167
کد: 219902
12 ارديبهشت 1399 - 13:01
بسیاری از والدین ممکن است به خاطر کمال گرایی، کودکان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترین انتظارات را داشته باشند.
خانواده اولین و مهم ترین بافت اجتماعی را برای رشد انسان فراهم می سازد. در جریان رشد طبیعی هر کودک یک رشته تغییرات شناختی، عاطفی و اجتماعی را شاهد هستیم. این تغییرات می تواند به مشکلات رفتاری-عاطفی و یادگیری در کودکان بینجامد. بیشتر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده به ویژه والدین است. به عبارت دیگر می توان گفت دلیل اکثر مشکلات رفتاری کودک روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آن ها با فرزندان ارتباط دارد. انواع خانواده ها از نظر تربیت کودکان را می توان به ۴ دسته تقسیم کرد:
الف – خانواده خشک و سخت گیر ( والدین سخت گیر و مستبد)
ب – خانواده آسان گیر
ج – خانواده گسسته (‌ خانواده پریشان )
د – خانواده دمکرات (‌ خانواده سالم )
در این مطلب به والدین سختگیر و مستبد می پردازیم.

انواع خانواده ها از نظر تربیت کودکان : والدین سخت گیر و مستبد 
۱ – پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار می کنند که والدین خودشان رفتار کرده اند.
۲ – تصمیم گیری با یکی از والدین خصوصاً پدر انجام می گیرد. معمولاً پدر خانواده حاکم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هیچ یک از اعضای خانواده اجازه اظهار نظر ندارند.
۳ – والدین چنان رفتار می کنند که فرزندان می آموزند حق هیچ گونه ابراز عقیده ای را – حتی در مواردی که می تواند مانع از بروز بعضی مشکلات برای خانواده گردد – ندارند.
۴ -اگر فرزندان از فرمان والدین اطاعت نکنند ، والدین آنان ناراحت ، خشمگین و آزرده خاطر می شوند.
۵ – فرزندان جرأت سئوال کردن در مورد انجام دادن یا انجام ندادن کارها را، از والدین خود ندارند.
۶ – والدین بر رفتار و کارهای فرزندان خود کنترل شدید دارند و همه تصمیمات را شخصاً اتخاذ می کنند.
۷ – والدین دلیلی را – برای دستوراتی که صادر می کنند – برای فرزندان خود ارائه نمی دهند و از آنان می خواهند بدون چون و چرا از این دستورات اطاعت کنند.
۸ – نسبت به رعایت نظم و انضباط ،‌ ارزشی افراطی قایل هستند و والدین توانایی تحمل هیچ گونه بی نظمی را از طرف فرزندان خود ندارند.
۹ – به سخنان کودکان خود گوش نمی دهند و اگر هم سخنی را بشنوند برای آن است که با آن مخالفتی را نشان دهند.
۱۰ – در مواردی که فرزندانِ خود را نصیحت یا آنان را از انجام دادن کاری منع می کنند ،‌ دلیل خاصی را ارائه نمی دهند.
۱۱ – برای تصمیمات فرزندان خود،‌ حتی اگر این تصمیمات معقول و مستند باشد،‌ احترام قائل نیستند.
۱۳ – معتقدند که چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بیشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراین ، حق دخالت در همه امور و حتی در خصوصی ترین کارهای فرزندان خود را دارند.
۱۴ – برخورد آنان با فرزندان خود احترام آمیز نیست و حتی از تحقیر فرزندان خود در حضور دیگران نیز ابایی ندارند.
۱۵- غالباً نیازهای عاطفی کودکان ارضاء نمی شود.
۱۶- ممکن است که والد ضعیف در چنین خانواده ای با کودکان ائتلاف کند در چنین حالتی ارزش هر دو والد نزد کودک شکسته می شود . اگر بنا باشد یکی از والدین به عنوان منبع قدرت خانواده آسیب ببیند می توان تصور کرد والد دیگر نیز ارزش پیشین خود را نخواهد داشت.
۱۷- چنین کودکانی احتمالاً جذب گروه های بیرون شده و با عزت نفس پایین که دارند دچار بزهکاری می شوند.
۱۸- بسیاری از این والدین ممکن است به خاطر کمال گرایی که دارند ، کودکان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترین انتظارات را داشته و پیوسته به شکل نوین بر آنها سخت گیری کرده و برنامه های سختگیرانه برایشان تدارک ببیند.
۱۹- احتمال دروغ گویی و ریاکاری در کودکان چنین خانواده هایی به علت ترس از تنبیه و سرزنش افزایش می یابد.
۲۰- چنین کودکانی به علت اینکه مرتباً علایقشان سرکوب شده و موجب تحقیر قرار گرفته اند و همچنین دیگران برای امورات شان تصمیم گرفته اند،‌ از خلاقیت کمی برخوردارند. اگر چه ممکن است به علت سخت گیری والدین از نظر آموزش بعضی از مهارتها، پیشرفتی کرده باشند.
۲۱- اضطراب ،‌ افسردگی ،‌ همچنین وسواس و کمال گرایی ،‌ نا امیدی و بسیاری از مشکلات روانی ممکن است دامنگیر کودکان خانواده های سخت گیر گردد.
۲۲- در تربیت کودکان غالباً والدین سخت گیر، خود را منطقی نیز تصور می کنند. و برای هر کارشان دلیل تراشی می کنند. ولی غیر مستقیم به خاطر سختی گیری آنهاست که کودکان فرمانشان را اجرا می کنند نه منطقشان.
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: