1051
کد: 118248
03 بهمن 1396 - 09:35
اگر چندین بار به این حرف های زشت کودک بی توجهی کردید اما او به رفتار خودش ادامه داد به او پیامِ من بدهید: وقتی این حرف را می زنی من خیلی ناراحت می شوم، چون حرف خوبی نیست.
وقتی کودک فحش می دهد یا به اطرافیان می گوید: بد، مطمئناً معنی و مفهوم آن را متوجه نمی شود و نمی توان با توضیح، سخنرانی، تذکر، نصیحت، تهدید و ... این مفهوم و معنی را به او فهماند یا در او ایجاد کرد. پس بهترین رفتار، بی تفاوتی است.

یعنی انگار هیچ چیزی نشنیده اید. این رفتار شما باعث خواهد شد به مرور آن را فراموش کند، چرا که این گونه رفتارهای کودکان ویروسی بوده، ماندگار نخواهند بود مشروط بر اینکه شما خیلی بر روی آنها اصرار نکنید و نخواهید سریع آنها را تغییر دهید. از طرفی می دانید بچه ها، استاد امتحان کردن ما هستند وقتی می بینند ما، در مقابل رفتار غلط آنها واکنشی نشان نمی دهیم آن را کنار می گذارند.

اگر چندین بار به این حرف های زشت کودک بی توجهی کردید اما او به رفتار خودش ادامه داد به او پیامِ من بدهید: وقتی این حرف را می زنی من خیلی ناراحت می شوم، چون حرف خوبی نیست.

رفتار خودتان را بررسی کنید آیا همین حرف های زشت را در محیط خانواده به زبان نمی آورید پس: خود کرده را تدبیر نیست. وقتی کودک حرف زشتی به زبان می اورد می توان آن را این گونه ترجمه نمود: من عصبانی ام، من دلخورم، اما چون نمی داند که باید از این عبارت در بیان احساساتش استفاده کند راحت ترین راه را که به غلط آموخته است استفاده می کند.

اگر کودک در مقابل خواستۀ شما مقاومت یا به اصطلاح لجبازی می کند یا خواستۀ غیرمنطقی دارد، سعی کنید با زبانی ساده و خیلی مختصر برایش توضیح دهید ولی از سخنرانی های طولانی، تاکید زیاد، اصرار کردن زیاد، نصیحت و ... جداً بپرهیزید چون در او نرم افزاری که بتواند این سی دی های شما را بخواند هنوز نصب نشده است. یعنی هنوز به آن مرحله شناختی نرسیده است که مفهوم صحبت های شما را بفهمد.

فراموش نکنید اگر الآن به تمام خواسته های منطقی و غیرمنطقی کودک پاسخ می دهید هرچه او بزرگتر می شود خواسته هایش نیز بیشتر و بزرگتر خواهند شد. آیا حاضرید با همین شیوه، تا بزرگسالی او ادامه دهید؟ مثلاً اگر پسرتان از شما می خواهد فلان ماشین کوکی را برایش بخرید و شما علی رغم میل باطنی تان و در حالی که چندین ماشین و اسباب بازی دیگر نیز دارد تسلیم او می شوید و این راه هم برایش تهیه می کنید، اگر در اوایل نوجوانی از شما بخواهد برایش موتور، ماشین و ... بخرید چه خواهید کرد؟

گاهی بد نیست حتی نیازهای طبیعی و منطقی کودک را به تاخیر اندازید و سریعاً آن ها را برآورده نکنید. این تمرین به او خواهد آموخت در آینده بتواند برخی نیازهایش را هرچند طبیعی هستند، به تاخیر اندازد. مثلاً اگر آب می خواهد بلافاصله به او آب ندهید، مقداری صبر کنید و سپس برایش آب بیاورید. پس او یاد خواهد گرفت اگر غذا هم دیرتر آورده شود یا در آینده خواسته باشد زمانی را در یک صف، منتظر بماند عصبانی نشده، حوصله لازم را به خرج دهد.
اگر این گونه عمل نکنید مطمئن باشید در مدرسه نیز با مشکل مواجه خواهد شد زیرا دوست دارد معلمش فقط به حرف های او گوش دهد و دانش آموزان مطیع او باشند. در غیر این صورت ناراحت شده از دست همه عصبانی خواهد بود.

سعی کنید مسائل و مشکلات پیش آمده را زمانی که پدرش سر کار است یا تازه به منزل آمده است گزارش ندهید چون در هر دو حالت وی خسته و درگیر بوده، توان پاسخ دهی درست را نخواهد داشت. سعی نکنید جایگاه پدر را به عنوان ابزاری برای ایجاد ترس و وحشت در فرزندان استفاده کنید. فرزندان باید روی پدر حساب باز کنند نه اینکه حساب ببرند. این کار رابطۀ پدر و فرزندان را دچار خدشه خواهد کرد. هیچ گاه در حضور بچه ها همدیگر را متهم نکنید و دنبال مقصر نگردید.

چگونه بفهمیم یک خواسته منطقی است یا غیرمنطقی؟
در پاسخ باید گفت خواسته های منطقی همان نیازهای طبیعی کودک هستند: نیاز به آب، غذا، اسباب بازی، محبت، توجه، نوازش و ... که باید به موقع، به جا و به اندازه برآورده شوند و اگر از چهارچوب اصلی خارج شده، ارضای بیشتری را طلب کنند و یا اگر بخواهند در زمان و مکانی غیر از زمان و مکان خودشان برآورده شوند یک خواستۀ غیرمنطقی بوده که قطعاً باید در مقابل آنها مقاومت کرد یعنی همان اقتدار مقتدرانه.

شاید در اینجا چراغ های راهنمایی رانندگی مثال خوبی باشد یعنی وقتی خواستۀ کودک منطقی است به آن عمل کنیم یعنی چراغ سبز است اما وقتی خواسته اش غیرمنطقی باشد به هیچ عنوان تسلیم نمی شویم یعنی چراغ قرمز است. منتهی مثل پلیس که قاطعانه حکم را اجرا می کند و به عکس العمل های ما توجهی نمی کند ما هم بدون توجه به عکس العمل های کودک مثل گریه کودکان، توهین کردن و ... اعتنا نمی کنیم و تسلیم نمی شویم، اما حق نداریم او را دعوا کنیم، توهین کنیم و ... .

مثال) کودک دوست دارد با او بازی کنید (نیاز منطقی و چراغ سبز) اما این نیاز تا زمانی منطقی محسوب می شود که در یک فاصلۀ زمانی معین مثلاً نیم ساعت، یک ساعت و ... (متناسب با توان، انرژی روانی و جسمی شما که همان سطح پذیرش است) انجام شود. اما اگر خواستۀ تو برای ادامۀ بازی خارج از توان شما یا به عبارتی خارج از سطح پذیرش شما باشد یک خواستۀ غیرمنطقی بوده و چراغ قرمز است. پس، باید محترمانه ولی قاطعانه بگویید: می دانم دوست داری بازی کنیم ولی من خسته شده ام و نمی توانم ادامه دهم.

و در مقابل اصرار، گریه و یا نق نق کردن او مقاومت کرده و بگویید: نه نمی توانم. اما توهین، سرزنش، تحقیر، تنبیه و ... هیچ جایگاه تربیتی نخواهد داشت. مثال) این که کودک دوست دارد سر میز غذا برای ماست و خورشت ظرف جداگانه ای داشته باشد، یک خواستۀ منطقی است و چراغ سبز، اما زمانی که می خواهد در ظرف ماست یا خورشت شما انگشت بزند یک خواستۀ غیرمنطقی است (چراغ قرمز).
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: