501
کد: 200730
17 خرداد 1398 - 09:29
بچه‌ها هم مانند بزرگ‌ترها مضطرب می‌شوند. می‌توان اضطراب آنها را کاهش داد. این مطلب به زبانی آسان، اضطراب را برای کودکان توضیح می‌دهد.

تا بحال ترسیده‌ اید؟ همه آدم‌ها بعضی وقت‌ها می‌ترسند. ممکن است رعد و برق باعث شود قلبتان تندتر بزند یا شاید هم وقتی معلمتان اسمتان را صدا می‌کند تا درس بپرسد آب دهانتان خشک می‌شود. بعضی ‌وقت‌ ها هم وقتی می‌خواهید در کلاس درسی را کنفرانس بدهید کف دست‌هایتان عرق می‌کند. از دیدن قلدر مدرسه که مو به تنتان سیخ می‌شود!

نگرانی‌های همیشگی
همه ما گاهی‌ اوقات از چیزی می‌ترسیم. هر چقدر هم که بزرگ یا شجاع باشیم باز هم این اتفاق می‌افتد. بعضی ‌وقت‌ ها ترس می‌تواند چیز خوبی باشد و کمکتان کند سالم بمانید. ترسیدن از نزدیک شدن زیاد به آتش باعث می‌شود نسوزید. و ترسیدن از گرفتن نمره بد باعث می‌شود بیشتر درس بخوانید.
حتی بعضی‌ها از ترسیدن لذت می‌برند. به‌ خاطر همین است که فیلم‌های ترسناک می‌بینند یا سوار اسباب ‌بازی‌ های شهربازی مثل ترن‌ هوایی می‌شوند.

وقت می‌ترسید چه اتفاقی می‌افتد؟
آیا تا بحال فکر کرده‌اید چرا ترسیدن باعث می‌شود ضربان قلبتان تندتر بزند و تندتند نفس بکشید؟ واکنش بدن به ترس واکنش "جنگ یا فرار" نامیده می‌شود. و آدم‌ها از موقع خلقت همیشه آن را داشته‌اند.

این واکنش اینطور عمل می‌کند. تصور کنید که یک غارنشین هستید که صد هزار سال پیش زندگی می‌کرده‌اید و در جنگل با یک ببر تیزدندان روبه‌رو می‌شوید. دو انتخاب دارید، یکی اینکه بدوید و فرار کنید (که همان فرار است) و یکی این که به جنگ ببر بروید (این جنگ است). انتخاب نهایی (که خورده شدن توسط ببر است) انتخاب خیلی خوبی به نظر نمی‌رسد!
امروز هم می‌توانید موقع روبه‌رو شدن با قلدر مدرسه که حرف منطقی را نمی‌فهمد همین واکنش جنگ یا فرار را اجرا کنید. دو انتخاب دارید: یکی اینکه برگردید و فرار کنید، دوم اینکه به جنگ او بروید بااینکه می‌دانید جنگیدن مشکل را برطرف نمی‌کند.
برای اینکه برای واکنش جنگ یا فرار آماده شوید، بدن به‌طور خودکار چند کار انجام می‌دهد تا برای فعالیت یا فرار سریع آماده شود. ضربان قلبتان بالا می‌رود تا خون بیشتری را به عضلات و مغزتان برساند. ریه‌تان تندتر هوا را به داخل خود می‌کشد تا اکسیژن لازم برای بدنتان را فراهم کند. مردمک چشم‌هایتان بزرگ‌تر می‌شود تا بهتر ببیند. و دستگاه گوارش و ادرار کندتر می‌شوند تا بتوانید بهتر روی چیزهای مهم‌تر تمرکز کنید.

اضطراب چیست؟
معمولاً بدن ما زمانی وارد واکنش جنگ یا فرار می‌شود که چیزی برای ترسیدن وجود داشته باشد. اما بعضی ‌وقت‌ها هم این اتفاق وقتی چیزی برای ترسیدن نیست ایجاد می‌شود. وقتی می‌ترسید اما به نظرتان می‌آید چیزی برای ترسیدن وجود ندارد به آن اضطراب می‌گویند.
احساسات دیگری هم همراه اضطراب می آیند مثل حس تنگ شدن سینه، دل‌درد، سرگیجه یا حس اینکه یک اتفاق بد و وحشتناک قرار است بیفتد. این احساسات می‌تواند خیلی ترسناک باشد. بعضی ‌وقت‌ها اضطراب برای کارهایی که لازم است انجام دهید مثل درس یاد گرفتن یا خوابیدنتان مشکل ایجاد می‌کند.
برای بعضی از بچه‌ها احساس‌ها اضطراب و نگرانی هر زمانی ممکن است اتفاق بیفتد. برای بعضی‌های دیگر فقط بعضی‌ وقت‌ها مثل وقتی برای اینکه جایی بروند خانه و خانواده‌شان را ترک می‌کنند اضطراب به وجود می‌آید. برای بعضی‌ها این حس اضطراب همیشه وجود دارد و در زندگیشان ایجاد مشکل می‌کند.
بعضی از بچه‌ها هم دچار وحشت هستند، یعنی یک حس ترس خیلی زیاد از یک چیز خاص مثل بلندی، کیفی، عدد 13 و یا سوسک و عنکبوت.

چرا آدم‌‌ ها اضطراب می‌گیرند؟
اضطراب ممکن است ارثی باشد یا فرد بعد از اینکه اتفاق خیلی بدی برایش افتاد مثل یک تصادف ماشین، دچار اضطراب شود. بعضی‌وقت‌ها بعضی بیماری های خاص هم ممکن است حس اضطراب ایجاد کند. مصرف بعضی داروها یا موادمخدر هم اضطراب می‌آورد.
یک توضیح دیگر آن می‌تواند مواد شیمیایی موجود در سلول‌های اعصاب مغز باشد. اینکه چطور مواد شیمیایی موجود در سلول‌های عصب مغزی ما متعادل شوند به احساس و عمل ما بستگی دارد. یکی از این مواد سروتونین است. سروتونین یکی از موادشیمیایی موجود در مغز است که به فرستادن اطلاعات از یک سلول عصب مغز به دیگری کمک می‌کند. اما برای خیلی از افرادی که اضطراب دارند، این سیستم همیشه خوب کار نمی‌کند.
بعضی از دانشمندها هم فکر می‌کنند که یک قسمت مخصوص در مغز واکنش فرار یا جنگ را کنترل می‌کند. وقتی مضطرب هستید مثل این می‌ماند که همیشه دکمه واکنش جنگ یا فرار شما روشن باشد—یعنی حتی وقت‌هایی که خطر واقعی وجود ندارد. این مسئله باعث می‌شود نتوانید روی پیزهای دیگر خوب تمرکز کنید.

کنار آمدن با اضطراب
اضطراب قابل درمان است. اگر فکر می‌کنید بیشتر از حالت عادی اضطراب دارید و می‌ترسید، قبل از اینکه این مسئله در زندگی و درس‌هایتان مشکل ایجاد کند به مادر یا پدرتان بگویید.
والدینتان ممکن است شما را پیش دکتر ببرند و دکتر می‌تواند مشکلی که باعث می‌شود مضطرب باشید را پیدا کنید. دکتر و مشاور روانشناس به شما کمک می‌کنند با حرف زدن، انجام بعضی کارها و فعالیت‌ها، ورزش‌ها یا مصرف دارو اضطرابتان را کم کنید.
البته اگر با یک ببر تیز دندان تیز چنگال شاخ به شاخ شوید تنها کاری که می‌توانید بکنید این است که...فرار کنید!

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: