601
کد: 167994
17 بهمن 1396 - 13:45
البته همه ی کودکان گریه میکنند. آنها گاهی بیش از حد می گریند، حتی سالم ترین و سرحال ترین کودکان نیز گریه و زاری می کنند.
البته که همه ی کودکان گریه میکنند. آنها گاهی بیش از حد می گریند ، حتی سالم ترین و سرحال ترین کودکان نیز گریه و زاری می کنند. مادری که مدعی است فرزندش گریه نمی کند قطعا واقعیت را نمی گوید ؛ اگر هم واقعا چنین باشد ، بی تردید فرزندش بیمار است.
شاید سال ها طول بکشد که فرزندتان یک روز کامل را بدون گریه و زاری بگذراند. اگر گریه ی فرزندتان یک روز کامل را بدون گریه و زاری بگذراند. اگر گریه فرزندتان شما را به شدت می آزارد پس به راحتی نمیتوانید پدر و مادر خوبی برای او باشید.
گریه مثل سر و صدای ماشین ها یا صحبت بی وقفه ی افرادی است که دوستشان ندارید. تا زمانی که یاد نگیرید چگونه با این مسئله کنار بیایید آنقدر بداخلاق و تندخو خواهید شد که کارهای نادرست از شما سر میزند.
به یاد داشته باشید که اشک های فرزندتان در نهایت هیچ ضرری ندارد و هر چه شما را کمتر بیازارد برای او نیز بهتر خواهد بود. در هر صورت کودکان به دو دلیل گریه می کنند:
1 . آنها زندگی را با یک سری نیازهای فیزیکی شدید آغاز می کنند که هیچ کنترلی بر آنها ندارند.
2 . آنها هیچ راهی برای ابراز درد ، ترس و ناامیدی ندارند ، جز فریاد اعتراض آمیز . پس گریه کردن کودکان امری کاملا طبیعی است.
با در نظر گرفتن این شرایط باز هم علاقه ای به شنیدن گریه های مداوم و پر سر و صدا نداریم . پس چه کاری از دستمان بر می آید؟ تصور کنید فرزندی سالم دارید ؛ تنها کاری که میتوان در چهار یا پنج ماه اول تولدش انجام داد ، رفتار توأم با عشق است.
بسیاری از والدین اشتباهاتی را مخصوصا درباره ی کودک اول مرتکب می شوند ؛ اشتباهاتی که جز نق زدن و ایرادگرفتن نیست.
مادری که همیشه حس میکند کودکش را درست بغل نکرده و او را مدام از یک وضعیت به وضعیتی دیگر در آغوش می گیرد در واقع فرزندش را حساس بار می آورد. همچنین مادری که به فرزندش به گونه ای غذا می دهد که انگار سرم حیات را در بدن یک بیمار تزریق میکند در آینده فرزندش را بدخلق خواهد یافت.
هرچه کمتر مضطرب و سختگیر و بیشتر عاشقانه و با اعتماد به نفس رفتار کنیم فرزندمان کمتر گریه خواهد کرد. اما با وجود همه ی این مسائل باز هم باید انتظار گریه کردن را داشته باشیم.
تا زمانی که وقت خود را برای روشی که تبدیل به عادت نشده است صرف کنید ، نباید نگران باشید- به ویژه به تکان دادن ، ضربه زدن به پشت یا راه یافتن با کودک اشاره می کنم – برخی والدین اشتباهاتی را در این مورد مرتکب می شوند و وقتی نگاهی به گذشته می اندازند آنها را تایید می کنند.
مثلا در گذشته تا زمانی که فرزندشان گریه نمی کرد هرگز او را از کالسکه جدا نمی کردند و در آغوشش نمی گرفتند.
بعضی یادگیری ها در جریان ایجاد برخی شرایط حاصل میشود. برای مثال کودک پس از مدتی متوجه میشود که با گریه میتواند عشق و محبت پدر و مادر خود را به دست آورد بنابراین در هر شرایطی از این ابزار استفاده می کند.
گرچه اشک ریختن او برای ما بسیار مهم است اما عاقلانه این است که عشق و توجه سرشار خود را در زمانی که گریه نمی کند نیز به او منتقل کنیم.
هر فردی که کنار یک کودک زندگی کرده باشد می داند که کودک میتواند چنان اشک بریزد که قلب شما از شدت آزردگی کنده شود و اندکی بعد نیز چنان بخندد که شما را به وجد بیاورد. کودکان به ویژه در مورد گریه کردن بسیار افراطی عمل می کنند.
پس باید این موضوع را به یاد داشته باشیم و بسیاری از اشک های آنها را جدی نگیریم. از زمانی که آنها شروع به راه رفتن می کنند با منحرف کردن حواسشان می توان از شر گریه های ظاهری خلاص شد.
اگر کودک چیزی را می خواهد و شما نیز قصد دادن آن را ندارید، تنها با پرت کردن حواس او خواهید توانست مانع گریستنش شوید. اگر به سرعت توانستید بسیاری از این شرایط را جدی نگیرید کودک یاد می گیرد کمتر بگرید و در نتیجه زندگی خوشایندتری برای شما رقم می خورد.
بدترین کار ممکن این است که اجازه دهید کودکتان ده تا بیست دقیقه گریه کند و سرانجام نیز به درخواستش پاسخ مثبت دهید. اگر این کار را مکررا انجام دهید در واقع به او یاد می دهید برای به دست آوردن چیزی که می خواهد گریه کند.
هرچه کودک بزرگتر شود باید کمتر به گریه های او توجه کرد ، اما در دو تا سه سالگی شاید خود را با او تطبیق دهید ، زیرا او به شدت و با صدای بلند می گرید و ظاهرا نمیتوان موفقیت آنچنانی در این مورد کسب کرد.
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: