در واقع یک فرد معمولی قادر است در مقابل یک محرک، هیجان خود را از پاسخی که قرار است بدهد ، منفک کند و پاسخ صحیح، ابراز هیجان صحیح و به موقع داشته باشد. اما در یک کودک مبتلا به ADHD تاخیر در پاسخ نداریم و پاسخ های هیجانی آن ها ادغام شده در پاسخ های رفتاری آن هاست. این کودکان وقتی صحبت می کنند همراه با حالت های هیجانی که آن لحظه تجربه کرده اند، رفتار می کنند، رفتار و هیجانی که مرتبط با آن چه می گویند، نیست. اگر رفتاری هم انجام می دهند قادر به تفکیک آن نیستند و هیجان لحظه را به رفتارشان منتقل می کنند . به همین دلیل گفته می شود بچه های مبتلا به ADHDبه جای این که Responsive باشند، Reactive هستند.در Reactive فرد نمی تواند پاسخ های خود را متناسب با شرایط تنظیم کند و صرفا به پاسخ می پردازد. اگر کودکی از کنار یک کودک ADHD عبور کند و به او تنه بزند، به جای اندکی تامل برای ابراز واکنش صحیح، همان لحظه با کودک درگیر می شود. کتک کاری می کند، فحش می دهد و به هر نحو ممکن عصبانیت خود را ابراز می کند. گاهی ممکن است گریه کند و پاسخ هیجانی خود را به صورت گریه بروز دهد. یک کودک عادی در مواجهه با چنین شرایطی اندکی تامل می کند، بعد سعی می کند متناسب با شرایط واکنش نشان دهد در واقع قادر است هیجانات خود را تنظیم کند. امری که در کودکان مبتلا به ADHD رخ نمی دهد. براساس نظریه بار کلی بخشی از مغز کودکان مبتلا به ADHA که مربوط به تنظیم هیجانات است، رشد کافی نکرده است و نبود بلوغ در تنظیم هیجانات در آن ها از این امر ناشی می شود.
تفاوت بیش فعالی با اوتیسم
کودکان مبتلا به اوتیسم در شناخت نشانه های هیجان مشکل دارند، ولی مشکل آن ها در بروز هیجان کمتر و در شناسایی هیجان ها بیشتر است. به عبارتی یک کودک اوتیستیک وقتی چهره عصبانی مادر خود را می بیند، نمی تواند عصبانیت او را بابت رفتارش درک کند بنابراین به رفتارش ادامه می دهد. یا اگر می بیند فردی خوشحال است، نمی تواند خوشحالی او را درک کند بنابراین نمی تواند با او همدلی کند.بنابراین اشکال در شناخت هیجان مشکل اصلی بچه های اوتیستیک است. درباره کودکان مبتلا به ADHDنیز می توان گفت این کودکان در تنظیم هیجانات خود مشکل دارند آیا در درک هیجان مشکل خاصی ندارند؟گفته می شود بچه های مبتلا به ADHDدر درک نشانه های هیجانی مشکل دارند و نمی توانند هیجانات را متناسب با آن چه ابراز می شود، درک کنند.وی از حرکات دست، چهره، تغییرات در position به عنوان نمایه های هیجان یاد می کند و می گوید: ما در عالم خارج امری به عنوان هیجان نمی بینیم ، هیجان منفک از فرد نیست بلکه سرنخ هایی را مشاهده می کنیم که ما را به سمت هیجان سوق می دهد. اگر سرنخ ها را متناسب با موقعیت درک نکنیم، نمی توانیم هیجان مناسبی ابراز کنیم و یا پاسخ مناسب با هیجان داشته باشیم.نکته ای که مطرح می شود این است که امکان دارد بچه های مبتلا به ADHD برای درک نشانه های هیجانی به بلوغ نرسیده باشند و نتوانند خوشحالی ، ناراحتی یا هر احساس دیگری را از انسان های اطراف درک کنند. آن ها برخلاف بچه های اوتیستیک که درکی از هیجان ندارند، هیجانات را درک می کنند اما نمی توانند رفتارهای خود را متناسب با موقعیت هیجانی تنظیم کنند. گاه ممکن است واکنش افراط و تفریطی نسبت به هیجانات پیرامون خود داشته باشند و به همین دلیل نمی توانند متناسب با نشانه ها و محرک های محیطی واکنش مناسبی نشان دهند.
وی با اشاره به مطالعاتی که در دهه ۹۰ روی بچه های مبتلا به ADHD برای شناسایی درک هیجان در آن ها انجام شد، می گوید: این بچه ها در مقایسه با کودکان گروه کنترل، با دقت کمتری از مشاهده یک سری تصاویر،ابراز هیجان کردند. درمطالعه دیگری مشخص شد، کودکان مبتلا به ADHDتمرکز کمتری بر هیجانات خود دارند و نمی توانند نام هیجانات را به درستی به کار ببرند. محققان هم چنین دریافتند این کودکان نه تنها در درک هیجانات اطراف مشکل دارند بلکه در درک حالت و روحیه خود نیز مشکل دارند؛کودکانی که سابقه خانوادگی ADHD دارند یعنی پدر یا مادریا خواهر و برادر مبتلا به ADHD نیز در درک هیجانات دچار مشکل می شوند.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼