389
کد: 201478
25 خرداد 1398 - 09:06
وظیفه من به عنوان یک مادر این است که از فرزندم مراقبت کنم و متاسفانه این نوع محافظت گاه با برهم زدن خلوت و شکستن حریم خصوصی فرزندم همراه است.

حریم خصوصی فرزندت را نشکن
این راه تربیت او نیست!
امروز صبح که داشتم پسرم را برای صدمین بار صدا می کردم تا از خواب بیدار شود و خود را برای رفتن به مدرسه آماده کند به یاد این مسئله افتادم. پسرم خودش را به مریضی زده بود و نمی خواست از جایش بلند شود، اما من کوتاه نمی آمدم و مجبور شدم با او کمی تندی کنم و بگویم که اگر خودش آماده نشود به اجبار لباسش را به تنش کرده و او را به مدرسه خواهم برد. آخر هم همین کار را کردم!
وظیفه من به عنوان یک مادر این است که از فرزندم مراقبت کنم و متاسفانه این نوع محافظت گاه با برهم زدن خلوت و شکستن حریم خصوصی فرزندم همراه است. درحالیکه او حق دارد خلوت خود را داشته باشد، اما من به درستی نمی دانم این چارچوب خلوت او به چه نحو است. کجا می توانم او را به حال خود رهاکنم و کجا باید وارد عمل شوم.

حدود ِاختیارات والدین در رابطه با فرزندانشان
شکی نیست که پدرومادرها باید قوانینی منطقی در خانه وضع کنند و درکنار آن، اصول درست زندگی را هم به فرزندانشان یادبدهند. اما این قدرت اختیار بی حد و مرز نبوده و دارای چارچوبی مشخص است. بچه ها نیز به همین منوال دارای حق و حقوقی درباره ی استقلال خود هستند. اگر او مریض است یا تظاهر به مریضی می کند، این من هستم که می توانم به عنوان مادر یا پدر در بدست آوردن سلامتی و رفتن به مدرسه به او کمک کنم. ولی نهایتا حق تصمیم گیری با خودش است و بدین ترتیب، او می تواند عزت نفس خود را حفظ کند.

والدین باید این اصول و مقررات را به فرزندانشان یادبدهند
احتیاط های لازم درمورد امنیت و سلامتی(به هنگام ردن شدن از خیابان به هر دو طرف نگاه کن، شب ها مسواک بزن)
اخلاقیات(دزدی و زورگویی نکن، با خواهرت رفتار درستی داشته باش)
آداب و رسوم(پای خود را روی میز نگذار، خودن اتاقت را تمیز کن)
اما بچه ها هم باید از آزادی منطقی برخوردار باشند. این ها در حوزه اختیار فرزندان است:
انتخاب دوستان
استفاده از اقلام رسانه ای:کتاب، موسیقی، فیلم
مدل مو و انتخاب لباس
گاهی اوقات مرزبندی ها به هم می ریزد و پدرومادر مجبورمی شوند وارد خلوت فرزند شوند.
انجام تکالیف مسئله ای است که والدین باید به آن رسیدگی کنند و مطمئن شوند که فرزندشان کاری را که به او محول شده است به اتمام رسانده باشد، اما کی و چگونگی انجام آن دیگر به والدین مربوط نمی شود. مثلا اینکه: تکالیف خود را در چه شرایطی انجام می دهد، موسیقی گوش بدهد یا نه، قبل از مدرسه باشد یا بعد از آن، قبل از خواب باشد یا بعد از شام.
دوستان دردسر ساز نیز موضوعی دوجانبه میان شما و فرزندانتان است. دردسر زنگ خطری برای رعایت احتیاط است، اما انتخاب دوست مقوله ای کاملا شخصی است. پدرومادر باید به فرزند هشدار بدهند، امما نمی توانند او رامجبور به دوست بودن با فرد مورد نظرشان کنند.
اینترنت و فضاهای اجتماعی مجازی نیز از موضوعات پیچیده هستند. خشونت و آزارهای اینترنتی به کمیته های اخلاقی و امنیتی مربوط است، ولی تا چه میزان؟ کدام نوع؟
در این میان، بالارفتن سن فرزند هم نقش مهمی ایفامی کند. همچنانی که فرزندان از دوران کودکی به نوجوانی می رسند، والدین حریم خصوصی بیش تری برای فرزندان خود قائل می شوند و حق دخالت خود را در زندگی آن ها کم تر می کنند تا آنکه آنان به دوران جوانی می رسند و تقریبا اختیار کامل زندگی خود را دست می گیرند.
همه نوجوانان مثل هم نیستند. برخی در سن ۱۲ سالگی آزادی مطلق می خواهند. بعضی دیگر هم مانند بره راهی مسلخ به تمام قوانین منطقی و غیرمنطقی رضایت می دهند. اما بسیاری از نوجوانان راه تعادل پیش می گیرند.
مواقعی هست که فرزند ما نمی خواهد تصمیم درستی در زندگی بگیرد، مثل روزهایی که برای رفتن به مدرسه تنبلی می کند و آن وقت من یا پدرش هستیم که با توجیهات خود او را متوجه اشتباهش می کنیم. اما گاه ممکن است حق با او باشد و در آن شرایط ما به او اجازه می دهیم که با صحبت کردن و بیان استدلال هایش قانعمان کند که مثلا دیگر نیازی به استفاده از دارو ندارد و اتفاقا می بینیم که واقعا حق با او بوده است.
اگر دوست دارید فرزندان تان حدوحدود این خلوت را به درستی بشناسند، فضایی امن را برای آن ها ایجاد کنید. فرزند شما باید این جرات را داشته باشد که نظر قلبی خود را بگوید یا به اشتباهی که کرده اعتراف کند. با آن ها رفتاری درست در پیش بگیرید، زیرا آینده رفتاری آن ها در گرو برخورد امروز شماست.
نانسی دارلینگ

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: