456
کد: 163746
12 دی 1396 - 09:39
مادر یک نوجوان سیزده ساله می گفت که او و فرزندش آنقدر با هم بگو و مگو می کنند که برای زندگی با او دیگر تاب و توانی برایش نمانده است.
مادر یک نوجوان سیزده ساله می گفت که او و فرزندش آنقدر با هم بگو و مگو می کنند که برای زندگی با او دیگر تاب و توانی برایش نمانده است.
بسیاری از والدین گاهی چنین احساسی را تجربه کرده اند. از والدین با تجربه بخواهید بگویند سخت ترین دورۀ رشد فرزندشان کدام دوره بوده، دوران اولیۀ نوجوانی در مرتبۀ اول و نوپایی در مرتبۀ دوم قرار می گیرد. جای تعجب نیست، بچه ها در طول این دو دوره بیشتر از هر زمان دیگر اهل جر و بحث هستند. اغلب اوقات این مباحثات حول محور استقلال دور می زند.
در نوپایی کشمکش بر سر این است که کودک چه می پوشد، چه می خورد و با چه بازی می کند. در سال های اولیۀ نوجوانی، تضادها بر سر مسائل عادی مثل نظافت اتاق خواب، دیر به خانه آمدن و اوقاتی که برای کارهای مدرسه اختصاص می دهد دور می زند.
اگرچه ویژگی های بحث ها در این دو دوره فرق داشته باشند، در هر حال موضوع اصلی معمولاً یکی است: فرزند شما بحث می کند و جسورانه پاسخ می دهد زیرا بیش از آنچه شما می خواهید، آزادی عمل می خواهد.
ستیزه جویی و جر و بحث کردن آزاردهنده است، ولی اینها در دوران نوپایی و نوجوانی نتیجۀ طبیعی تلاش متعارف فرزند شما برای استقلال بیشتر است که با رشد توانایی برای بیان صریح خواسته ها همراه می شود.
حالا که فرزند نوپای شما قادر است کلمات را برای ارتباط با شما به کار ببرد، می تواند مخالفتش را با محدودیت هایی که بر او هموار می کنید اعلام کند. حالا که فرزند نوجوان شما می تواند منطق بزرگسالان را به کار ببرد، می تواند شما را به جر و بحث بکشاند.
به عبارت دیگر بخش بزرگی از تلاش های فرزندتان برای مخالفت با پیشنهادهای شما که بیشتر نوعی مشکل آفرینی به نظر می رسد، در واقع چنین هدفی ندارد بلکه واقعیت این است که فرزند سه ساله شما مهارت های گفتاری لازم برای مخالفت کردن با شما را کسب کرده و حال می خواهد آنها را به کار ببرد (یا در واقع تمرین کند).
در فرزند سیزده سالۀ شما نیز ناگهان قدرت استدلال رشد یافته؛ توانمندی های تفکر انتزاعی و هوش انتزاعی در او تکوین یافته است. بنابراین با هوشیاری و تسلط تازه ای از خودش دفاع کرده و نقاط ضعف منطق شما را کشف می کند.
این امر کاملاً عادی است که بخواهد استعدادهای تازه اش را نشان بدهد. بنابراین موضوع فقط این نیست که او با ورود به دورۀ سنی جدید، بیشتر اهل بحث و جدل شده باشد، بلکه همچنین به این جهت است که قوۀ استدلال او بهتر شده است.
برای والدین سخت است که ستیزه جویی و مجادله گری فرزندشان را خصایل مطلوبی به شمار آورند. ولی اگر بیشتر بیندیشند، احتمالاً متوجه می شوند که واقعیت دارد. راستش اینکه به جای اینکه برای نوپایی نگران شویم که هرگز ستیزه جویی و لجبازی نمی کند برای آن نوجوانی باید دلواپس شویم که هر چه که والدینش بگویند بدون چون و چرا می پذیرد.
اگر فرزند نوپای بسیار مطیع دارید باید وقت بیشتری صرف کنید تا بتواند فکرهایی که دارد به زبان بیاورد؛ بایستی این زحمت را بر خود هموار کنید که به او بفهمانید اشکالی ندارد نظراتش را ابراز کند.، حتی اگر با نظرات شما اختلاف داشته باشد.
گاهگاهی از فرزند نوپای خود بپرسید چه می خواهد یا دوست دارد، و اگر اصرار کرد تابع و تسلیم شما باشد، بگویید نمی توانید به تنهایی تصمیم بگیرید و برای این کار به کمک او نیاز دارید.
به همین ترتیب باید طی گفتگوهای خانوادگی به فرزند نوجوانتان که به طرزی غیر عادی و مطیع است بگویید می خواهید نظرش را بدانید. متاسفانه اطاعت بیش از حد بچه ها والدین را نگران نمی کند، بلکه معمولاً درخواست قدرت و اختیار آنها است که ایجاد مشکل می کند.
وقتی فرزندتان برای خواسته هایش بتواند ایستادگی نشان بدهد، معمولاً نیاز به ابراز وجودش فروکش می کند. به همین علت دو مرحلۀ طاقت فرسا با یک دورۀ توافق پذیری اعجاب آور دنبال می شود، و به همین سبب وقتی نوجوان به حدود پانزده سالگی می رسد، ستیزهای اول نوجوانی در او رو به کاهش می گذارد؛ گویی آنان در هر یک از این مراحل کاری را که می خواستند انجام داده اند و برای پیشرفت بعد آمادگی دارد.
کودکان نوپای دشواری که در حین سال های دورۀ دبستان دست به ستیزه جویی و نافرمانی می زنند و نوجوانانی که در سال های دبیرستان نیز شورشی باقی می مانند معمولاً مشکل دارند، این مشکلات اغلب در روابط آنها با والدین است، اگر فرزند شما چنین مشخصاتی را دارد باید برای گرفتن کمک و راهنمایی با متخصص مشورت کنید.
ستیزه جویی در سنین خردسالی و بحث و جدل در دوران نوجوانی رفتارهایی گذرا و ناپایدار هستند و همین که آنها نیازشان را برای نشان دادن منحصر به فرد بودنشان به خود و به والدین برآورده سازند، این گونه ستیزه جویی ها به تدریج از بین می رود.
در این شرایط نه تنها نباید اشتیاق به استقلال را در فرزندتان ناکام سازید، بلکه باید در اعطای ازادی و استقلال به او بکوشید، البته به نحوی که بدون تضعیف اختیارات خود و به خطر انداختن سلامتش، گرایش به خودراهبری را در او تایید کنید.
به خاطر داشته باشید هماوردجویی فرزندتان با شما علامت خوبی است نه بد. زیرا نشان می دهد که او در حال رشد است. در این شرایط حس شوخ طبعی خود را حفظ کنید و فقط به خاطر داشته باشد که این نیز دوره ای گذراست
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: