اعتماد به نفس کودکان، روشهای تقویتی
جالب است بدانید تعریف و تمجید کردن از کودکتان نه تنها نمیتواند نقشی در افزایش اعتماد به نفسش داشته باشد، بلکه حتی مخرب هم هست.
جالب است بدانید تعریف و تمجید کردن از کودکتان نه تنها نمیتواند نقشی در افزایش اعتماد به نفسش داشته باشد، بلکه حتی مخرب هم هست. منطق اغلب مادرها اینطور هست که "بچه من کارهای خوب انجام میدهد (یا برای من به اندازه کافی خوب است)؛ بنابراین من باعث میشوم که او نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد" و اسم این کار را افزایش اعتماد به نفس میگذارند! موارد زیادی وجود دارد که شاید در مورد افزایش اعتماد به نفس در کودکان در نظر نگرفته باشید.
در این مطلب موارد کلی در مورد چگونگی افزایش اعتماد به نفس در کودکان آورده شده است؛ مواردی مانند میدان دادن به کودک، برقراری تعادل در تعریف و تمجید کردن از او، دادن قدرت انتخاب به کودک و … .
روش های افزایش اعتماد به نفس در کودکان
۱. میدان دادن به کودک
واضح است که روشهای بهتری برای افزایش اعتماد به نفس کودک وجود دارد تا اینکه با تعریف و تمجید زیاد از هر کاری که کودکتان کرد، بخواهید اعتماد به نفسش را تقویت کنید! به آنها کمک کنید که خود را در جهان مفید ببینند. برای انجام این کار، باید یاد بگیرید که عقب بایستید و بگذارید فرزندتان خطر کند، انتخاب کند، مشکلات را حل کند و مسئولیت چیزی که شروع میکند را به عهده بگیرد.
۲. اجتناب از تعریف کردن زیاد از بچه
اعتماد به نفس از احساس دوست داشته شدن، امنیت و رشد مهارت به وجود میآید. اگرچه والدین اغلب دو مورد اول را به صورت رگباری به کودک میدهند، اما مهارت خوب عمل کردن در امور و موقعیتها، به زمان و تلاش نیاز دارد. هرقدر هم که بخواهیم، نمیتوانیم با تعریف و تمجید فرزندانمان را به کفایت و شایستگی برسانیم.
بهتر است بدانید با تحسین بیش از حد بچهها، بیشتر به آنها لطمه میزنیم. در واقع ما با تعریف زیاد، فشار را از روی بچهها بر میداریم. اگر به فرزند خود بگویید که او در حال انجام یک کار خارقالعاده است، در واقع دارید به او این پیام را میرسانید که دیگر نیازی به فشار آوردن به خودش و تلاش بیشتر نیست. اما اعتماد به نفس واقعی ناشی از عمل کردن، تلاش، شکست و تلاش دوباره است؛ اعتماد به نفس واقعی از تمرین کردن حاصل میشود.
تعریف و تحسین مداوم میتواند اعتماد به نفس را از بین ببرد؛ یا بچهها فکر میکنند که کامل هستند یا سعی میکنند همیشه کامل باشند، که این غیرممکن است. در نظر داشته باشید که تعریف نابجا کودکان را گیج میکند.
اگر من به فرزندم بگویم که تو فوقالعاده هستی، اما او قادر نباشد معجزه کند و شبیه تعریفهای من باشد، او یاد میگیرد که دیگر به غرایز خودش اعتماد نکند و همواره در ذهنش ثبت میشود که هر تعریف و تمجیدی دروغ محض است.
اینکه به فرزندتان میگویید تو بهترینی، از همه باهوشتر و با استعدادتری، در واقع دارید او را برای روبه رو شدن با عواقب و واقعیات دردناکی آماده میکنید! شما در حال پرورش فردی هستید که با اطمینان فکر میکند خط خرچنگ قورباغهاش نستعلیق است؛ اما دیر یا زود با حقیقت روبه رو خواهد شد و خواهد فهمید که شبیه هیچ یک از تعریفهای شما نیست. در واقع با این کار باعث ایجاد اعتماد به نفس کاذب در کودکان نخواهید شد.
۳. ریسک کردن بی خطر کودک
والدین همیشه سعی دارند که کودکان خود را از شکست نجات دهند. وقتی کودک شما ریسکهای بیخطر و سالمی دارد، جلوی خودتان را بگیرید و سعی کنید عقب بایستید! برای ایجاد اعتماد به نفس در بچهها، باید به آنها فرصت دهید تا خودشان انتخاب کنند و مسئولیت انتخابهایشان را به عهده بگیرند.
در یک مهمانی دیدم پسر ۲ سالهام یک پارچ بزرگ از نوشیدنی را بلند کرد و میخواست در لیوان بریزد. من فقط آنجا ایستاده بودم و نفسم را حبس کرده بودم. به جای اینکه سعی کنم پسرم را نجات دهم، به او فرصت امتحان کردن این کار را دادم. سرانجام پسرم تمام نوشیدنی را روی زمین ریخت. اما بهترین قسمت ماجرا اینجا بود که پسرم فورا یک پیشخدمت را پیدا کرد، از او دستمالی گرفت و شروع به پاک کردن جایی که کثیف کرده بود کرد
۴. دادن قدرت انتخاب به کودک
بهتر است بدانید که وقتی بچهها انتخابهای متناسب با سن خود انجام میدهند، احساس قدرت بیشتری میکنند. باید بدانید که بچههای دوساله میتوانند در مورد عواقب تصمیمات خود فکر کنند. به عنوان مثال بهتر است در فصل زمستان به بچههایتان اجازه دهید خودشان تصمیم بگیرند که چه نوع لباسی بپوشند. وقتی آنها تفاوت بین گرما و سرما را میدانند، این تصمیم باید بر عهده آنها باشد. آنها باید بر نیازهای بدن خود آگاهی و کنترل داشته باشند و مسئولیت انتخابشان را بر عهده بگیرند.
۵. مشارکت دادن کودکان در کارها
برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان به آنها فرصت دهید تا صلاحیت خود را نشان داده و احساس کنند که مشارکت و کمک کردن آنها ارزشمند است. به عنوان مثال گاهی از آنها بخواهید در کارهای خانه مثل آشپزی، چیدن سفره، مرتب کردن تختها و … به شما کمک کنند. حتی وقتی که نوپا هستند!
۶. اهمیت دادن به طرز نگاه و رفتار با با کودک
تا به حال فکر کردهاید کودکان چطور پی به ارزش خود میبرند؟ آنها به دید و نظر دیگران نگاه میکنند و پی به ارزش خود میبرند. در هر جامعهای مهارتهای کودکان و ارزش آنان، نسبت به دیگران سنجیده میشود. اما اینکه دوستانش نمره بالاتری از او گرفتهاند، دلیل نمیشود که هوش و یادگیری او را دست کم بگیرید و طوری رفتار کنید که او احساس بی کفایتی بکند؛ شاید کودک شما واقعا تلاش خودش را کرده است؛ اگر میخواهید یک کودک با اعتماد به نفس بزرگ کنید، کاری کنید که فرزندتان مطمئن شود به خاطر خودش، به او اهمیت میدهید، نه به خاطر عملکردش. این کار را از طریق تماس چشمی، نوازش و توجه به او انجام دهید. انتظار نداشته باشید که کودک شما در ورزش یا موسیقی یا درسش سرآمد باشد؛ فقط به این دلیل که شما قبلا در این زمینهها موفق بودهاید! تنها چیزی که کودک شما میتواند در آن سرآمد باشد، خودش بودن است. کودک باید بداند که عشق شما به او، بستگی به تأیید عملکردش ندارد.
هشدار: این وظیفه برای والدینی که در کودکی برای دوست داشته شدن و پذیرفته شدن از طریق عملکردشان ارزیابی شدهاند، خیلی سخت خواهد بود.
۷. نظارت نامحسوس بر روابط کودک
افراد مهم زندگی کودک مثل بستگان، مربیان، معلمان، دوستان و … تاثیر زیادی بر شخصیت او میگذارند. مراقب دوستی فرزندتان باشید. اجازه بدهید اول خودش دوستانش را انتخاب کند و بعدا کاملا بر روابطش نظارت داشته باشید. کسانی که اعتماد به نفس کودکتان را پایین میآورند را از اطرافش دور کنید. احساسات کودکتان را در پایان بازی با دوستانش بررسی کنید و ببینید که آرامش دارد یا ناراحت است؟ آیا با بچههای دیگر سازگار است یا نه؟
اگر کودکتان کمی منفعل است، چنانچه با یک کودک با شخصیت قوی دوست شود، او کودک شما را هم بالا میکشد و شخصیتش را بهبود میبخشد؛ اما گاهی هم برخی از قویترها دوستانشان را پایین میکشند! بهرحال اگر فکر میکنید کودکتان در رابطههای دوستانهاش آرامش ندارد و نمیتواند با آنها کنار بیاید، بهتر است که دخالت کنید.
۸. برچسب نزدن به کودک
در مورد کودکانی که بیماری مزمنی دارند، علاوه بر خود بیماری، واکنش خانواده و اطرافیان او مسئله خیلی مهمی خواهد بود. توجه داشته باشید که کودکان به دنبال یک هویت برای خود میگردند. رفتارها و نگاههای شما به بیماری کودکتان طوری نباشد که کودک همه هویتش را بیماری خود ببیند؛ به عبارتی اسم بیماریش برند و برچسب او نشود! اگر روزی این برچسب و بیماری را از او بگیرید، در واقع هویت و اعتماد به نفسش را از او خواهید گرفت.
۹. بازی کردن با کودک
وقتی با کودک خود بازی میکنید، او چیزهای زیادی خواهد آموخت. اولین پیامی که کودک میگیرد این است: " تو ارزشش رو داشتی که من برات وقت بذارم؛ تو آدم با ارزشی هستی." در هنگام بازی، اجازه دهید که کودکتان بازی را شروع کند؛ چون فعالیت و بازی که خود کودک انتخاب میکند، خیلی بیشتر مورد توجه او قرار خواهد گرفت و از طرفی کودک با خود فکر میکند که " پدر (یا مادر) دوست دارد کارهایی را که من انجام میدهم انجام دهد." اگر یک کتاب را بارها و بارها برایش خواندهاید و باز هم میخواهد آن را تعریف کنید، خسته نشوید. خلاقیت به خرج دهید و چیزهای جدیدی به همان داستان یا بازی مورد علاقهاش اضافه کنید.
در حین بازی سعی کنید که همزمان با حضور خودتان، فکر و تمرکزتان هم با کودک باشد، تا او واقعا باور کند که برای شما مهم است و صرفا نمیخواهید زمانی که با او هستید را به عنوان یک کار یا مشغله بگذرانید.
۱۰. تشویق کردن کودک به بیان احساساتش
اگر کودک شما یاد بگیرد که احساساتش را به راحتی بیان کند، اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت. البته این موضوع به این معنی نیست که کودک هر احساسی را باید بروز دهد؛ بلکه باید یاد بگیرد که تعادلی بین کنترل و بیان احساسات خود داشته باشد. در نظر داشته باشید برونریزی یا کنترل زیاد احساسات، هر دو در بزرگسالی مشکلساز خواهند بود. کودکی که کنترلی بر احساساتش ندارد، به یک بچهی لوس تبدیل خواهد شد، همانطور که با تاکید زیاد والدین مبنی بر کنترل احساساتش، کودک فکر خواهد کرد بروز احساستش پدر و مادرش را نگران میکند یا احساساتش برای والدینش اهمیتی ندارد؛ در واقع فکر میکند که خودش برای والدین اهمیتی ندارد! نهایتا سعی کنید به احساسات کودکتان واکنش درستی نشان دهید. او نباید از واکنش شما به احساساتش بترسد.
۱۱. ترغیب کردن کودک به دنبال کردن علایق
یکی دیگر از راههای مطمئن برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان تشویق آنها به انجام کارهایی است که به آن علاقه نشان میدهند. پس باید اطمینان حاصل کنید که آن کار را تا آخر دنبال میکنند. مهم نیست چه کاری، هرچیزی که میخواهد باشد؛ از شنا کردن تا آشپزی! نکته مهمی که یاد میگیرند این است که به چیزی که شروع میکنند پایبند باشند؛ به این روش کودکان در نهایت احساس موفقیت خواهند کرد.
۱۲. رفتار مناسب داشتن در هنگام شکست خوردن کودک
وقتی فرزندتان اعتماد به نفسش به خاطر حذف شدن از تیم زیمناستیک، حفظ نشدن جدول ضرب و … از بین میرود، چه میگویید؟
بیشتر والدین فکر میکنند که مبارزات و شکستها به اعتماد به نفس فرزندانشان صدمه میزند، اما در حقیقت این شکست و تلاشها یک فرصت طلایی برای ساختن اعتماد به نفس در آنهاست. بهتر است از این موضوع غافل نشوید و به فرزندتان فرصت شکست خوردن و دوباره تلاش کردن را بدهید.
۱۳. حمایت و تشویق کردن
برای افزایش اعتماد به نفس در کودکانی که در سن رشد هستند، استعدادهای او را تشویق کنید. اگر به کاری علاقه دارد و آن را به خوبی انجام میدهد، یا از انجام دادن کاری لذت میبرد، تشویق و حمایت از او برای انجام این کارها منجر میشود که کودک اعتماد به نفس بیشتری به دست آورد و تلاش بیشتری بکند حتی در سایر زمینهها.
مثلا اگر کودکتان به فوتبال علاقه زیادی دارد، اما به درس علاقه چندانی نشان نمیدهد، چنانچه شما از علاقه او حمایت کنید و همراهش باشید و همزمان او را به درس خواندن هم ترغیب کنید، با موفق شدن او در فوتبال، اعتماد به نفسش زیاد میشود و به تدریج وضعیت درسی کودک هم بهنر خواهد شد.
۱۴. همواره عشق ورزیدن به کودک
به کودک خود بفهمانید که شما او را دوست دارید، حتی وقتی که شکست بخورد یا تصمیمات بدی بگیرد. اگر تنها چیزی که در مورد آن صحبت میکنید عملکرد فرزندتان است، کودکتان فکر خواهد کرد که شما فقط او را به خاطر نمره خوبی که گرفته یا اینکه سرگروه یا کاپیتان تیم شده است دوست دارید.
۱۵. نظارت بر سقف انتظارت کودک
اگر از فرزند خود در برابر انتظارات و اهداف واهی محافظت نکنید، او احساس عدم صلاحیت و بی کفایتی خواهد کرد و نهایتا اعتماد به نفس او کم میشود.
۱۶. تعریف کردن از کودک در جای مناسب
با وجود اینکه غالبا تعریف و تمجید مورد سوء استفاده قرار میگیرد، اما اگر تعریف و تشویق یک حالت خاص و اکتسابی داشته باشد، میتواند عاملی سازنده و ارزشمند برای افزایش اعتماد به نفس کودک باشد.
از دانش آموزان گروه کُر خواستم که یک فایل از تعریف و تمجیدهایی که کسب کردهاند تهیه کنند و آن را پر کرده و نگه دارند. هربار که اسم خود را در یک برنامه یا روزنامهای دیدند یا تقدیر نامهای دریافت کردند، آن را داخل آن فایل قرار دهند. زمانهایی که بچهها روز بدی داشتند، سراغ آن فایل میرفتند و آن را مرور میکردند؛ همه تعریفها و کارهای درستی که قبلا انجام داده بودند را میدیدند و این کار باعث میشد احساس بهتری نسبت به خود داشته باشند.
"به نقل از یک معلم موسیقی"
به خاطر داشته باشید که کمی تعریف غیرمستقیم، میتواند شگفتی آفرین باشد. به عنوان پدر و مادر سعی کنید کمی خلاقتر عمل کنید. به صورت غیر مستقیم طوری که بچهها تعریف کردن شما از خودشان را بشنوند، سعی کنید از آنها تعریف کنید. مثلا پیش دوست خود بگویید که معلم دخترم گفته است که او خیلی مهربان است. از آنجا که آنها گوش وایستادهاند و غیر مستقیم حرف شما را شنیدهاند، مطمئن میشوند که منظور شما دقیقا این است و قصدتان این نیست که در او احساس خوبی ایجاد کنید.
افزایش اعتماد به نفس در کودک با تعریف کردن از او
در نهایت توجه داشته باشید که موارد زیر نیز در افزایش اعتماد به نفس کودک شما موثر خواهد بود.
کودک باید احساس خاص بودن کند
این خیلی مهم است که با کمک گرفتن از راههای افزایش خودباوری، به فرزندانتان کمک کنید استعدادها و خصوصیات منحصر به فرد خود را کشف کنند و نقاط قوت خود رابشناسند؛ اما به آنها این نکته را هم یاد بدهید که خاص بودن به معنای برتر بودن نسبت به بقیه نیست.
به فرزندان خود بیاموزید که برای رسیدن به یک هدف، تلاش کرده و به موفقیتهای خود افتخار کنند. فرصت موفقیت را در اختیار آنها قرار دهید.
کودک باید پیوسته تلاش کند
فرزندان خود را تشویق کنید که کارها را به روش خودشان انجام دهند، با چالشها روبهرو شوند و ریسکهای لازم را انجام دهند.
کلام آخر
پایه و اساس اعتماد به نفس هر شخصی در دوران کودکی شکل میگیرد. محیطی که کودک در آن رشد میکند، والدینش، دوستانش و … همگی نقش زیادی در شخصیت کودک و میزان اعتماد به نفسش دارند. از این رو والدین برای تربیت یک کودک با اعتماد به نفس، باید دقت زیادی به خرج دهند. چه بسا عملکرد نامناسب پدر و مادر در نحوه برخورد با فرزندان هم موجب تنزل اعتماد به نفس آنها میشود.
همانطور که در این مطلب به آن اشاره شد، راههای زیادی برای افزایش اعتماد به نفس کودک وجود دارد؛ از جمله بازی با کودک، کمک خواستن از آنها در انجام کارهای منزل، دادن فرصت انتخاب و ریسک کردن به کودک، برچسب نزدن به آنها و … .