222
کد: 225472
31 شهريور 1399 - 19:14
همه ی ما می دانیم که تمام فرزندان یک خانواده شبیه به یکدیگر نیستند، حتی فرزندانی که دوقلو یا سه قلو هم هستند گاها با هم چه به لحاظ ظاهری و چه به لحاظ اخلاقی خیلی فرق می کنند.

خیلی از ماها کم و بیش با این موضوع برخورد کرده ایم و از اطرافیان مان شنیده ایم که می گویند مثلا بچه های اول خانواده خیلی حس عاقل تر بودن و رهبری دارند یا مثلا بچه های آخر خانواده خیلی لوس هستند یا بچه های وسط بچه های نرمال تری هستند و این جور چیزها.
همه ی ما می دانیم که تمام فرزندان یک خانواده شبیه به یکدیگر نیستند، حتی فرزندانی که دوقلو یا سه قلو هم هستند گاها با هم چه به لحاظ ظاهری و چه به لحاظ اخلاقی خیلی فرق می کنند.
همیشه پدر و مادرها فکر می کنند که بزرگ کردن فرزند دوم خانواده خیلی راحت تر از بچه ی اول است و حساسیت هایی که روی بچه ی اول داشتند را دیگر روی بچه ی دوم به بعد ندارند.
پدر و مادرها معمولا به بچه ی اولشان بیشتر توجه می کنند و در مقابل توقعات بیشتری هم از آن ها دارند. روانشناسان و دانشمندان معتقدند که بچه های اول و دوم تفاوت های بسیار فاحشی با همدیگر دارند و بخشی از دلیل این تفاوت ها به روش تربیتی والدین و بخشی دیگر به ویژگی های شخصیتی خود فرزند مربوط می شود و مجموع آن ها باعث می شود تا شخصیت های مختلفی را در بین فرزندان یک خانواده مشاهده کنیم.

نقش والدین در تربیت فرزندان
معمولا پدر و مادرها وقتی اولین بار صاحب یک فرزند می شوند بدلیل این که تجربه ی کافی در این زمینه ندارند و اغلب هم به حرف بزرگترها گوش نمی کنند شروع می کنند به استفاده از روش های آزمون و خطا و مطالعه در کتاب های مختلف که بعضا ممکن چندان مناسب فرزندشان نباشد.
مطالعه ی کتاب هم می تواند بسیار مفید باشد و هم می تواند در مواردی مشکل ساز بشود. به فرض ممکن است مطالعه ی کتاب باعث توقع آفرینی از کودک برای والدین بشود و همین باعث بشود که کودک شخصیت بسیار کمال گرایی پیدا کند.
در مقابل، زمانی که والدین صاحب فرزند دیگری می شوند دیگر آن آدم های کم سابقه ی قبل نیستند و در اغلب موارد براساس تجربیاتی عمل می کنند که از تربیت فرزند اول شان بدست آورده اند. از طرف دیگر، این پدر و مادر الان صاحب چند فرزند هستند و مسلما نمی توانند تمام توجه خودشان را به یک فرزندشان اختصاص بدهند و همین موضوع باعث می شود تا ناخودآگاه توقعات آن هم هم نسبت به فرزند دوم شان کمتر بشود و در نهایت حس کمال گرایی در فرزند دوم نسبت به فرزند اول کمتر باشد.
البته ناگفته نماند که اغلب فرزندان دوم خانواده از فرزند اول الگو می گیرند و همین موضوع باعث می شود تا کم و بیش حس کمال گرایی در آن ها هم شکل بگیرد.
اما ببینیم فرزندان به ترتیب تولدشان به طور معمول چه خصوصیت های اخلاقی دارند.
فرزند اول خانواده: مدیر، مدبر، مسئولیت پذیر، رهبر، پشتیبان، وظیفه شناس، منظم و مرتب، محتاط و کنترل گرا
فرزندان اول گاهی نقش موش آزمایشگاهی را برای پدر و مادرشان دارند و بعضا ممکن است پدر و مادرها چندین روش تربیتی را برروی آن ها امتحان کنند تا در نهایت یکی از این روش ها برروی آن ها جواب بدهد. این کودکان اغلب دوست دارند با کسانی بازی کنند که از خودشان بزرگتر هستند، استاد این هستند که بتوانند دل بزرگترها را بدست بیاورند و انصافا هم خیلی خوب از پس این کار بر می آیند.
این کودکان دوست دارند در هرکاری بهترین باشند و برای رسیدن به آن هم همه ی تلاش خودشان را می کنند. بطور کلی شخصیت درون گرایی دارند و اغلب زمان میبرد تا ترس شان را کنار بگذارند و وارد جمع بشوند.
این بچه ها معمولا زودتر از بچه های بعدی حرف می زنند و راه می روند.
فرزندان وسط خانواده: اجتماعی، برون گرا، داشتن دوستان زیاد و روابط اجتماعی خوب، بدنبال تائید افراد، صلح جو
این بچه ها معمولا خیلی حرف گوش کن نیستند و سعی می کنند کاری را انجام بدهند که دلشان می خواهد. در واقع، پدر و مادر نمی توانند خیلی برای آن ها تعیین تکلیف کنند. علاوه بر این، این بچه ها معمولا دوست دارند نظر همه را به خودشان جلب کنند یعنی اگر در جایی ببینند که همه ی توجه ها به سمت مثلا فرزند اول خانواده است سریعا کاری را انجام می دهند که نظر بقیه را به خودشان جلب کنند.
فرزندان آخر خانواده: خود مختار، آزادی خواه، بدنبال جلب توجه کردن و دوست دار زندگی راحت و بدون دردسر
این بچه ها شدیدا به دنبال آزادی هستند و تلاش خیلی زیادی می کنند که بتوانند حداکثر حد آزادی عمل را داشته باشند.
بطور معمول به این بچه ها بیشتر از بچه های دیگر خانواده توجه می شود و همین موضوع اغلب باعث می شود تا آن ها کمی لوس بار بیایند. یادتان باشد توجه و محبت خوب است اما هر چیزی به اندازه ی خودش!
این بچه ها معمولا بچه های پاک و معصومی هستند و خیلی پیچیدگی های رفتاری و اخلاقی خاصی ندارند. معمولا شوخ طبع هستند و از بودن در کنار دوستان و خانواده لذت میبرند.
همه ی آدم ها ویژگی های ذاتی و رفتاری متفاوتی دارند که بخش زیادی از آن متاثر از نوع برخورد و تربیت والدین در کودکی با آن ها است. سعی کنید با مطالعه و دانش قبلی به استقبال بچه دار شدن بروید تا بتوانید فرزندان خوبی را تربیت کنید. در کنار مطالعه سعی کنید از تجربیات موفق بزرگترها هم استفاده کنید. یادتان باشد که شما فقط متعلق به یکی از فرزندان تان نیستید و باید مهر و محبت تان را در بین فرزندان تان به مساوات تقسیم کنید.

منبع: کودک تک
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: