جملات ویرانگری که نباید به کودکان گفت (۱)

ما در اینجا آنچه بیشتر پدر و مادرها به اشتباه به فرزندان خود میگویند را برایتان آوردهایم. شما نیز سعی کنید از گفتن آنها به فرزندتان خودداری کنید.
نی نی بان: یک روز بعدازظهر من سعی داشتم به ۲ کار همزمان با هم رسیدگی کنم. در حالی که در آشپزخانه در حال پختن غذا بودم، سعی داشتم کارهای اداری خود را نیز انجام دهم. اما هزار بار توسط کودکم از کار متوقف شدم. او یک بار از من اسنک میخواست، بار دیگر درباره غذایی که درست میکردم سوال میکرد یا این که چرا آسمان آبی است و گل سبز نیست.
هیج چیز در آن روز نمیتوانست عصبانیت مرا کاهش دهد.
من در حالی که بسیار عصبانی بودم سر کودکم فریاد زدم: «کافی است، برو بیرون، انقدر من را آزار نده.» ناگهان چشمهای کودک 2 سالهام گرد شد و از شدت ناراحتی دستش را میان لبانش گذاشت و رفت. درست همان لحظه بود که آرزو کردم کاش آن کلمات را به او نمیگفتم.
همه ما گاهی اشتباه میکنیم و موجب ناراحتی کودکانمان میشویم، اما با روشهایی میتوان ناراحتی خود و آنها را کاهش داد. ما در اینجا آنچه بیشتر پدر و مادرها به اشتباه به فرزندان خود میگویند را برایتان آوردهایم. شما نیز سعی کنید از گفتن آنها به فرزندتان خودداری کنید.
«من را تنها بگذارد»
زمانی که شما به کودک خود میگویید: «من سرم شلوغ است» یا «من را اذیت نکن» در واقع کودکتان این برداشت را خواهد کرد که شما همیشه این گونهاید و هیچ وقت تمایلی به صحبت کردن با او ندارید. زمانی که شما در کودکی با فرزند خود این گونه رفتار میکنید، او در بزرگسالی تمایل کمتری به صحبت کردن با شما خواهد داشت.
از همان ابتدا کودکان باید ببینند که والدین زمانهایی را به خود و خانوادهشان اختصاص میدهند. شما میتوانید با استخدام یک پرستار، سپردن کودک به همسر یا دوستت یا پخش یک ویدیو برای او، حداقل نیم ساعت آرامش داشته باشید.
شما همچنین میتوانید در زمانهایی که مشغول هستید، برای خود و کودکتان یک قانون بگذارید. به عنوان مثال به او بگویید: «مامان باید این کار را تمام کند و احتیاج به آرامش دارد، بنابراین تو یک نقاشی بکش تا بعد از اتمام آن با هم برای گردش به بیرون برویم.»
واقع گرا باشید. یک کودک نوپا یا پیش دبستانی نمیتواند به مدت 1 ساعت خودش را سرگرم کند.
«تو بسیار... هستی»
«چرا با کتی این گونه برخورد کردی؟» «تو بسیار بی ادب هستی» گاهی کودکان صحبتهای والدین را هنگامی که با دیگران سخن میگویند، میشنود. «دختر من خجالتی است.» و آن را بدون هیچ سوالی قبول میکنند، حتی اگر درباره خودشان باشد.
بنابراین جملات منفی میتوانند روی آنها تاثیر زیادی بگذارند و اعتماد به نفس را از آنها بگیرند. حتی القابی که به نظر بیطرف یا خنثی هستند نیز موجب انتظار بیهوده او میشوند.
القاب منفی به خصوص تاثیر بسیار بیشتری بر کودکان دارند. بسیاری از والدین حتی به وضوح میتوانند زمانی را که والدینشان آنها را «تنبل» یا «احمق» خطاب کردهاند را به یاد آورند.
بهتر است رفتار خاص کودکتان را بدون لقب دادن صفتی به او، مخاطب قرار دهید. «کیتی از این که تو به بچهها گفتی با او بازی نکنند، بسیار ناراحت شد. چگونه میتوانی این ناراحتی را از او دور کنی؟»
«گریه نکن»
جملههایی مانند «ناراحت نباش»، «بچه نشو» و «دلیلی برای ترس تو وجود ندارد» را به کودکان خود نگویید. کودکان به این علت که نمیتوانند منظورشان را به درستی بیان کنند، راههای مانند ناراحتی، ترس و گریه را پیش میگیرند.
طبیعی است که شما میخواهید کودکتان را از این احساسات دور نگه دارید اما کلمه «نباش» به او احساس بهتری نخواهد بخشید و تنها این تصور را به او منتقل میکند که احساساتش هیچ ارزشی ندارد و ناراحت بودن و ترسیدن خوب نیست.
«تو باید هنگامی که جک به تو گفت که نمیخواهد دیگر دوستت باشد، بسیار ناراحت شده باشد.» «بله ناراحت کننده است که تو دیگر نمیتوانی با او دوست باشی اما من اینجا هستم و نمیگذارم که تو تنها بمانی.»
با تایید احساسات واقعی کودکتان، در واقع به او این اجازه را میدهید که احساسات خود را بیان کند. در این صورت او کمتر گریه و بیشتر احساسات خود را بیان خواهد کرد.
«چرا نمیتوانی شبیه خواهرت باشی؟»
ممکن است مثال زدن یک دوست یا خواهر و برادر بتواند به شما کمک کن، «ببین سام چگونه زیپ کتش را خودش میبنند.» یا «مری خودش تنهایی به دستشویی میرود، چرا تو این کار را نمیکنی؟» اما یادتان باشد که مقایسه خوب نیست. کودک شما خودش است، نه سام و مری.
البته کارشناسان میگویند مقایسه کردن کودکان با هم برای بررسی رشد و تواناییهای او طبیعی است. اما نگذارید کودکتان آن را بشنود. کودکان به شیوه خود رشد میکنند و شخصیت خاص خود را دارند. مقایسه کردن او با دیگران به این معنی است که آرزو داشتید که او جای دیگری بود.
مقایسه باعث تغییر رفتار کودکتان نخواهد شد. وادار کردن او به کاری که هنوز آمادگیاش را ندارد، باعث میشود که او تنها گیج شود و اعتماد به نفس خود را از دست دهد.
به جای آن تواناییهای اکنون آن را تشویق کنید: «وای! تو توانستی به تنها کتات را پوشی.» یا «مرسی از این که به من گفتی پوشکت را عوض کنم.»
«تو خودت بهتر میدانی!»
شاید به راستی این گونه که فکر میکنید نباشد. یادگیری، مرحلهای از آزمون و خطا است. آیا به راستی کودکتان میداند که ریختن آب از یک پارچ سنگین در لیوان ساده نیست؟ شاید او نداند که پارچ آنقدر سنگین است یا که ریختن آن با آنچه در گذشته انجام داده بود، فرق داشته باشد.
حتی اگر او همان اشتباه گذشته را انجام داد، او را سرزنش نکنید. به او بگویید: «اگر آن را این گونه انجام دهی، بهتر است.»
این توصیه مهم را به خاطر بسپارید: «پیوسته دست به کاری بزنید که بچه ها پی ببرند، دوستشان دارید.»