75
کد: 225345
02 مهر 1399 - 18:00
به نظر می­رسه کودکانی که دارای مهارت غیرمادی خاصی مثل نواختن موسیقی هستن یا در گروه موسیقی فعالیت می­کنن بیشتر از دیگر کودکان می­تونن روابط دوستانه رو تجربه کنند.

وقتی مارشا ریچنز تحقیق درباره مادی­ گرایی رو در اوایل ۱۹۹۰ شروع کرد، این موضوع سال­ها فقط در تخصص فیلسوف­ها و محققان مذهبی بود. در اون دهه­ ها ریچنز، استاد دانشگاه میسوری، و همکارانش تحقیق در زمینه تلاش برای داشتن اشیاء مادی رو شروع کرده بودند.
تمرکز تحقیق ریچنز بر این بود که علاقه به داشتن اشیاء از کودکی شروع و به ویژه در دوران مدرسه افزایش پیدا می­کنه. به طور میانگین در این سن کودکان بیشترین پاسخ­ های مادی­ گرایی را به آنچه اون­ها رو شاد می­کنه، می­دهند. طبق مقاله ه­ایی که سال گذشته به چاپ رسید، ریچنز شرح داد که چطور محرک­ های اجتماعی مثل فیلم ­ها، تلویزیون، اینترنت، رسانه­ ها، تبلیغات و عادت­ های والدین کودکان رو به جایگاه بالاتری برای داشتن چیزها سوق می­ده. 
اخیراً با ریچنز درباره این روند و چالش ­های مرتبط با اون که والدین باهاش روبرو خواهند بود صحبت کردم. نتیجه این گفتگو مواردیست که در زیر براتون آورده­ ام.

چطور یک کودک دوره متوسطه یاد می­گیره که داشتن اشیا می­تونه زندگی روزمرش رو پیش ببره؟
مارشا ریچنز: من فکر می­کنم کلاس هفتم بدترین سن زندگی شخصه. واقعاً دوران مخاطره آمیزیه و کودک دچار بحران هویت می­شه که من کی­ هستم؟ آیا دیگران من رو دوست دارن؟ من چه جور آدمی هستم؟ ما چطور این دوران رو سپری می­کنیم؟ ظاهر ما یکی از چیزهایست که ما رو هدایت می­کنه. وقتی یک کودک، کودک دیگری رو می­بینه چه حسی داره؟ اون­ها به ظاهر هم توجه می­کنن، زبان بدن هم رو می­بینن، به ادا و اطوارهای هم دقت می­کنن، و البته به لباس­ هایی که پوشیدند. بنابراین اگر کودکی که ذاتاً از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیست لباس­ های بهتری بپوشه اعتماد به نفسش بالا می­ره. در اینجا به چیزهایی که به ما کمک می­کنه تا تصویر واضحی از خودمون رو ارائه کنیم، اشاره می­شه.

می­شه کمی درباره جایگزین چیزهای فیزیکی دارایی ­های غیرمادی که کودکان می­تونن دربارش صحبت کنن مثل اینکه کی هستند و کارهایی که در اون مهارت دارند صحبت کنید؟
ریچنز: به نظر می­رسه کودکانی که دارای مهارت غیرمادی خاصی مثل نواختن موسیقی یا در گروه موسیقی فعالیت می­کنن بیشتر از دیگر کودکان می­تونن روابط دوستانه رو تجربه کنند. شاید والدینشون بگن: وای من به تو افتخار می­کنم که جزء این گروه موسیقی هستی و ترومپت می­زنی. این حرف ­ها حس ارزشمندی به خود کودک می­ده که چیزی فراتر از دارایی­ های ملموس کودکه. به این ترتیب کودک احساس ارزشمندی می­کنه. و اگر هیچ مهارت یا دارایی غیرمادی نداشته باشه، مجبور می­شه به دارایی­ های مادی پناه ببره.

شما درباره دانش ­آموزان دوره متوسطه صحبت کرد اما به نظر می­رسه مادی­ گرایی در سنین پایین­تر در کودکان نهادینه می­شه درسته؟
ریچینز: بله همینطوره. یکی از همکارانم، لن چاپلین تحقیقات موثقی درباره مادی­ گرایی و کودکان انجام داده و دریافته کودکان در دوران متوسطه تغییرات فاحشی را پشت سر می­گذارند. به عنوان مثال، اون به بچه­ ها بازی تکه چسبانی یاد داد. سپس اون به بچه­ ها یک سری کلمه داد و از اون­ها خواست تا بگن کدوم یکی از این کلمه­ها براشون مهم­تره؟ و هر کدوم مهم­تره با تکه­ چسبانی درستش کنند. هر چی سن بچه ­ها به دوران متوسطه نزدیک­تر بود، چیزهای ملموس و واقعی بیشتر از مهارت یا افراد براشون ارزش داشت و مهم­تر بود.

طبق تحقیقات شما آیا ارتباطی بین مداخله­جویی والدین و اهمیت دادن بیش­تر از حد کودکان به اجسام مادی وجود داره؟ استفاده از بازی درمانی برای کودک و رفع مشکلات روحی هم قبلا بررسی شد.

ریچنز: ما واقعاً نمی­دونیم چون ما رفتارهای مداخله­ جویانه والدین رو مطالعه نکردیم، اما مطالعات زیادی روی افراد ۲۰ تا ۴۰ سال انجام دادیم و ازشون می­پرسیم که خودشون رو توصیف کنند و راجع به کودکیشون صحبت کنند. این روش، روشی بسیار مناسب برای پی بردن به اطلاعاتی در زمینه کودکی افراده. اما یکی از منسجم­ ترین یافته­ ها ارتباط بین سطح مادی ­گرایی جاری افراد و نحوه استفاده  والدینشون از اشیاء وقتی اون­ها در حال رشد بودند، می­شه.
به عبارت دیگه، والدینی که ارزش زیادی برای اشیاء قائل بودند، والدینی که همه چیز را فدای به دست آوردن­ هاشون می­کردند، والدینی که از خرید لذت می­بردند، والدینی که دائم درباره اشیاء صحبت می­کردند، قطعاً بچه­ هاشون هم به همین رویه عمل خواهند کرد.
خیلی از این موارد رو افراد از کودکیشون به خاطر می­ارند، اما فکر نکنم این همه ماجرا باشه. نکته­ ایی مفید و البته مضر برای والدین این است که همسالان روی رفتار کودکان ما تاثیر دارند، اما کودکان ما رو نگاه می­کنند. کودکان ما از ما یاد می­گیرند. بیشتر آنچه کودکان به طور طبیعی انجام می­دهند رو از تماشای ما برداشت می­کنن. حتی نحوه رفتار اون­ها با اشیاء شبیه ارتباطیه که ما با اجسام و اشیاء داریم. بنابراین تاثیر همسالان غیرقابل انکاره، اما تاثیر ما به عنوان والدین خیلی زیاده.

تا اونجایی که من فهمیدم بین اشیاء و پاداش ارتباط وجود داره
ریچنز: هم پاداش و هم تنبیه، بله. یکی دیگر از ارتباط­ های منطقی قوی همین است: برخی به یاد می­آوردند که فقط وقتی چیزی می­خواستند والدینشون براشون می­خریدند یا برخی دیگر در قبال نمره خوب بهشون پول می­دادند یا براشون هدیه می­خریدند، ارتباط خیلی عمیقی بین اینگونه پاداش ­دهی­ ها در کودکی وجود داره، و این احتمال زیاد می­شه که اینگونه کودکان در آینده مادی­گرا شوند.
الان تلاش می­کنم بفهمم وقتی کودکان غمگین یا ناراحت هستند یا ناامید شدند والدینشون چیکار می­کنند؟ شواهد اولیه نشون می­ده هر کاری که در بچگی براشون انجام شده رو برای بچه­ هاشون انجام می­دن. اکثر والدین پیشنهاد می­دهند: بیا بریم بیرون و یه چیزی بخوریم، یا بیا بریم بازی ویدئویی بخریم، این کارها رو می­کنند تا حواس بچه­ ها پرت بشه. اگر والدین این کارها رو انجام بدهند در آینده این کودکان برای رفع استرسشون همین کار رو تکرار می­کنند و برای خودشان هدیه ­ایی کوچک می­خرند.

آیا این تحقیقات تاثیری در نحوه رفتار شما به عنوان والد داشته؟
ریچنز: یادم میاد وقتی تحقیقم رو شروع کردم دخترم کلاس هفتم بود. اما هنوز نتیجه تحقیقات مشخص نبود. هیچ وقت دادن پاداش ملموس  برای کارهای خوبی که انجام می­داد به نظرم ایده خوبی نبود. چون تاثیری نداره و خیلی چیزها هست که باید انجام داد و هیچ پاداشی هم بابتش دریافت نمی­شه. پاداش شما در زندگی زنده بودن یا حفظ شغلتونه.

وقتی اینطور تنبیهش می­کردی و اون شکایت می­کرد آیا بهش می­گفتی این از طریق تحقیقات اثبات شده؟
ریچنز: نه. اون موقع هنوز تحقیقاتم کامل نشده بود و علاوه بر این یک دختر کلاس هفتم تحت تاثیر تحقیقات من قرار نمی­گیره. من و دخترم دائما ً با کارت­های تحقیقاتی بازی می­کردیم، همچنین که تحقیقات پیش می­رفت و نتایج مشخص می­شد، دخترم فقط از شنیدن نتایج خسته می­شد. او به هر حال هیچ اهمیتی به تحقیقات من نمی­داد.

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: