120
کد: 207432
03 شهريور 1398 - 17:41
این که والدین چقدر در تشویق و حمایت کودکان تلاش می کنند، مهم نیست. کودکان هر از گاهی احساس بی کفایتی و دلسردی می کنند.

این مقاله در ادامه رابطه کودک و والدین برای تربیت و پرورش فرزندانی با انگیزه می باشد.
- "من میتونم همه ی حروف اسمت رو بخونم!"
- "من متوجه شده ام الان که بیشتر کتاب می خوانی، نسبت به گذشته روخوانی ات سریعتر شده و مطلب را بهتر درک می کنی!"
- "الان دیگه توی تفریق کردن ماهر شدی."

هنگامی که کودکان دلسرد می شوند، آنها را یاری کنید
اینکه والدین چقدر در تشویق و حمایت کودکان تلاش می کند، مهم نیست؛ کودکان هر از گاهی احساس بی کفایتی و دلسردی می کنند. گاهی اوقات آنها نقش خود را در موفقیت نمی دانند. آنها می گویند: "کار آسانی بود" یا "شانس آوردم" یا " معلم کمکم کرد." والدین می توانند با اشاره به نقش شان در موفقیتی که کسب کرده اند، در آنها اعتماد بنفس ایجاد کنند. مثل:
- "با اینکه خسته شده بودی به کارت ادامه دادی. تداوم در کارت واقعا نتیجه داد!"
- " ایده خودت بود که این موضوع را انتخاب کنی. بقیه دانش آموزان دیدند که چقدر هنگام تحویل گزارشت علاقمند بودی، شرط می بندم اونا هم علاقمند شدند!"
هنگامی که کودکان در کار یا فعالیتی گیر می کنند،آنچه را که می دانند به آنها یادآوری کنید تا دوباره اعتماد بنفس بگیرند و مشغول شوند. این یعنی برگشتن به قسمتی از کار که کودک توانایی انجامش را دارد. بنابراین اگر کودکی در تلاش است بند کفشش را گره بزند، بگویید: "باید بند را از این سه سوراخ رد کنی. اگه تونستی، برا بقیه اش هم همین کارو بکن."

از گفتن کلمه" کار آسونیه" خودداری کنید
من هنگامی که بچه هایم کوچکتر بودند و نمی توانستند کاری را انجام دهند، وسوسه می شدم بگویم: " اما کار آسونیه." من منظورم را خیلی خوب می توانستم بیان کنم، گمان می کردم با گفتن کار آسانیه، بچه هایم را تشویق به تلاش می کنم. با این حال، آن موقع فهمیدم خلاف این موضوع صحیح است؛ اگر شما سعی در انجام کاری دارید و یک نفر بگوید " کار آسانی است"، احساس احمق بودن و بی کفایتی به شما دست خواهد داد.
همانطور که دبورا به انجام کارهای مالیاتی اش اشاره کرد، چه حسی به ما دست خواهد داد هنگامی که درگیر انجام فرم های مالیاتی باشیم و همسایه مان از راه برسد و بگوید" اوه، خیلی آسونه"؟ اگر همسایه مان می گفت: "اوه، اره، کار سختیه، اما من آخر از عهده اش بر آمدم، بگذار چندتا ترفند بهت یاد دهم" بهتر نبود؟
این اصل در مورد کودکان هم صدق می کند. هنگامی که آنها در انجام تکالیف مدرسه شان مشکل دارند، سختی انجامش را تایید کنید و بگویید: " اره، عمل تقسیم کار سختیه." بعد یک پیشنهاد خوب بدهید. مثلا بگویید: "می خواهی تو گرفتن مخرج مشترک کمکت کنم؟"

مدل شور و اشتیاق برای یادگیری مدل
داشتن شور و شوق یادگیری، از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است، و ما باید مطمئن شویم فرزندانمان آن را از ما فرا می گیرند. خواندن کتاب و مجله لذت بخش است و با انتخاب خود فرد انجام می گیرد که به این معناست "خواندن سرگرم کننده است"، نه چیزی که باید برای مدرسه انجام شود. همچنین صحبت درباره ی چیزی که کودکان از یادگیری آن در مدرسه یا خانه لذت برده اند، این موضوع را به کودکان می فهماند که یادگیری لذت بخش است. حتی اگر شما پدر یا مادری هستید که سرتان بسیار شلوغ است، می توانید چیزی را که در یک فیلم یا تلویزیون دیده اید، و یا در اتاق انتظار دکتر، مقاله ی مجله ای را خوانده اید که برایتان جالب بوده است، بیان کنید. هنگامی دوتایی مشغول شستن ظرف ها یا ماشین سواری هستید، درباره سرگرمی های خودتان صحبت کنید، مثل موسیقی جاز، عکاسی یا سیاست. مهمتر از آن، خود را نسبت به آنچه فرزندانتان فکر می کنند لذت بخش است، علاقمند نشان بدهید. از آنها سوال بپرسید، اطلاعاتی را که آنها در اختیار شما می گذارند را تکرار، و در کتاب های مرجع یا اینترنت جست و جو کنید تا به آنها نشان دهید شما در عشق به یادگیری شان سهیم شده اید.

از فشار آوردن روی کودکان جلوگیری کنید
تاکید جامعه بر آزمون ها، اضظراب کودکان را نسبت به نمره ها افزایش می دهد. والدین می توانند با تاکید بیشتر بر یادگیری نسبت به گرفتن نمرات خوب، نگرانی آنها را کاهش دهند. مثلا بجای گفتن: " تو درس علوم چه نمره ای گرفتی؟" بگویید: " درباره پروژه علومت برام بگو." و بجای نمره بر روی یادگیری متمرکز شوید. این کار به کودکان کمک می کند در دراز مدت به نمرات بالاتری دست پیدا کنند. بجای تمرکز به نتیجه یک امتحان یا کلاسی، به این موضوع توجه کنید که کودکتان چقدر ضحمت کشیده است. گفتن:" من ازت انتظار دارم نهایت سعی ات را کنی و تا جایی که می تونی یاد بگیری" نسبت به " من ازت انتظار دارم نمره 20 بگیری"، استرس کمتری به کودک وارد می کند. و این بدان معنا نیست که ما نخواهیم کودکانمان نمره بالا بگیرند.
با این حال، کودکانی که بر روی سخت کوشی متمرکز می شوند، بهتر عمل می کنند. در وقع، تحقیقات نشان داده است که دانش آموزانی که بیشتر به یادگیری فکر می کنند، نسبت به آنهایی که فقط به گرفتن نمره بالا فکر می کنند، ،نه تنها بیشتر از مدرسه رفتن لذت می برند، بلکه به نمرات بالایی نیز دست می یابند.
یک راه دیگر برای جلوگیری از فشار آوردن به کودکان، تمرکز بر پیشرفت شان است تا مقایسه آنها با خواهر و برادر یا دوستانشان. بنابراین بجای گفتن:" برادرت درسش خیلی خوب است. وقتی همسن تو بود هر هفته یک کتاب می خواند"، سعی کنید در بهتر شدنش او را یاری دهید:
- "الان دیگه با بیان بهتری کتاب می خوانی!"
- "یادته هفته قبل فقط می تونستی اعداد یک رقمی رو باهم جمع ببندی؟ الان دیگه می تونی اعداد دو رقمی رو باهم بعلاوه کنی!"
- "من به درس خواندن و بهتر شدنت اهمیت میدم، نه به اینکه از ملیسا بیشتر بخونی."
هنگامی که کودکان چیز جدیدی را امتحان می کنند و در آن شکست می خورند، اراده ی آنها را تشویق کنید. به آنها بیاموزید برای اشتباهاتشان ارزش قائل شوند: " بیا ببینیم تو امتحان ریاضی کجا رو اشتباه جواب دادی و چی رو نمیتونی بفهمی." اشاره به بچه هایی که هیچ اشتباهی ندارند باعث یادگیری کودک نمی شود.

بگذارید کودکان بر روی کاری که انجام می دهند کنترل داشته باشند
ما گاهی اوقات آنقدر مشتاق هستیم بچه هایمان درس بخوانند و در مدرسه بهترین باشند که سعی می کنیم روش درس خواندن و انجام کارهایشان را کنترل کنیم. ( مخصوصا وقتی یک کودک کارش را بخوبی انجام نمی دهد، معمولا آزادی شان را کمتر می کنیم، نه بیشتر.) اما تحقیقات نشان داده است کودکانی که در یادگیری اختیار و کنترل بیشتری دارند، نسبت به آنهایی که والدین شان به آنها می گویند چکار کنند چکار نکنند، شوق و اشتیاق بیشتری دارند. هنگامی که به کودکان قدری کنترل داده می شود، به عادت های خوب درونی جهت مطالعه دست پیدا می کنند.
مسلما این به آن معنی نیست که والدین به کودکان اجازه دهند هر کاری دوست دارند انجام دهند. این کار یعنی ترکیب قوانین و مسئولیت ها با کمی آزادی اختیار. در کتاب ذهن های با انگیزه، من و دبورا این راه ترکیب قوانین با انتخاب را " انتخاب در یک چهارچوب" نامیدیم. اینجا مثالی آمده که ممکن است به کودک برای انجام تکالیفش انگیزه دهد. اگر قاعده این باشد که کودکتان بایستی هرشب تکالیفش را انجام دهد، بگذارید خودش نتیجه انجام ندادنش را انتخاب کند. " چی میشه اگه یبار تکالیفت رو انجام ندی؟" "چه اتفاقی می افته اگه چند روز پشت سر هم انجامشون ندی؟" آیا می خواهید به بچه تان انگیزه درس خواندن بدهید؟ اگر8 تا 8:15 شب، وقت مطالعه قبل از خواب است، بگذارید کودکتان انتخاب کند چه چیزی بخواند، اگر چه ممکن است آن را باهم بخوانید یا او خودش به تنهایی بخواند.
والدین همچنین می توانند با بودن کنار کودکان، هنگامی که به کمک نیاز دارند حس کنترل بدهند، نه اینکه بالای سرشان بایستند. این کار باعث ایجاد اعتماد بنفس در توانایی کودک در کار کردن بتنهایی می شود؛ کودکان هم، هم زمان می دانند که والدینشان پیششان هستند و می توانند آنها را در موقع نیاز یاری برسانند.

موجب شوید به کودکان احساس اعتماد و امنیت دست دهد
اعتماد، حمایت و درک بچه ها کمک بزرگی در یادگیری آنها می کند. این به آن دلیل است که یک رابطه ی استوار، باعث ایجاد حس امن بودن می شود و آنها را قادر می سازند دنیا را جست و جو کنند و دست به کارهای دشوار بزنند در حالی که می دانند چه موفق شوند چه شکست بخورند، والدینشان از آنها حمایت می کنند. و وقتی رابطه قوی باشد، کودکان به والدین اعتماد می کنند و ارزش هایشان را با آنها به اشتراک می گذارند و هنگامی که نیاز به کمک دارند، آنها را در جریان قرار می دهند.
در اینجا چند روش برای به وجود آوردن چنین رابطه ی آمده که کمک می کند علاقه کودکان به یادگیری افزایش یابد:
- "به کودکانتان بفهمانید دوستشان دارید" مهم نیست چگونه. علاقه خود را بر روی کار کلاسی یا دستاوردهایشان بیان نکنید.
- سرگرمی ها و احساساتشان را حمایت کنید، تا جایی که مطمئن و قانونی باشند. " متال را دوست ندارم، اما خوشحال میشم اسمت رو برای کلاس طبل زنی مدرسه بنویسم."
- باعث شوید کودکتان منظورتان را بفهمد. "میدونم چقدر دلت میخواد بیرون بازی کنی، ولی ما قرارمون این بود که اول تکالیفتو انجام بدی."
اینها تنها چند نمونه از نمونه های بود که در کتاب ذهن های با انگیزه آمده است که باعث می شود کودکتان هم از درس خواندن لذت ببرد، و هم در مدرسه موفق شود. اگرچه، نگذارید نصیحت هایتان شما را در هم بشکند. اگر می شود فقط چندتا از این پیشنهادات را دنبال کنید، و می توانید راحت و آسوده باشید و از انجامشان لذت ببرید، و این خودش کافی است. کودک شما خواهد فهمید که شما برای یادگیری احترام قائل می شوید و او مطمئن خواهد شد که یادگیری سرگرم کننده خواهد بود.

منبع: سیارک
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: