99
کد: 195330
26 اسفند 1397 - 10:24
ترس متداول ترین مسئله ی ناشی از حساسیت در کودکان است. بسیاری از کودکان در طی رشد از چیز یا وضعیت خاصی می ترسند.

ترس متداول ترین مسئله ی ناشی از حساسیت در کودکان است. بسیاری از کودکان در طی رشد از ((چیز)) یا وضعیت خاصی می ترسند. حتی بعضی از ترسها برای رشد سالم یک کودک ضروری اند. مثلا معمولا نوزادان حدود نه ماهه از افراد بیگانه می ترسند. این ترس طبیعی به شمار می آید و نشانه ی مثبتی است که توانایی کودک را در تشخیص افراد آشنا ( مانند پدر یا مادر) از افراد بیگانه نشان می دهد.
به همین ترتیب بعضی ترس ها در سنین معینی در بسیاری از کودکان شکل می گیرد. مثلا بچه های دو یا سه ساله اغلب از تنها ماندن در تاریکی می ترسند. آنها تا وقتی پدر یا مادرشان را در کنار خود میبینند با اعتماد به نفس و حتی ماجراجو به نظر می رسند اما همین که این منبع اطمینان بخش در تاریکی ناپدید شود این کودکان شبیه کودکان کوچک تر رفتار میکنند.
ممکن است بچه های هشت یا نه ساله درباره ی ( مرگ ) نگران باشند. در حدود همین سن است که کودکان به مفاهیم مربوط به زمان آگاه تر می شوند و بنابراین خلاف کودکان خردسال تر آنها قادرند مرگ را به عنوان یک تهدید دائمی درک کنند و از آن بترسند.
وقتی ترس خارج از چارچوب رشد طبیعی ایجاد میشود و بر توانایی کودک در زندگی کردن چنان اثری میگذارد که با کودکان همسن خود متفاوت می شود این ترس مشکل آفرین است.

وقتی ترس به ترس بیمارگونه تبدیل میشود
طول زمانی که یک کودک میترسد میتواند نشانه ای برای نگرانی باشد. به استثنای شرایط غیرعادی ، بیشتر کودکان چند روز تا چند هفته پس از یک رویداد ترسناک آن را پشت سر می گذارند.ترسی که ماه ها و حتی سالها کودک را اسیر خود نگه می دارد غیرعادی است.
چنین ترسهایی بر توانایی کودک در رویارویی با چالش های متعارف مربوط به رشد تاثیر میگذارند. ممکن است یک کودک نوپا از بازی کردن با کودکان دیگر دست بکشد و همین که بیش از یکی دو قدم از پدر یا مادر دور بشود احساس ناامنی کند. یک کودک دبستانی که تازه دوچرخه سواری یاد گرفته ممکن است دیگر دوچرخه سواری نکند : (( چون شاید دوباره زمین بخورم)).

رویدادهایی که ترس های بیمار گونه را فعال میکنند
ممکن است کودکان بی آنکه رویداد بسیار ترسناکی را تجربه کرده باشند هراسان باشند. بسیاری از پدر و مادرها به خاطر نمی آورند که رویداد خاص ترسناکی علت احتیاط بیش از حد یا ترس فرزندشان باشد.
بعضی از پدر و مادرها حتی نگرانند که مبادا رفتار کودکشان به علت ضربه ی عاطفی یا خشونتی باشد که از آن بی اطلاع هستند. اگر کودکی که سالها شاد ، خونگرم و بی واهمه بوده ناگهان هراسان شود ممکن است این نگرانی موجه باشد.
اما در بیشتر موارد کودک سابقه ی احتیاط یا حساسیتی دارد که به نخستین سالهای زندگی اش باز میگردد و حاکی از حساسیت یا ترس ذاتی اوست.
کودکانی که طبیعت حساسی دارند یا کمرو هستند و به (( وقفه ی رفتاری)) دچارند که پیش از این شرح داده شد ممکن است در واکنش به آنچه برای یک کودک معمولی فقط تغییر جزیی شرایط است هراسان بشوند. حتی دیدن شخصی که لباسی پوشیده که با نوع لباس های آشنایان کودک متفاوت است میتواند موجب ایجاد هراس در این کودکان بشود.
روزی یکی از پژوهشیاران خوش اخلاق با لباس یک دلقک در برابر این کودکان ظاهر شد و نتیجه اش این شد که تا چند هفته پس از آن پدر و مادرها برای حل مشکل ( ترس از دلقک) که ندانسته در کودکشان ایجاد شده بود تقاضای کمک میکردند.
تقریبا هر منظره ، صدا ، بو ، مزه یا هر احساس غیرعادی دیگری میتواند موجب نوعی فشار اضافی حسی در این کودکان بشود و آنها را هراسان یا ناراحت کند.
مجموعه ی کاملی از تجربه های حسی جدید ( مثلا همه ی رویدادهای مربوط به اسباب کشی به خانه ی جدید) میتواند تنش زا یا حتی تکان دهنده محسوب شود. این کودکان اغلب پس از چنین وقایعی هواس شدیدتر و مداومی نشان می دهند که بر کارهای روزمره ی آنها تاثیر می گذارد. در این مرحله معمولا پدر ومادرها به این فکر می افتند که اقدامی بکنند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: