202
کد: 198336
11 ارديبهشت 1398 - 17:53
در حال حاضر 10 درصد زوج‌های کشور نابارور هستند که آخرین راهکار درمانی برای تنها یک تا 2 درصد استفاده از روش رحم جایگزین است.

تکنولوژی‌های جدید درمانی، مسائل اخلاقی، فقهی و حقوقی بسیاری را به دنبال دارد. روش‌های پیشرفته کمک باروری طی سال‌های ورود خود به عرصه پزشکی، باعث سوالات حقوقی بسیاری شده که اکثر آنها جواب مشخصی نداشته و نیاز به تحقیق و تفحص دارند. مسائل مربوط به باروری از آنجا که به خصوصی‌ترین وجه زندگی انسان می‌پردازد دارای وجوه حقوقی بیشتری نسبت به سایر روش‌ها و تکنیک‌های درمانی است.
در حال حاضر 10درصد زوج‌های کشور نابارور هستند که آخرین راهکار درمانی برای تنها یک تا 2 درصد استفاده از روش «رحم جایگزین» است؛ روشی که در چند سال اخیر به لحاظ حقوقی حرف و حدیث‌های فراوانی به همراه داشته است، اما متاسفانه این شیوه درمان ناباروری با خلأ قانون جامع و مانع روبه‌رو بوده به همین دلیل چند سالی است، پژوهشگاه رویان با همکاری سایر مراکز در قالب همایشی به نام کنگره سالیانه اخلاق و حقوق باروری به چالش‌های روش درمانی رحم جایگزین می‌پردازد.
از این‌رو با دکتر کیارش آرامش، دبیر علمی کنگره و معاون پژوهشی مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی گفت‌وگویی کرده‌ایم تا زوایای پیدا و پنهان حقوقی این روش درمانی را بیشتر بشکافیم.

آقای دکتر، شاید خیلی‌ها فقط نام رحم جایگزین را شنیده باشند، کمی در این‌باره توضیح دهید
رحم جایگزین که ترجیح می‌دهم اسم آن را مادر جایگزین بنامم، یک روش کمک باروری است که به دسته‌ای از زوج‌های نابارور که زوجه (زن) قادر به طی کردن فرآیند بارداری نیست، کمک می‌کند که فرزند دار شوند. مادر جایگزین انواع مختلفی دارد اما نوع کلاسیک و کامل آن به این شکل است که در یک خانواده، زوج دارای اسپرم بوده و زوجه نیز دارای تخمک است، بنابراین آقا و خانم از لحاظ «گامت» می‌توانند بچه‌دار شوند اما زوجه یا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد که مراحل بارداری را طی کند؛ البته در ایران این روش کمتر به دلیل خراب نشدن اندام انجام می‌شود. بنابراین بیشتر، زنانی درگیر این روش می‌شوند که به دلیل یک ناهنجاری رحمی یا نداشتن رحم نمی‌توانند بارداری را طی کنند در حالی که تخمدان آنها سالم بوده و قادر به تولید تخمک است.
به این دلیل در آزمایشگاه، از تخمک زن و اسپرم مرد، سلول تخمی درست کرده و تکثیر می‌کنند و در نهایت رویان‌های تولید شده به رحم فرد دیگری منتقل می‌شود تا این خانم دوران بارداری را طی کند و پس از تولد، نوزاد به زوج خواهان تحویل داده شود.

چرا شما تمایل دارید که از لفظ مادر جایگزین به جای رحم جایگزین استفاده شود؟
انسان یک عضو نیست و زنی هم که باردار می‌شود فقط رحمش درگیر بارداری نیست بلکه تمام وجودش درگیر بارداری می‌شود به‌ طوری که کسی اگر فرآیند بارداری یک زن را دیده باشد متوجه می‌شود که زن باردار تنها رشد یک موجود را در بدن خود تجربه نمی‌کند بلکه قلب، احساس و روح مادر با بچه در ارتباط است. حتی برخی مادرها از یک دوره‌ای با بچه داخل رحمشان صحبت می‌کنند و وقتی بچه لگد می‌زند خوشحال شده و با او ارتباط برقرار می‌کنند. بنابراین تعبیر رحم جایگزین ریشه در تعبیر رحم کرایه‌ای دارد که اصطلاح قدیمی و متعلق به دوران برده داری است که در این حالت رحم انسان‌ها را می‌توان کرایه کرد در حالی که این اقدام یک کار کرایه‌ای نبوده و انسان یک عضو نیست بلکه فردی که جنین را در رحم خود بزرگ کرده و به دنیا می‌آورد، مادر است. مادر جایگزین با کرامت انسانی سازگار است چرا که شیوه کرامت انسانی همیشه هدف است و نباید به عنوان ابزار دیده شود.

آیا استفاده از رحم جایگزین به دلیل تمایل نداشتن به حاملگی در کشورها رایج است؟
اصولا مساله مادر جایگزین در کشورهای توسعه یافته که قانونی برای آن دارند متفاوت از سایر کشورها مانند ایران است. در این کشورها جایگزینی تجاری جایی ندارد که من هم موافق این شیوه هستم یعنی هیچ خانمی نباید با دریافت پول مادر جایگزین شود.حتی در برخی کشورها، شکل تجاری آن مطلقا ممنوع است. در برخی از کشورهای توسعه یافته که اجرای مادر جایگزین مجاز است تنها با هدف نوع دوستانه انجام می‌شود. البته در ایران متاسفانه نوع تجاری آن وجود دارد؛ یعنی یک خانم در ازای نگه داشتن جنین زوج دیگر پول دریافت می‌کند. این در حالی است که کشورهای توسعه یافته اعتقاد دارند زوجی که نمی‌توانند بچه‌دار شوند نباید با پرداخت هزینه‌، فردی را پیدا کنند که نقش مادر جایگزین را ایفا کند. بلکه باید یک دوست قدیمی، خواهر و یا حتی مادری را پیدا کنند که تمایل به انجام این کار داشته باشد.

حامل جنین یا خانمی که نقش مادر جایگزین را بازی می‌کند باید چه شرایطی داشته باشد؟
2 دسته شرایط وجود دارد؛ یک دسته شرایطی فنی و پزشکی است و دیگری شرایط حقوقی و فقهی؛ یعنی این فرد باید در سنی باشد که بتواند بارداری را تحمل کند و از لحاظ بدنی، توانایی جسمانی لازم را داشته باشد. در بعد فقهی و حقوقی نیز به عنوان مثال در حال حاضر در کشور ما خانم‌های شوهردار که قبلا بارداری را تجربه کرده‌اند می‌توانند نقش مادر جایگزین را بازی کنند.

به لحاظ قانونی‌ آیا اهدای جنین هم مانند مادر جایگزین ضعف حقوقی دارد؟
برای اهدای جنین در کشور قانون وجود دارد که قانون خوب، جامع و مانعی نیست. در حالی که متاسفانه برای مادر جایگزین اصلا قانونی وجود ندارد، سوال اینجاست که آیا الزاما برای هر روش درمانی که وارد عرصه پزشکی می‌شود باید قانون وضع شود؟ پاسخ منفی است به عنوان مثال هر روزه روش‌های درمانی و جراحی‌های جدیدی ابداع می‌شود بنابراین برای هر کدام باید قانون نوشت! اما به ‌طور کلی وقتی روش درمانی جدیدی در قالب قانون‌های قبلی قابل اجرا نبوده و چالش‌زا باشد لازم است که یا قانون‌های قبلی اصلاح شود یا قانون جدید برای آن تصویب شود.
به عنوان مثال یکی از ضرورت‌های وضع قانون برای روش کمک باروری مادر جایگزین این است که وقتی بچه‌ای به این شکل متولد می‌شود زوجینی که مادر جایگزین گرفته‌اند قصد دارند اسم خودشان در شناسنامه بچه باشد. به عبارت دیگر، اسم مادر بیولوژیک و نه مادر زایمانی در شناسنامه بچه قید شود، اما در حال حاضر اداره ثبت احوال اسم مادر را براساس گواهی بیمارستان می‌نویسد و بیمارستان هم خانمی را که زایمان انجام داده به عنوان مادر فرض می‌کند. بنابراین عملا در مراکزی که مادر جایگزین را انجام می‌دهند برای حل این مشکل یک کار خلاف قانون انجام می‌دهند و مادر زایمانی را به نام مادر بیولوژیک در بیمارستان پذیرش می‌کنند، اما در کل این ابهام در نسب بچه ایجاد می‌شود که مادر این بچه چه کسی است؛ آیا مادر بیولوژیک یا مادر زایمانی؟

به هر حال آقای دکتر، از نظر اخلاقی و قانونی مادر بچه چه کسی است؟
به‌ طور اصولی مادر بچه، مادر بیولوژیک است اما اگر اهدای گامت اصل باشد چون اهداکننده مادر بیولوژیک است مادر واقعی بچه محسوب می‌شود اما اگر مادر زایمانی اصل قرار بگیرد بحث خیلی ساده نخواهد بود. البته به نظر من هر دو مادر هستند اما مادری که از ابتدا قرار است که بچه را بزرگ کند اولویت داشته و مادر اصلی محسوب می‌شود. خانمی که زایمان را انجام داده و در به وجود آوردن بچه نقش داشته است اما نمی‌خواهد که بچه را بزرگ کند مادر دوم بچه خواهد بود. بنابراین باید در ماده 15 قانون ثبت احوال ـ ثبت ولادت باید مستند به تصدیق پزشک یا مامای رسمی با موسسه‌ای که طفل در آنجا متولد شده است باشد، در غیر این صورت واقعه به تصدیق 2 نفر گواه ثبت می‌شود. ـ تبصره‌ای جهت رفع این مشکل اضافه شود.

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: