143
کد: 207156
30 مرداد 1398 - 21:03
اگر تصمیم به این کار گرفتید، درباره تصمیم خود به دقت فکر کنید.

متن زیر به نقل از یکی از مادران در مورد تجربه دردناک سقط جنین عمدی اش در هفته ششم بارداری کرده ذکر شده است و تمام تجربیات و عواطف و احساسات او پیرامون این مسئله بیان شده است.
زمانی که در هفته چهارم بارداری بودم. متوجه شدم باردارم. من ۲۳ ساله بودم و تازه دوره دکترای خود را آغاز کرده بودم. حرفه آینده من به معنای واقعی برایم خیلی مهم بود و به هیچ وجه قادر به مراقبت از یک کودک نبودم. به یک دکتر غیرقانونی مراجعه کردم و از او درخواست کردم برای سقط جنین من اقدام کند.
او پذیرفت اما گفت بهترین زمان آن در ۶ هفتگی است و باید تا آن موقع صبر کنم. برای من این سخت ترین کار بود، زیرا من خودم را به سختی به لحاظ روحی برای سقط جنین آماده کرده بودم و حال مجبور بودم دو هفته دیگر نیز باردار باشم.
در این زمان علائم بارداری در من بسیار بیشتر شد، احساس خستگی و درد وحشتناک شکمی داشتم. به یک مرکز درمانی رفتم زیرا درد شدیدی حس می کردم و به پرستاران گفتم که قصد دارم سقط کنم.
آنجا یک متخصص زنان را دیدم که به شدت در مورد تصمیم سقط جنین من عصبانی شد و مرا شماتت کرد. واکنش پزشک در مورد تصمیمی که من اتخاذ کرده بودم، به نظرم وحشتناک می آمد.
او سونوگرافی انجام داد و از من پرسید که « آیا می خواهم کودکم را ببینم؟» و سپس گفت که کودک یک ضربان قلب قوی دارد.
با شنیدن صدای قلب جنین بسیار آشفته شدم. هیچگاه تا به آن موقع، ذهنم تا این حد درگیر این مساله نشده بود. اما من تصمیمم را گرفته بودم و نمی خواستم منصرف شوم.
به من گفته شده بود که اولین قرص شبیه یک اسمارتیز است و من احتمالاً چیزی را احساس نخواهم کرد، بنابراین پس از مصرف آن به طور مستقیم به محل کارم رفتم. اما این کار باعث شد احساس بیماری و سرگیجه زیادی کنم.
من تصمیم گرفتم که قرص دوم را هم همان روز مصرف کنم، چون احساس می کردم که می خواهم همه چیز زودتر تمام شود. قرص دوم را در دهانم گذاشتم و آن را در حدود ۳۰ دقیقه نگه داشتم و بعد آنچه را که باقی مانده بود قورت دادم. قرص های دیگر را نیز مصرف می کردم و منتظر بودم که سقط شروع شود.
شروع خونریزی ۲ ساعت طول کشید و ابتدا کاملاً رنگی روشن داشت. احساس گرفتگی می کردم و بیمار بودم. سپس خونریزی شدید شد. احساس بی حالی شدیدی داشتم و کمی آنتی بیوتیک مصرف کردم. خونریزی هنوز خیلی شدید بود.
روز بعد، خونریزی بسیار سبک تر بود ولی هنوز درد وجود داشت. چند روز بعد خونریزی کمی سنگین تر شد و درد های دوره ای نیز گرفتم، تمام آنتی بیوتیک ها را مصرف نکرده بودم و ترسیدم قضیه عفونت بوده باشد. اما خوشبختانه به من اطمینان دادند تا زمانی که تب نداشته باشم و دردم سبک باشد همه چیز خوب است.
پس از مدتی حال جسمانی ام خوب شد اما احساس راحتی من عمر زیادی نداشت و کمی پس از تسکین، احساس تاسف و پشیمانی و بعد افسردگی شدید در من آغاز شد. این مساله زمانی تشدید هم شد که احساس غم و اندوه، همسرم را نیز فرا گرفته بود.
اگر تصمیم به این کار گرفتید، درباره تصمیم خود به دقت فکر کنید و زمان کافی را برای دریافت همه اطلاعاتی که لازم دارید، اختصاص دهید. برای بسیاری از زنان زمان لازم است تا به تصمیم خود عاقلانه تر بنگرند. احتمال اینکه بعد از سقط پشیمان شوید، بیش از چیزی است که شما فکر می کنید و این پتانسیل بالایی برای بروز افسردگی و لطمات روحی شدید در شما ایجاد خواهد کرد.

منبع: سرسره
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: