افسردگی مادر پس از زایمان، عوامل تشدید کننده

افسردگی پس از زایمان بیمای شایعی است که علاوه بر تحت تاثیر قرار دادن سلامت مادر میتواند سلامت کودک را هم تهدید کند.
شهرزاد: درست مثل جوجه اردکهایی که تازه از تخم بیرون آمده اند و به مادر خود نگاه میکنند، نوزاد انسان هم از همان ابتدای تولد که چشمش به دنیا باز شد شروع به یاد گرفتن و تاثیر پذیرفتن میکند.به همین دلیل هم هست که پزشکان به مادران توصیه میکنند از همان نخستین نگاه به کودک لبخند بزنند و او را در آغوش بگیرند. اما این میان، ابرهای تیره ای هم وجود دارند. افسردگی پس از زایمان بیماری شایعی است که علاوه بر تحت تاثیر قرار دادن سالمت مادر میتواند سلامت کودک را هم تهدید کند. افسردگی مادر در سالهای بعد هم تا حد زیادی تحت تأثیر افسردگی پس از زایمان است. همین موضوع رشد و تکامل فیزیکی و روحی- روانی نوزاد را تحت تأثیر قرار میدهد. تحقیقات نشان داده است مادران مبتلا به افسردگی پس از زایمان بیشتر در معرض افسردگیهای بعدی هستند و انگیزه کمتری برای تربیت و رسیدگی به کودک خود دارند. گاهی اوقات حتی این بیماری شدت بیشتری پیدا میکند و به جنون بعد از زایمان میرسد که در این حالت نه تنها سلامت نوزاد که گاهی جانش را هم در خطر قرار میدهد.ابتلای
مادر به این بیماری روحی میتواند کودک را در هر سنی در خطر بی توجهی هم قرار دهد که این مسئله گاه باعث افسردگی خود کودک میشود.
هوای مادر را داشته باشید
بعضی از عواملی که باعث تشدید اثر افسردگی مادر بر سلامت کودک میشوند شامل استرس، شدت افسردگی، حمایت نشدن مادر و کودک از سوی خانواده و وضعیت اقتصادی و فرهنگی نامناسب مادر هستند. اثرات این بیماری بر رشد و تکامل فیزیکی و روحی کودک را میتوان از همان دوران جنینی مشاهده کرد. در یک تحقیق مشاهده شد نوزادان مادرانی که در دوران حاملگی هم افسرده بودند، هنگام تولد وزن کمتری داشتند و نقایصی که مرتبط با سو ءتغذیه بود را نشان میدادند. در بررسی دیگری دیده شد نوزادان مادران افسرده، بیشتر احتمال دارد به بیماری آسم مبتلا شوند. افسردگی در زمان بارداری همچنین میتواند زمینه به وجود آمدن پرهاکلامپسی (بالا رفتن فشار خون مادر) را فراهم کند. در سنین مختلف و در گرو ههای سنی متفاوت، بیماری مادر اثرات متفاوتی بر فرزند خواهد داشت که این اثرات به طور خلاصه در 4 گروه تعریف میشوند.
سنین نوزادی
نوزادان دارای مادران افسرده از نظر عملکرد شناختی که بخشی از تکامل مغزی محسوب می شود، دچار ضعف هستند. این نوزادان از مادران خود جدا به نظر می رسند و توانایی برقراری ارتباط صحیح با مادر را ندارند و در نهایت در برقراری تعامل با محیط اطراف و واکنش اجتماعی مناسب مشکل دارند. نوزادان این مادران بیشتر گریه میکنند و به حرفها و واکنشهای مادر هم کمتر پاسخ میدهند، اضطراب جدایی دارند و از نظر تست های تکامل نوزادی ضعیف هستند.
سنین نو پا (یک تا ۳ سالگی)
کودکان مادران افسرده در این سن بیشتر از بقیه همسالان خود عصبی و مضطرب هستند و در برقراری ارتباط صحیح و مطمئن با دیگران مشکل دارند، به راحتی می ترسند و منفعل عمل میکنند یعنی در فعالیت های اجتماعی مهدکودک و بازی با بقیه بچه ها شرکت نمیکنند، خواب آلوده و بی انگیزه هستند و گاهی اوقات مشکلاتی مانند پرخاشگری و زود عصبانی شدن را هم نشان میدهند.
کودکان سنین مدرسه
این بچه ها به خاطر حضور طولانی مدت در کنار مادران افسرده و همچنین درک بیشترشان نسبت به بچه های کوچک تر علائم شان بیشتر شبیه افسردگی در بزرگسالی خواهد بود. آ نها در محیط مدرسه رابطه دوستانه طبیعی و محکمی را که معمولا در این سنین بین همسالان دیده می شود، نخواهند داشت. مهارت های بین فردی در آ نها شکل نمیگیرد؛ مشکلات رفتاری دارند، ممکن است کمی از نظر تکاملی عقب افتاده به نظر برسند یا در مهار تها و فعالیت های اجتماعی این عقب افتادگی را نشان دهند، نداشتن اعتماد به نفس و بی انگیزگی از دیگر مشکلات این بچه هاست. آن ها به اندازه کودکان دیگر میل به رقابت و تلاش ندارند.
سنین نوجوانی
بزرگ شدن بچه ها اثرات تهدید کننده آنها را هم جدی تر میکند. در این سن دیگر افسردگی مادر تنها مشکلاتی مثل غذا نخوردن یا بازی نکردن را موجب نمی شوند بلکه نوجوان ممکن است خود دچار افسردگی شود یا اختلالات خلقی در او به وجود بیاید. مشکلات عاطفی، به وجود آمدن اختلال هراس (حمله های وحشت) یا افزایش تمایل به رفتارهای پرخطر مانند دوستی های خیابانی، اعتیاد و... همه از اثرات زندگی درکنار مادر افسرده است. افت تحصیلی، انزوا و اختلالات ارتباطی هم از دیگر مشکلاتی هستند که این نوجوانان را تهدید میکنند. در سنین ابتدای نوجوانی هم ممکن است افسردگی مادر باعث شود فرزند دچار بیماری اختلال تمرکز و بیش فعالی شود.
مادر! نیاز به درمان داری
علت کلی به وجود آمدن همه این مشکلات را میتوان این مسئله عنوان کرد که مادران افسرده به نیازهای طبیعی فرزندشان کمتر توجه نشان میدهند یا در موارد حاد اصلا توجهی نشان نمیدهند و از آنجایی که در زمان افسردگی خود آ نها افکار منفی و ناراحت کننده زیادی دارند ممکن است در پاسخ به این نیازها تنها عصبانیت نشان دهند که همین، مشکل را دوچندان میکند. این رفتار نه تنها ارتباط مادر و فرزند را مختل میکند بلکه تکامل عاطفی کودک را هم تحت تأثیر قرار میدهد و مشکلاتی در این زمینه به وجود میآورد. اگرچه ممکن است بعضی از کودکان با این مسئله تاحدی کنار بیایند اما دچار انفعال میشوند و فقط آسیب میبینند. نکته امیدوارکننده درباره این بیماری و اثرات ناخوشایند آن این است که رو شهای درمانی زیادی برای مادران مبتلا به افسردگی وجود دارد. رو شهایی که نه تنها به مادر برای خارج شدن از افسردگی کمک میکند، بلکه او را قادر مسازد با دقت و توجه بیشتری بر وظایف مادرانه خود در قبال فرزندان تمرکز کند. بهترین راه برای مقابله با این مشکل و جلوگیری از اثرات آن شناخت علائم افسردگی و اقدام به موقع برای درمان آن است که باید حتما تحت نظر روانپزشک و مشاور روانشناس انجام بگیرد. مادران افسرده تحت درمان میتوانند رو شهای برخورد مناسب با فرزند خود را از متخصصان تربیتی یاد بگیرند و در خانها جرا کنند.
هوای مادر را داشته باشید
بعضی از عواملی که باعث تشدید اثر افسردگی مادر بر سلامت کودک میشوند شامل استرس، شدت افسردگی، حمایت نشدن مادر و کودک از سوی خانواده و وضعیت اقتصادی و فرهنگی نامناسب مادر هستند. اثرات این بیماری بر رشد و تکامل فیزیکی و روحی کودک را میتوان از همان دوران جنینی مشاهده کرد. در یک تحقیق مشاهده شد نوزادان مادرانی که در دوران حاملگی هم افسرده بودند، هنگام تولد وزن کمتری داشتند و نقایصی که مرتبط با سو ءتغذیه بود را نشان میدادند. در بررسی دیگری دیده شد نوزادان مادران افسرده، بیشتر احتمال دارد به بیماری آسم مبتلا شوند. افسردگی در زمان بارداری همچنین میتواند زمینه به وجود آمدن پرهاکلامپسی (بالا رفتن فشار خون مادر) را فراهم کند. در سنین مختلف و در گرو ههای سنی متفاوت، بیماری مادر اثرات متفاوتی بر فرزند خواهد داشت که این اثرات به طور خلاصه در 4 گروه تعریف میشوند.
سنین نوزادی
نوزادان دارای مادران افسرده از نظر عملکرد شناختی که بخشی از تکامل مغزی محسوب می شود، دچار ضعف هستند. این نوزادان از مادران خود جدا به نظر می رسند و توانایی برقراری ارتباط صحیح با مادر را ندارند و در نهایت در برقراری تعامل با محیط اطراف و واکنش اجتماعی مناسب مشکل دارند. نوزادان این مادران بیشتر گریه میکنند و به حرفها و واکنشهای مادر هم کمتر پاسخ میدهند، اضطراب جدایی دارند و از نظر تست های تکامل نوزادی ضعیف هستند.
سنین نو پا (یک تا ۳ سالگی)
کودکان مادران افسرده در این سن بیشتر از بقیه همسالان خود عصبی و مضطرب هستند و در برقراری ارتباط صحیح و مطمئن با دیگران مشکل دارند، به راحتی می ترسند و منفعل عمل میکنند یعنی در فعالیت های اجتماعی مهدکودک و بازی با بقیه بچه ها شرکت نمیکنند، خواب آلوده و بی انگیزه هستند و گاهی اوقات مشکلاتی مانند پرخاشگری و زود عصبانی شدن را هم نشان میدهند.
کودکان سنین مدرسه
این بچه ها به خاطر حضور طولانی مدت در کنار مادران افسرده و همچنین درک بیشترشان نسبت به بچه های کوچک تر علائم شان بیشتر شبیه افسردگی در بزرگسالی خواهد بود. آ نها در محیط مدرسه رابطه دوستانه طبیعی و محکمی را که معمولا در این سنین بین همسالان دیده می شود، نخواهند داشت. مهارت های بین فردی در آ نها شکل نمیگیرد؛ مشکلات رفتاری دارند، ممکن است کمی از نظر تکاملی عقب افتاده به نظر برسند یا در مهار تها و فعالیت های اجتماعی این عقب افتادگی را نشان دهند، نداشتن اعتماد به نفس و بی انگیزگی از دیگر مشکلات این بچه هاست. آن ها به اندازه کودکان دیگر میل به رقابت و تلاش ندارند.
سنین نوجوانی
بزرگ شدن بچه ها اثرات تهدید کننده آنها را هم جدی تر میکند. در این سن دیگر افسردگی مادر تنها مشکلاتی مثل غذا نخوردن یا بازی نکردن را موجب نمی شوند بلکه نوجوان ممکن است خود دچار افسردگی شود یا اختلالات خلقی در او به وجود بیاید. مشکلات عاطفی، به وجود آمدن اختلال هراس (حمله های وحشت) یا افزایش تمایل به رفتارهای پرخطر مانند دوستی های خیابانی، اعتیاد و... همه از اثرات زندگی درکنار مادر افسرده است. افت تحصیلی، انزوا و اختلالات ارتباطی هم از دیگر مشکلاتی هستند که این نوجوانان را تهدید میکنند. در سنین ابتدای نوجوانی هم ممکن است افسردگی مادر باعث شود فرزند دچار بیماری اختلال تمرکز و بیش فعالی شود.
مادر! نیاز به درمان داری
علت کلی به وجود آمدن همه این مشکلات را میتوان این مسئله عنوان کرد که مادران افسرده به نیازهای طبیعی فرزندشان کمتر توجه نشان میدهند یا در موارد حاد اصلا توجهی نشان نمیدهند و از آنجایی که در زمان افسردگی خود آ نها افکار منفی و ناراحت کننده زیادی دارند ممکن است در پاسخ به این نیازها تنها عصبانیت نشان دهند که همین، مشکل را دوچندان میکند. این رفتار نه تنها ارتباط مادر و فرزند را مختل میکند بلکه تکامل عاطفی کودک را هم تحت تأثیر قرار میدهد و مشکلاتی در این زمینه به وجود میآورد. اگرچه ممکن است بعضی از کودکان با این مسئله تاحدی کنار بیایند اما دچار انفعال میشوند و فقط آسیب میبینند. نکته امیدوارکننده درباره این بیماری و اثرات ناخوشایند آن این است که رو شهای درمانی زیادی برای مادران مبتلا به افسردگی وجود دارد. رو شهایی که نه تنها به مادر برای خارج شدن از افسردگی کمک میکند، بلکه او را قادر مسازد با دقت و توجه بیشتری بر وظایف مادرانه خود در قبال فرزندان تمرکز کند. بهترین راه برای مقابله با این مشکل و جلوگیری از اثرات آن شناخت علائم افسردگی و اقدام به موقع برای درمان آن است که باید حتما تحت نظر روانپزشک و مشاور روانشناس انجام بگیرد. مادران افسرده تحت درمان میتوانند رو شهای برخورد مناسب با فرزند خود را از متخصصان تربیتی یاد بگیرند و در خانها جرا کنند.