335
کد: 224602
16 شهريور 1399 - 15:41
معمولا وقتی بچه خطایی می کند والدین یا سر او داد می زنند یا تنبیه بدنی می کنند.

والدین مسئول هوشیارانه زندگی می کنند تا بتوانند بهترین تصمیمات را برای بچه هایشان بگیرند. هیچ کتاب راهنمایی برای تربیت و بزرگ کردن فرزندان وجود ندارد که دقیقا به ما بگوید چه کار باید بکنیم. به همین دلیل والدین معتقدند تربیت فرزندان یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. به علاوه ، چطور بچه ها را بدون فشار آوردن به آن ها تربیت کنیم که برای همیشه روی آن ها تاثیر بگذارد.
اگر چه در پرورش فرزندان ممنوعیت های مشخصی مثل غفلت و یا سو استفاده وجود دارد، اما دقیقا نمی توان گفت والدین چه مسئولیت هایی را باید انجام دهند.
چطور بچه هایشان را تربیت کنند ؟
چه کارهایی باعث می شود تا بچه هایشان اساسی تربیت شوند؟
راز موفقیت آن ها چیست؟
در مقابل این قضیه، این هم مهم است که بدانند چه کارهایی را نباید انجام دهند ؟ حذف رفتارهای غلط هنگام تربیت کودکان خیلی مهم است. بچه های ما باید بدانند ما چه انتظاراتی از آن ها داریم و آن ها چه انتظاراتی باید از ما داشته باشند، و والدین مسئول با شناختن ارزشهای شان و به کار گرفتن آن ها در زندگی این کار را آسان می کنند.
والدین مسئول همیشه لیستی از ممنوعیت ها دارند که با همه ی خستگی، حواس پرتی یا نا امیدی که دارند، حق ندارند از خطوط قرمزی عبور کنند و اعمال تربیتی را انجام دهند که از انجام آن شرمنده شوند. تربیت مسئولانه کار آسانی نیست. والدین مسئول فرزندان خود را می شناسند و همیشه مراقب اند که آن ها رابطه ی خوبی با هم داشته باشند. 

15 کاری که والدین مسئول انجام نمی دهند
امتناع از رسیدگی به بچه ها
کودکان می توانند خیلی زود به دردسر بیفتند یا تصمیم بدی بگیرند و آسیب ببینند. بچه ها همان قدر که نیاز دارند آزاد گذاشته شوند، همان قدر هم نیاز دارند اعمالشان بررسی و مراقبت شود.
بچه های کوچک تر باید بیشتر مراقبت شوند تا اجسام را در دهان خود نگذارند و یا خطرات دیگری برای خود ایجاد نکنند. باید مراقب بچه های مدرسه ای هم باشیم. البته نباید دائم به دنبال آن ها باشیم اما باید با آن ها گفت و گو کنیم و از آن ها بپرسیم تا بدانیم در زندگی آ نها چه اتفاقاتی می افتد. اگر می بینیم رفتارشان تغییر می کند باید مدام بررسی کنیم تا آن ها بدانند که ما حضور داریم و می خواهیم به آن ها کمک کنیم. باید دوستان فرزندمان را بشناسیم و بدانیم کجا می روند.
نادیده گرفتن نیاز های ارضا نشده
اساسا بچه ها برای تفریح گریه نمی کنند، جیغ نمی زنند و بازی در نمی آورند. گاهی اوقات دلیل این کارها در خواست های خودخواهانه است اما بیشتر اوقات مشکل اصلی یک نیاز ارضا نشده است.
وقتی بچه ها خسته یا گرسنه اند و یا احساساتی را تجربه می کنند که نمی دانند آن ها را چطور بروز دهند یا بیان کنند، ادا در می آورند. به هر حال اگر می گفتند " من گرسنه ام !" یا "من خسته ام !" برای ما راحت بود، اما معمولا مسئله این نیست. بچه ها ممکن است ندانند که چه می خواهند، پس کارهایی انجام می دهند که توجه دیگران را جلب کنند.
والدین مسئول می دانند که باید به دنبال فهمیدن نیازهای ارضا نشده بچه ها باشند. از او می پرسند " چیزی برای خوردن می خواهی؟" یا می پرسند " آیا خسته ای و می خواهی بخوابی؟". بچه را ترغیب می کنند که راجع به احساسش صحبت کند. هر چیزی که به پدر و مادر کمک کند بفهمند آن نیاز چیست و آن را بر آورده کنند .
انجام کارهایی که به آن ها نصیحت می کنیم انجام ندهند
وقتی به بچه می گوییم درست صحبت کند و یا لباس هایش را به اطراف نیندازد و بعد او می بیند که ما با مردم بد صحبت می کنیم یا در خانه بی نظم هستیم ، می فهمد که ما صادق نیستیم. شاید معنی این کلمه را نداند، اما می فهمد که حرف ما با عمل ما یکی نیست.
والدین مسئول با اعمالشان صحبت می کنند و باعملشان به فرزندان زندگی درست را می آموزند. اعمال ما خیلی بلندتر از زبان ما صحبت می کنند و والدین مسئول این را می فهمند، بنابراین برای بچه ساعت ها راجع به کنترل خود سخنرانی نمی کنند. آن را با عملشان در زندگی به او یاد می دهند.
این کار سخت است اما اگر می خواهیم رفتاری را در فرزندمان ببینیم باید آن را الگوسازی کنیم و در عملمان به او نشان دهیم.
ارجحیت مواد بر کیفیت زمان
در دنیای امروز تبلیغ گران بچه ها را هدف قرار داده و ابزار و اسباب بازی ها را وسایل پیشرفت کودکان معرفی می کنند و والدین سختی زیادی را متحمل می شوند تا آن ابزار را برای بچه هایشان تهیه کنند در حالی که نیازهای مهم تر فرزندان را در نظر نمی گیرند.
والدین مسئول می دانند که تهیه وسایل مورد نیاز فرزندان بخشی از نیاز آن هاست و باید به نیازهای دیگر آن ها هم توجه داشت. آن ها زمان هایی را در نظر می گیرند تا با بچه هایشان بگذرانند. در دنیای امروز که موبایل و تبلت و دیگر وسایل تفریحی بیشتر وقت افراد را به خود اختصاص می دهد و افراد را از یکدیگر دور می کند، وقت گذاشتن برای بودن با فرزندان حتی مهم تر شده است. با بچه ها وقت بگذرانید، با آن ها صحبت کنید و برای آن ها کتاب بخوانید. صرف شام خانوادگی یکی از بهترین راه های گذراندن وقت با فرزندان است.
خودداری از محبت به فرزندان
والدین اجازه دارند هرازگاهی استراحت کنند. طبیعی است که وقتی بچه کار بدی انجام می دهد والدین به زمانی نیاز دارند تا احساسات خود را تنظیم کنند اما نباید وقتی از جای دیگری ناراحت هستند محبت خود را از فرزند دریغ کنند.
حتی وقتی بچه ها اشتباهی مرتکب می شوند، والدین مسئول می دانند که دریغ کردن محبت از فرزند پاسخ مناسبی نیست. گرفتن دست بچه ها وقتی با آن ها صحبت می کنیم، در آغوش گرفتن آن ها وقتی مسئله حل شده است و محبت کردن به آن ها باعث می شود تا بدانند که آن قدر هم کار فجیعی انجام نداده اند که والدین حتی نخواهند به آن ها نزدیک شوند.
محبت فیزیکی همچنین باعث می شود حتی موقع ادب کردن بچه آرام باشیم. مثلا وقتی در آغوشمان نشسته است نمی توانیم سر او داد بزنیم.
بیشتر از ابراز رضایت، شکایت کردن
ما بچه بزرگ نمی کنیم که ناسپاس باشند، و بسیاری از والدین می گویند تعجب می کنند از این که می بینند بچه هایشان به خاطر زندگی خوبی که والدین برای آن ها فراهم کرده اند سپاسگزار نیستند. البته این که صرفا به ان ها بگوییم سپاسگزار باشند کافی نیست و باید آن را در عمل از ما ببینند تا یاد بگیرند. والدین مسئول با مثال راهنمایی می کنند، مثلا به جای این که دائما به بچه بگویند " تشکر کن!" خودشان این کار را همیشه انجام می دهند تا بچه ها یاد بگیرند . یا کارت تشکر می نویسند و برای بچه ها توضیح می دهند چرا این کار مهم است.
والدین مسئول همچنین سعی می کنند از کلمات مثبت استفاده کنند و برای آن وقت می گذارند، به جای این که دائما به بچه ها بگویند کی می خواهند عوض شوند. والدین مسئول حتی وقتی مشکلی دارند هم به جای این که گله و شکایت کنند آن وضعیت را تبدیل به فرصتی برای حل یک مسئله خواهند کرد.
کنترل کردن بچه مثل عروسک خیمه شب بازی
درست است که بچه، از پدر و مادرش متولد می شود اما شخصیت خودش را دارد. ما باید بچه ها را راهنمایی کنیم و به آن ها یاد بدهیم که تصمیم مسئولانه بگیرند اما نمی توانیم و نباید همه ی حرکات آن ها را کنترل کنیم.
وسوسه ی هدایت قدم به قدم خیلی قوی است، چون دائما شاهد رفتار فرزندمان هستیم . وقتی رفتاری که می بینیم را دوست نداریم آسان است که شدیدا به آن ها انتقاد کنیم یا تک تک قدم های آن ها را اصلاح کنیم. چیزی که والدین مسئول می دانند این است که قطع کردن مخالفت هایمان خیلی مهم تر از اصلاح تک تک قدم های فرزندمان است.
وقتی سعی می کنیم همه ی تصمیمات بچه را کنترل کنیم آن ها یاد نمی گیرند چطور خودشان تصمیم بگیرند و ممکن است اعتماد به نفسشان را از دست بدهند، چون والدین ذره ای ایمان ندارند که فرزندشان بتواند کاری را بدون خراب کردن انجام دهد. والدین مسئول چالش های مهم را انتخاب می کنند و بر آن ها غلبه می کنند، اما چیزهای کوچک را رها می کنند. همچنین بسیاری از اصول تربیتی کم اهمیت را.
نادیده گرفتن مسئولیت رفتار در منزل
اکثر بچه ها در هنگام رشد فقط از رفتار والدین تاثیر نمی گیرند. معلمان، دوستان و بستگان هم در شکل دادن شخصیت بچه ها موثر هستند. در حالی که آن ها مسئول تربیت او نیستند.
والدین باید رویداد های داخل منزل را اداره کنند و از اتفاقاتی که برای فرزندان می افتد آگاه شوند. وقتی والدین با رفتار بچه ها در منزل کاری ندارند و اجازه می دهند معلمان و دوستان و غیره روی بچه هایشان تاثیر بگذارند درب مشکلات را به روی خود باز می کنند. والدین مسئول می دانند که تربیت از خانه شروع می شود.
وقتی والدین در منزل درست و غلط را به بچه ها آموزش ندهند، بسیار بعید است که این بچه ها در دنیای بیرون از خانه رفتار درستی داشته باشند. این اتفاق باعث می شود جامعه برای تصحیح رفتارهایی که این بچه ها باید در خانه یاد می گرفتند اضافه کاری کند.
اجازه دادن که امور از کنترل خارج شود
درست است که والدین نباید همه اعمال بچه ها را کنترل کنند اما باید بعضی قدرت ها را در تربیت فرزندان اعمال کنند. والدین، والدین هستند، و این یعنی این که آن ها هستند که درست و غلط را تعیین می کنند و می گویند چه چیز مناسب است و چه چیز مناسب نیست. وقتی والدین این بخش از کارشان را انجام نمی دهند، والدین مسئولی نیستند.
بچه ها نباید بتوانند از هر خط قرمزی عبور کنند و بدون فکر کردن به دیگران رفتار کنند و تادیب نشوند. والدینی که بچه را به حال خود رها می کنند، با این فرض که بچه خودش آن رفتار را کنار می گذارد و یا اصلاح می کند، با واقعیت روبرو نیستند. وقتی بچه ای به حال خود رها می شود و تادیب نمی شود، فکر می کند هر کاری انجام می دهد درست است.
این بچه ها حتی ممکن است برای جلب توجه والدین رفتارهای عجیب تری از خود نشان دهند.
والدین باید تحت کنترل داشتن را هم الگوسازی کنند. وقتی والدین نشان دهند در کنترل احساسات قوی بودن به چه شکل است، تربیت مسئولانه را به بهترین شکل اجرا کرده اند.
امتناع از مسئول کردن بچه ها
هیچ پدر و مادری دوست ندارد فکر کند فرزندش دردسر ساز است اما بچه ها گاهی اوقات تصمیمات بدی می گیرند. این تصمیمات بچه ها را تعریف نمی کنند اما با این حال والدین باید آن ها را مسئول بدانند.
والدین مسئول با توجه نشان دادن به رفتار بد و با متوجه کردن کودک به این که یک انتخاب بد منجر به این مسئله شده است، به فرزندان نشان می دهند که باید مسئولیت انتخاب بدشان را به عهده بگیرند و آن را جبران کنند. نتایج مثبت این نوع برخورد با فرزند را می توان در سرتاسر زندگی مشاهده کرد.
بچه هایی که از سنین پایین مسئولیت پذیر می شوند در سنین بزرگسالی راحت تر خواهند بود زیرا از قبل یاد گرفته اند که اعمالشان نتایجی دارد. آن ها با والدینی بزرگ شده اند که با رفتار بد برخورد کرده اند و آن ها را تشویق کرده اند که رفتار بدشان را جبران کنند، نه این که بهانه بیاورند و جواب های نامناسب بدهند. این امر آن ها را آماده می کند تا در دوران بزرگسالی بتوانند تصمیمات بهتری بگیرند و به نتایج بزرگی هم برسند.
انتخاب نتایج مصنوعی به جای نتایج طبیعی
معمولا وقتی بچه خطایی می کند والدین یا سر او داد می زنند یا تنبیه بدنی می کنند اما والدین مسئول می دانند که نتایج طبیعی اشتباهات چه قدرتی دارند .
اجازه دهید بچه ها نتیجه ی طبیعی اشتباهاتشان را ببینند. همان نتیجه برای آن ها تنبیه بهتر و موثرتری است. وقتی بچه تکالیفش را با وجود این که سه بار به او گفته اید در کیفش نمی گذارد، اجازه دهید نتیجه ی طبیعی این اشتباه را ببیند. اگر فرزندتان با ماشین شما بیرون رفته و جریمه شده است، او را موظف کنید پول جریمه را خودش جور کند و آن را بپردازد. این کار آسان نیست اما موثر است و در آماده کردن او برای زندگی واقعی روش خیلی بهتری است.
اعتماد کردن به بچه ها در مورد تکنولوژی
موبایل ، تبلت و لپ تاپ با فشار دادن چند دکمه امکان تعامل با دنیا را به فرزند شما می دهند. بسیاری از افراد این وسایل را در اختیار بچه هایشان قرار می دهند تا با آن بازی کنند اما والدین مسئول می دانند که هر گونه دسترسی به دنیای آنلاین نیاز به مراقبت آن ها دارد. دادن امکان استفاده از اینترنت به فرزندان و مراقبت نکردن، مثل این است که در بطری وایتکس بریزید و بعد به بچه بگویید از آن آب ننوشد. آن ها خطرها را درک نمی کنند و تا به چیز نامناسب و گیج کننده ای برخورد کنند و آن را برای والدین تعریف کنند ممکن است خیلی دیر شده باشد.
غارتگران آنلاین واقعیت دارند. افرادی که سعی می کنند محتواهای نامناسب در اپ ها و بازی های کودکان قرار دهند واقعیت دارند. تهدیدات رسانه های اجتماعی که به عواقب غم انگیز می انجامند واقعیت دارند. والدین مسئول چیزهایی را که بچه هایشان به آن ها دسترسی دارند فیلتر می کنند و روی آن ها نظارت خواهند داشت.
شنیدن بدون توجه کردن
بچه ها حرف های زیادی برای گفتن دارند. آن ها می توانند ساعت ها درباره ی علایقشان صحبت کنند و وقتی والدین از صدا اشباع می شوند دیگر توجه نمی کنند. والدین مسئول می دانند که این یک اشتباه است. بله، بچه ها خیلی حرف می زنند و بعضی وقت ها درباره ی چیزهایی صحبت می کنند که مورد علاقه ی ما نیست. به هر حال این حرف ها برای بچه ها مهم است و باید برای ما هم مهم باش . وقتی واقعا به حرف های آن ها گوش می دهیم می توانیم از آن ها بپرسیم به چه کتاب یا بازی ویدئویی علاقه دارند. همچنین وقتی دارند در مورد بخشی از زندگی شان صحبت می کنند، می توانیم در خلال آن، صحبت را به بخش های دیگر زندگی آن ها بکشانیم و بیشتر آن ها را بشناسیم.
والدین مسئول می دانند این ضروری است که ارتباط باز و سالمی را در اوایل زندگی با بچه ها ایجاد کنیم تا از مشکلات بعدی زندگی آن ها اجتناب کنیم. یک راه برای این کار خوب گوش دادن به آن هاست.
دوست داشته شدن را بر والد بودن ترجیح دادن
همه ی ما دوست داریم والدین خوبی باشیم، یعنی لذت می بریم وقتی بچه هایمان از ما تعریف و تمجید می کنند . هرچند اولین وظیفه ی ما خوب و عزیز بودن نیست ، بلکه والد بودن است.
والدین مسئول می دانند که داشتن یک رابطه ی همراه با احترام با فرزندان مهم است. ما سعی نمی کنیم کاری کنیم که بچه ها از ما متنفر شوند. هر چند بعضی اوقات بچه ها به خاطر بعضی قوانینی که به آن ها تحمیل می کنیم از ما دل خور می شوند. اشکالی ندارد، به هر حال بچه ها در آن لحظه از ما ناراحت می شوند اما ما می دانیم داریم کاری را انجام می دهیم که در نهایت به نفع آن هاست و والد بودن بیشتر به نفع کودک است تا دوست او بودن.
بی دابانه صحبت کردن با دیگران
الگو بودن برای فرزند خیلی مهم تر از حرف زدن برای اوست. وقتی بچه ها می بینند والدین در ترافیک به دیگران فحش می دهند یا میان بر می زنند که زودتر به کارشان رسیدگی شود یا کارهای ناشایست دیگر را از آن ها می بینند، دیگر حرف زدن برای فرزندان درباره ی مودب بودن و درست رفتار کردن فایده ای نخواهد داشت. بچه ها آن کاری را که می بینند یاد می گیرند.
طرف دیگر قضیه این است که والدین دوست ندارند بچه ها بی ادبانه با دیگران صحبت کنند و یا کارهای ناشایست دیگر انجام دهند. آیا فرزندان حق ندارند از دیگران عصبانی شوند؟ البته که حق دارند. فرزندان ما هم انسان هستند ولی ما باید با عملمان و در رفتار به آن ها یاد بدهیم که چطور خود را کنترل و با شرایط بر خورد کنند و اگر احیانا ناخواسته کنترل خود را از دست دادیم و به کسی بی احترامی کردیم ، عذر خواهی کنیم و به اشتباه خود اعتراف کنیم.

منبع: نمناک
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: