1230
کد: 135051
06 فروردين 1397 - 00:08
قطعا خانم‌ها بیشتر در این شرایط آزار می‌بینند و بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.
نگذارید دیگران برای شما تصمیم بگیرند
همیشه گفته‌اند و شنید‌ه‌ایم که ازدواج یک امر پسندیده و خوب است اما وقتی پای اجبار به میان می‌آید همه چیز به هم می‌ریزد. از هزاران سال پیش تا امروز ازدواج‌های اجباری زیادی شکل گرفته است و متاسفانه هنوز هم در طایفه‌های زیادی این ازدواج‌ها دیده می‌شوند. دکتر محمدرضا خدایی، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه توانبخشی و علوم بهزیستی در این‌باره نکاتی را ذکر کرده‌اند که در ادامه می‌خوانید.
 
فکر می‌کنید هنوز هم مانند گذشته ازدواج‌های اجباری داریم یا نه؟
بله، متاسفانه هنوز در خیلی از شهرهای کوچک ایران به‌خصوص مناطقی که به صورت طایفه‌ای زندگی می‌کنند شاهد ازدواج‌های ‌این‌چنینی هستیم. در این‌گونه ازدواج‌ها دختر و پسر بدون اینکه علاقه‌ای به یکدیگر داشته باشند و صرفا به‌دلیل اجبار خانواده‌ها با یکدیگر ازدواج می‌کنند در صورتی که معنای ازدواج چه در لغت و چه در عرف و معنویات به معنی زوج شدن 2 فرد است؛ اینکه 2 فرد با یکدیگر زندگی مشترک را آغاز کنند و در پی تکامل یکدیگر بربیایند و سطح زندگیشان را ارتقا دهند. البته در طول تاریخ نیز شاهد ازدواج‌های اجباری زیادی بود‌ه‌ایم مثلا پادشاهان برای تسلط بر یک کشور پسر یا دخترشان را به زور وادار به ازدواج می‌کردند. به هر حال‌ این‌گونه ازدواج‌ها به شدت به بنیان خانواده آسیب می‌زند و به همین دلیل مردود است.
 
‌ این‌گونه ازدواج‌ها بیشتر در چه نوع خانواده‌هایی دیده می‌شود؟
خانواده‌هایی که از نظر فرهنگی در درجه پایینی قرار دارند معمولا راحت‌تر تن به این‌گونه ازدواج‌ها می‌دهند اما واقعیت این است که ازدواج‌های ‌این‌چنینی به‌دلیل عدم عشق و علاقه طرفین به یکدیگر و حتی تنفر از هم در بیشتر مواقع به سردی و جدایی می‌انجامد. به همین دلیل توجه دختر و پسر و والدینشان برای جلوگیری از وقوع چنین ازدواج‌هایی لازم و ضروری است. از نظر روانی به دختر یا پسری که به اجبار تن به ازدواج داده چه آسیبی وارد می‌شود؟
این مساله به سطح خانواده‌های 2 طرف بستگی دارد اما معمولا افراد در این شرایط افسرده می‌شوند و احساس رضایتمندی در زندگیشان را از دست می‌دهند. ما 2 نوع ازدواج داریم؛ یکی ازدواج هایی که دختر و پسر با رضایتمندی به عقد هم درمی‌آیند و پس از ازدواج هم از زندگیشان راضی‌اند و دیگری ازدواج‌های اجباری که افراد همین‌طوری و بدون هیچ انگیز‌های با هم زندگی می‌کنند و هیچ‌گونه رضایتی از زندگیشان ندارند که در این شرایط قطعا زندگی خیلی سخت خواهد بود.
 
در این میان دخترها بیشتر آسیب می‌بینند یا پسرها؟
قطعا خانم‌ها بیشتر در این شرایط آزار می‌بینند و بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.
 
چه پیشنهادی برای‌ این‌گونه خانم‌ها دارید که راحت‌تر بتوانند روزهایشان را بگذرانند؟
بهتر است سعی کنند به همسرشان نزدیک شوند و بیشتر یکدیگر را بشناسند تا از این طریق آن عشقی که باید، در زندگیشان ایجاد شود. سعی کنند خودشان را فراموش نکنند و به علایقشان فکر کنند و کارهایی را که دوست دارند، انجام بدهند و اگر مشکل حادی دارند حتما از یک مشاور کمک بگیرند.
 
چه آیند‌ه‌ای در انتظار فرزندانی که در این‌گونه خانواده‌ها تربیت می‌شوند، هست؟
نمی‌شود یک حکم قطعی داد. مثلا اینکه حتما‌ این‌گونه بچه‌ها دچار اختلالات روانی می‌شوند چون به هر حال همیشه استثناهایی هم وجود دارد اما اگر ارتباط افراد خانواده با یکدیگر گرم و صمیمی نباشد بچه‌ها هم آسیب خواهند دید و به مرور زمان منزوی خواهند شد و گاهی هم دچار استرس‌های شدید می‌شوند.
 
متاسفانه گاهی خانواده‌ها گمان می‌کنند تنها کسانی هستند که می‌دانند خوشبختی و سعادت فرزندشان در گرو چه چیزهایی است و برای اینکه فرزندشان را خوشبخت ببینند از هر راهی استفاده می‌کنند تا ازدواج اجباری صورت بگیرد. به همین دلیل گاهی والدین و افراد با نفوذ فامیل، ممکن است از روش‌های آزار جسمی مانند کتک زدن، حبس کردن و... برای به کرسی نشاندن حرفشان استفاده کنند.
 
آیا این رفتارها روی روان فرد در آینده اثر خواهد گذاشت؟
بله، صددرصد. بعضی از خانواده‌ها از ایجاد فشارهای روانی به فرزندان بهره می گیرند و با آنها قهر می‌کنند، یا آنها را به حال خود رها می‌کنند، به خشونت زبانی روی می‌آورند مثلا تحقیر می‌کنند، سرکوفت می‌زنند، منت می‌گذارند و... عد‌ه‌ای از والدین هم فرزندشان را از برخی از حقوق طبیعی یا فرصت‌ها و خواسته‌هایشان محروم می‌کنند. در حالی که این‌گونه رفتارها آسیب‌های جبرا‌ن‌ناپذیری به فرد خواهد زد تا جایی که ممکن است پسر یا دختر اقدام به خودکشی کند.
 
چطور می‌شود جلوی ازدواج‌های اجباری را در جامعه گرفت تا کمتر شاهد این ازدواج‌های تلخ باشیم؟
به نظرم آگاهی دادن به افراد جامعه و تامین امنیت و آرامش می‌تواند نقش خوبی در کاهش ازدواج‌های اجباری و تمام خشونت‌ها داشته باشد. هر چقدر فرهنگ و دانش یک کشور بالاتر برود‌ این‌گونه مسائل در آن کاهش پیدا می‌کند.
 
می‌توانید از مشاوران کمک بگیرید
برای دخترها و پسرهایی که در معرض اجبار خانواده‌هایشان برای این‌گونه‌ ازدواج‌ها هستند چه توصیه‌ای دارید؟ آنها باید توجه داشته باشند که مسوولیت زندگی آینده‌شان برعهده خودشان است. یعنی آنها باید به تنهایی تمام خوشی‌ها و غم‌های آن را تجربه کنند و والدین و اطرافیانشان نمی‌توانند در پیمودن این راه به آنها کمک کنند. پس بهترین راه این است که دختر و پسر سعی کنند، خودشان برای آینده و زندگی مشترکشان برنامه‌ریزی کنند و تصمیم بگیرند. البته ذکر این نکات هم می‌تواند تا حدود زیادی راهگشا باشد:
1- داشتن صبر فراوان در این راه و توکل به خداوند متعال و استعانت از او.
2- مشورت با مشاوران متخصص یا بزرگان فامیل، طرح بحث و یاری جستن از آنها
3- صحبت با والدین و طرح بحث با آنها در کمال آرامش و احترام
4- یادآوری تجربیات تلخ دوستان و آشنایان از زندگی مشترک و اشتباهاتشان به والدین و بیدارسازی آنها
5- در صورتی که صحبت با والدین موثر نبود، باید از نفوذ بزرگان فامیل روی والدین استفاده و از آنها طلب یاری کرد.

گفت‌وگو با دکتر محمدرضا خدایی، روان‌پزشک درباره ازدواج‌های اجباری  
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: