2413
کد: 120371
02 مهر 1396 - 12:08
مادری که سابقه افسردگی در زایمان های قبلی را داشته یا سابقه افسردگی در خانواده او وجود دارد، بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی بعد از زایمان خواهدبود.
معمولا بعد از به دنیا آمدن بچه، مادران وارد دنیای جدیدی می شوند که وظایفشان را چند برابر می کند و همین مسئولیت مضاعف خودش باعث استرس می شود. درواقع، مادران در روزهای اولیه بعد از بارداری حال و روز روانی و جسمی مناسبی ندارند و این مساله روی رفتار و خلقیاتشان تاثیر می گذارد. افسردگی بعد از زایمان واژه آشنایی برای همه است و عموما همه کج خلقی و نگرانی و استرس های مادر را امری طبیعی می دانند و آن را به افسردگی پس از زایمان نسبت می دهند.این در حالی است که دیده شده مادری به دلیل افسردگی بعد از زایمان شدید فرزندش را کشته است. بنابراین افسردگی پس از زایمان می تواند آن قدر شدید باشد که نیاز به بستری و مراقبت ویژه داشته باشد. موضوع مهم این است که همراهان مادری که تازه زایمان کرده بتوانند تشخیص دهند که افسردگی بعد از زایمان که ادعا می شود در اکثر مادران مشاهده می شود و به نوعی طبیعی است چه زمانی خطرناک می شود و نیاز به دارو و درمان های خاص تحت نظر روان پزشک دارد. دکتر حامد محمد کنگرانی، روان پزشک، در این باره توضیح داده است.

آیا نگرانی و افسردگی و کج خلقی هایی که مادران در چند روز بعد از به دنیا آمدن فرزندشان تجربه می کنند ناشی از افسردگی پس از زایمان است؟
بیش از 50 درصد مادرانی که زایمان می کنند، دچار علائمی می شوند به نام افسردگی پس از زایمان یا غم بچه که بسیار شایع است و معمولا به دلیل تغییرات هورمونی، مسئولیت مادرشدن و تغییر شیوه زندگی از همان روزهای اول بعد از زایمان یا 4- 3 روز بعد از آن شروع می شود. علایم آن نیز عبارتند از: غمگینی، عصبانیت، گریه، پرخاشگری، استرس، اضطراب و اختلال خواب. اگر این علایم بیش از 2 هفته طول بکشد، جای نگرانی دارد و باید بررسی شود تا ببینیم فرد دچار افسردگی پس از زایمان شده یا نه.

پس بخشی از تغییرات خلق و خو در مادران تازه زایمان کرده طبیعی به نظر می آید و نگران کننده نیست. در چه مواقعی باید احساس خطر کرد؟
برخی علائم ما را به وجود افسردگی بعد از زایمان مشکوک می کند. علائمی مانند خلق غمگین، اضطراب، پرخاشگری و دلشوره در غم بچه طبیعی است اما در افسردگی بعد از زایمان این علائم شدیدتر و بیشتر ظاهر می شود. همچنین می تواند حتی 3- 2 یا 4 هفته بعد از زایمان شروع شود.نکته خاصی که باید به آن توجه شود این است که در افسردگی بعد از زایمان مادر خودش را بی کفایت و بی لیاقت می داند و فکر می کند چون توانایی نگهداری بچه را ندارد یا باید خودش را از بین ببرد یا بچه اش را. اختلالات خواب و کاهش وزن شدید در مادری که دچار افسردگی بعد از زایمان می شود معمولا وجود دارد در صورتی که در غم بچه این علائم وجود ندارد.

بسیاری از مادران تصور می کنند مادر خوبی برای فرزندشان نیستند و احساس ناتوانی نسبت به بزرگ کردن فرزندشان دارند. آیا این وضعیت روانی نیز می تواند نشانه ای از افسردگی بعد از زایمان باشد یا صرفا یک رفتار وسواسی مادرانه است؟
باید توجه داشته باشیم در افسردگی بعد از زایمان شدت علائم خیلی اهمیت دارد. کسی که دچار افسردگی بعد از زایمان شده، نمی تواند وظایف مادرانه خود را انجام دهد و خود را مادر خوبی نمی داند و نمی خواهد فرزند خود را ببیند و می گوید نمی تواند او را بزرگ کند. در موارد شدیدتر که به سایکوز بعد از زایمان منجر می شود، مادر دچار هذیان و توهم می شود و ممکن است اقدام به کشتن بچه کند.ما با مشاهده علائمی که در غم بچه مشاهده می شود درمان را شروع نمی کنیم چون این علائم بعد از مدتی از بین می رود و حمایت های اطرافیان بسیار کمک کننده است که علائم کمتر شود ولی در افسردگی بعد از زایمان علائم شدیدتر می شود و حمایت های اطرافیان تاثیری در بهبود بیماری ندارد و مادر افسرده تر و گوشه گیرتر می شود و به فکر خودکشی می افتد. البته این موضوع نیز درست است که بسیاری از مادران دوست دارند که مادر ایده آلی باشند و این یک جور نگرانی مادرانه است که به شکل وسواس در می آید. بهتر است اگر مادران یا اطرافیانشان مشکوک به افسردگی شدند به روان پزشک مراجعه کنند.آیا مادرانی که سابقه افسردگی بعد از زایمان را در زایمان های قبلی خود داشته اند بیشتر در معرض ابتلا در زایمان های بعدی هستند؟بله، مادری که سابقه افسردگی در زایمان های قبلی را داشته یا سابقه افسردگی در خانواده او وجود دارد، بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی بعد از زایمان خواهدبود.
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: