خود کار کنند تا متوجه شوند بازی یک زمان به هدر رفته نیست. بلکه بازی کردن حق کودکان است و بازی جا و زمانی است که مهم ترین مهارت های انسان ها در آن شکل می گیرد.
منبع: سرسره
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: