تربیت کودک در خانواده، دوران کرونا
امسال از لحاظ روش های مراقبت از فرزندان، سال منحصر به فردی بوده است.
امسال از لحاظ روش های مراقبت از فرزندان، سال منحصر به فردی بوده است؛ زیرا کودکان مان تقریبا بیش تر سال تحصیلی را خارج از کلاس درس گذراندهاند (یا شاید خواهند گذراند)؛ حتی شرایط کاری والدین نیز تغییر کرده است؛ و همهی ما به هر شکل تلاش میکنیم برای محافظت از یکدیگر از هم دور بمانیم. والدین نیز در این شرایط نیاز به کمک دارند، ولی گاهی اوقات حتی کمک کردن هم میتواند خطرساز باشد. در ادامه این نوشتار با ما همراه باشید تا ۳ نکته درباره مراقبت از فرزندان در سال تحصیلی جدید در دوران کرونا را بدانید.
هیچ راه حل واحد و استانداردی برای این مشکل وجود ندارد؛ و به نظر نمیرسد چنین راه حلی نیز پیدا شود. ولی اگر همچنان به دنبال راه حلی میگردید که بدون آنکه وضعیت شغلی و / یا وضعیت روانیتان به هم بریزد، بتوانید در سال تحصیلی پیش رو مشکلات فرزندانتان را به حداقل برسانید، و مطمئن شوید که فرزندانتان لااقل بهرهای از سال تحصیلیشان ببرند، در این مقاله نکات مفیدی را به شما خواهیم گفت.
از اعضای یک گروه بزرگ فیسبوکی پرسشی مطرح شد و از آنها خواسته شد پاسخ مناسبی به آن بدهند؛ از آنها پرسیده شد "در شرایطی که فرزندانتان قرار نیست به مدرسه بروند و / یا بیشتر (یا حتی تمام) سال تحصیلیشان را به صورت مجازی سپری کنند، به عنوان والدین این فرزندان، چگونه از آنها مراقبت و این شرایط را مدیریت میکنید؟"
مراقبت از فرزندان در سال تحصیلی جدید در دوران کرونا
باید همه چیز را از داخل خانه مدیریت کنیم
یکی از اعضای گروه، شرایط خانهی خود را اینگونه توصیف کرده است:
از همان ابتدا شیوع همهگیری کرونا، از من و همسر خواسته شد تا سپتامبر ۲۰۲۱ داخل خانهمان کار کنیم. من میدانستم که همسرم فقط در مسائل خاص (آن هم فقط وقتی از وی درخواست کنم) کمکام خواهد کرد؛ بنابراین، خودم به تنهایی باید آموزش از راه دور مهدکودک، برنامههای تمرینی، فعالیتهای فوق برنامه، آشپزی، خرید و تهیهی ناهار را برای فرزند دیگری که به پیش دبستانی میرود، مدیریت کنم. در این شرایط نمیخواهم از روش آموزش گروهی کودکان در خانه استفاده کنم، زیرا به نظر میرسد کارهای اضافهی زیادی برایام به همراه خواهد داشت - به تازگی و در اثر شیوع کرونا، روش جدیدی برای آموزش کودکان در خارج از مدرسه ایجاد شده است که طی آن، چند خانواده با همکاری یکدیگر یک مربی یا معلم استخدام میکنند تا داخل خانهی یکی از آنها، کودکانشان را جمع کند و به آنها تدریس کند.
خانوادهی جیمی هم برنامهی مشابهای در پیش گرفتهاند؛ با این حال، وی به این وضعیت اعتراض دارد و معتقد است تاکنون هیچگاه چنین فشاری را تحمل نکرده است:
من به تنهایی مجبور هستم کارهای آشپزی، شستشو، و مراقبت از فرزند (آموزش، ورزش، و بازی) را انجام بدهم، زیرا همسرم دارای شغل سنگینی است که به تازگی سختتر نیز شده است. وی در یک شرکت رسانهای کار میکند، و به دلیل آنکه همه مجبور شدهاند داخل خانه بمانند، محصولات این شرکت محبوبیت و کاربرد بیشتری پیدا کرده است. قرار بود مهدکودک فرزندمان از دو هفته پیش شروع به کار کند، ولی در شهر محل سکونتمان هنوز هیچ مدرسهای شروع به کار نکرده است؛ بنابراین، تصمیم داشتیم با چند خانواده صحبت کنیم تا همگی با هم برای فرزندانمان یک مربی بگیریم تا داخل یکی از خانه به آنها تدریس کند. ولی از آنجا که کودکمان را به تازگی به مهدکودک برده بودیم، هیچ یک از خانوادهها را نمیشناختیم و همچنین، پیدا کردن خانوادههایی که خطر ابتلایشان به بیماری کرونا بسیار پایین باشد، در اطرافمان تقریبا غیر ممکن بود.
شاید حساسیت من به مسئلهی کرونا و پیشگیری و اجتناب از ایجاد هر مسئلهای که باعث افزایش خطر ابتلا به این بیماری در خانواده شود، در مقایسه با سایر خانواده بیشتر باشد؛ بنابراین، پیدا کردن آدمهای قابل اعتمادی که تقریبا به هیچ عنوان در معرض خطر ابتلا به کرونا قرار نداشته باشند، امکان پذیر نبود.
شاید به همین دلایل، به شدت احساس خستگی کنم، ولی وقتی وضعیت هیجانی خانوادهام را بررسی میکنم، متوجه میشوم فرزندم بسیار خوشحال است؛ و این تنها هدف زندگی من است.
کل اعضای خانواده به هم کمک کنیم
این یکی از محبوبترین برنامههایی است که معمولا در بسیاری از خانوادهها اجرا میشود؛ البته، این در واقع یک برنامه نیست، بلکه تلاشی جمعی است که در آن، هر یک اعضای خانواده مسئولیت فرزندان را در هر بخش از روز بر عهده میگیرد. برای مثال، جاشوآ، که قرار است به تازگی به مدرسه برود، در یک مدرسهی نمونهی اینترنتی ثبت نام کرده است:
خوشبختانه مادرم در طول روز برای کمک به ما به خانهمان میآید، و همسرم نیز برای یک کلیسای نزدیک خانه کار میکند. کلیسا به همسرم اجازه داده است، فرزندمان را از همان اول صبح همراه خود سر کار بیاورد و اتاقی را نیز برای وی آماده کرده است که بتواند با رایانهی خود درس بخواند. هنگام ناهار، مادرم جاشوآ را به خانه میآورد و از وی مواظبت میکند تا در کلاسهای بعد از ظهر نیز شرکت کند.
شاید در طول فصل پاییز پیش رو، همکاری اعضای خانواده در خانهی جین نیز حتی بیشتر از این باشد:
خوشبختانه هر دوی ما به صورت دورکار از داخل خانه کار میکنیم و میتوانیم از فرزندمان که به مهدکودک میرود حمایت کنیم. یک کلاس مجازی هنگام صبح با نظارت یکی از ما، و همزمان، استخدام یک پرستار برای ساعات نیمروزی (۱۰ صبح الی ۱ ظهر) برای مراقبت و بازی کردن با فرزند دیگرمان. بعد از ظهر، کلاس مجازی بیشتری برگزار میشود که آنها نیز باید با نظارت یکی از والدین انجام شوند؛ پس از مدرسه نیز ساعت بازی فرا میرسد که یکی از ما، کودکانمان را به زمین بازی میبریم تا به همراه سایر کودکان بازی کند (والدین باید ماسک بزنند، ولی استفاده از ماسک برای بچهها ضروری نیست).
هر وقت یکی از ما به شدت مشغول کار باشد، دیگری به سرعت زمان خود را آزاد نگه میدارد تا بتواند نظارت بیشتری بر فرزندانمان داشته باشد؛ خوشبختانه، در طول زمان برگزاری کلاسهای مجازی، همزمان با نظرات بر فرایند این کلاسها میتوانیم به کار خود نیز برسیم. البته، دورکاری باعث شده است کمی کارمان بیشتر شود؛ از این رو، بعضی شبها همزمان با تماشای تلویزیون به همراه فرزندانمان مجبور هستیم به کارهای عقب افتادهمان نیز رسیدگی کنیم.
و برنامهی کاری انعطاف پذیر سارا و همسرش به هر یک از آنها امکان داده است بتوانند در هر لحظه کار کنند، به کارهای مدرسهی فرزندشان برسند، یا از وی مراقبت کنند:
من و همسرم به خاطر شرایط شغلیمان مجبور هستیم حداقل بعضی اوقات در محل کار حاضر شویم. من معمولا بین ۴ صبح الی ۱۰ صبح در محل کار حاضر میشوم… بنابراین، همسرم نیز صبحها دیگر، و همچنین، در ساعات عجیب و غریبی در پایان هفته سر کار میرود. البته بیشتر کارهای مراقبت از فرزند و کارهای مدرسه را خودم انجام میدهم، و بسته به شرایط، گاهی اوقات در طول سال تحصیلی نیز کار خود را به صورت نیمه وقت ادامه میدهم.
و در آخر، به بدترین گزینهای میرسیم که شاید کمتر کسی به طور دلخواه، علاقهای به انتخاباش داشته باشد:
گاهی اوقات مجبور می شویم کارمان را رها کنیم
این روش بهتر از هر روش دیگری برای مارک و همسرش کارساز بوده است:
همسرم که دستیار یک پزشک است، در حال حاضر سر کار نمیرود و به همراه فرزندانمان در خانه مانده است. ولی من کار میکنم. ما هر دو در این مورد تصمیمگیری کردیم؛ زیرا حقوق من بیشتر است، و اگر میخواستیم برعکس عمل کنیم، مجبور بودیم خانهمان را عوض کنیم.
همچنین، یکی دیگر از اعضای این گروه فیسبوکی مادر خانهداری است که پسرش به دبیرستان میرود و آنچنان زحمتی برایاش ایجاد نمیکند. به این ترتیب، با مجوز مسئولان منطقهای، وی قادر است به صورت گروهی و خارج از مدرسه، به پنج کودک در محلهی خود آموزش دهد؛ این کار برای افراد بزرگسالی که مسئولیتهای کمتری دارند، روش بسیار مناسبی جهت کمک به خانوادههایی است که در این روزهای سخت کرونایی مسئولیتهای بیشتری برایشان ایجاد شده است.