306
کد: 194748
18 اسفند 1397 - 15:04
تک فرزندی که در خانواده ی تک سرپرست زندگی میکند قادر است قدرت مسئولیتی بیش از آنچه را که لازم است پذیرا شود.

رشد عبارت است از به دست آوردن قدرت لازم برای انتقال از وابستگی به استقلال. این قدرت نیز به تدریج از طریق بر عهده گرفتن مسئولیت های بیشتر پدید می آید. البته خطری که تک فرزندان را تهدید می کند این است که حد و مرز مسئولیت هایی را که به آنها واگذار شده است رعایت نکنند و دچار سوء تفاهم شوند.
دوست و همدم بودن همواره به معنی برخوردار بودن از حقوق یکسان نیست. گاه تک سرپرست ها ناچارند که حد و مرز تصمیم گیری را برای تک فرزند خود مشخص کنند و بگویند : (( اگر از تو میخواهم که درباره ی نحوه ی خرج کردن پول مان به من کمک کنی منظورم این نیست که تو باید درباره ی نحوه ی هزینه کردن درآمدمان تصمیم بگیری.این وظیفه ی من است که تعیین کنم توانایی خرید چه چیزی را داریم)).
تک فرزند باید بیاموزد که مسئولیت با قدرت تفاوت دارد مشورت با حکمرانی متفاوت است وارد شدن در فرآیند تصمیم گیری الزاما خروج موفقیت آمیز از آن را تضمین نمیکند برخی قوانین فقط به کودکان اختصاص دارد و والدین ناگریز به رعایت آنها نیستند.
تک فرزندی که در خانواده ی تک سرپرست زندگی میکند قادر است قدرت مسئولیتی بیش از آنچه را که لازم است پذیرا شود.
اگر پدر یا مادری که همسر خود را از دست داده است تصمیم بگیرد ازدواج مجدد کند تک فرزند او زیر فشار روحی شدید قرار می گیرد زیرا احساس می کند که شخص دیگری وارد رابطه ی دوستانه و عاطفی او با پدر یا مادرش شده است.
در این مورد پدر یا مادر تصور میکند که تک فرزند او حسادت میکند. اگر تک فرزند و تک سرپرست دو جنس متفاوت باشند اصطکاک یاد شده با شدت بیشتری بروز میکند.
تک سرپرست ها چگونه میتوانند رابطه ی عاطفی خود را با تنها فرزندشان به نحوی تنظیم کنند که امکان ازدواج آنها نیز فراهم باشد؟ پدر یا مادر ممکن است از مخالفت تنها فرزندش عصبانی شده و بگوید: (( تو نمیتوانی مانع از ازدواج من شوی )) یا از ازدواج کردن صرف نظر کند و بگوید : (( من نمیتوانم با ازدواج کردن فرزندم را ناراحت کنم.))
هیچ یک از واکنش های فوق مناسب نیست زیرا هر دو آنها از رویارویی با احساس ترس و ناراحتی فرزندشان گریزان هستند و نمیتوانند با این احساسات برخوردی مناسب داشته باشند.
پدر یا مادر باید به فرزند خود اطمینان بدهند که ازدواج آنان به رابطه ی عاطفی با فرزندشان آسیبی وارد نمی سازند. آنان نباید اجازه دهند که فرزندشان به جای آنها تصمیم بگیرد.

تک سرپرست چگونه میتواند به تنها فرزند خود کمک کند تا رابطه ی عاطفی اش را در معرض تهدید نبیند؟
این کار تنها از طریق تعیین جایگاه تک فرزند و توضیح مکرر به او ممکن است. تک فرزند باید بیاموزد که محدوده ی تصمیم گیری او تا کجاست.
مثلا هنگامی که به تک فرزند مسئولیت بیشتری واگذار میشود همچون شغل نیمه وقت یا.... ، پدر یا مادر او باید حد و مرز تصمیم گیری فردی و خانوادگی را مشخص سازند و به او بگویند : (( من تصمیم می گیرم که تو کجا کار کنی و اگر مشغول کار شدی تصمیم گیری در مورد این که چند ساعت در هفته میتوانی کار کنی و چه مقدار از درآمدت را باید پس انداز کنی به عهده ی من است. حوزه ی اختیارات فردی تو در این حد است که باقیمانده ی درآمدت را چگونه خرج کنی و چه رفتاری در محیط کارت داشته باشی)).
در چنین شرایطی پدر یا مادر باید فرزند را قانع کند تا بپذیرد که بخشی از اوقات پدر یا مادر به مسائل شخصی شان اختصاص دارد : (( من دوست دارم با تو باشم ولی به رابطه ی دوستانه با بزرگسالان نیز نیاز دارم . شاید روی تصمیم بگیرم که دوباره ازدواج کنم ولی قول می دهم که قبل از هر تصمیمی با تو مشورت کنم و به تو فرصت دهم که با همسر آینده ام آشنا شوی. ازدواج من تاثیری در میزان علاقه ای که به تو دارم نخواهد داشت و هر سه ی ما درباره ی زندگی مشترکمان تصمیم خواهیم گرفت)).
با توجه به دلایلی که ذکر شد و همچنین در نظر گرفتن مواردی که در پی خواهد آمد پدر یا مادر باید روابط اجتماعی خود را پویا نگاه دارند:
1- کودک باید بداند که او تنها همدم پدر یا مادرش نیست تا روابط اجتماعی خود را به پدر یا مادرش محدود نکند.
2- کودک باید بداند که او تنها محرم راز پدر یا مادرش نیست زیرا در غیر این صورت زمانی که باید احساسات کودکانه را بیازماید به طور زودرس احساسات بزرگسالان را تجربه می کند.
3- کودک باید بداند که پدر یا مادر تنها حامی او نیستند. درک چنین واقعیتی به او کمک می کند تا در مواقع اضطراری از حمایت سایر افراد استقبال کند.

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: