143
کد: 209149
26 شهريور 1398 - 10:32
تشخیص عقب ماندگی ذهنی (ID) با برخی از نیازهای درمانی خاص و منحصر به فرد همراه است که باید درک و رفع شود.

تشخیص عقب ماندگی ذهنی (ID) با برخی از نیازهای درمانی خاص و منحصر به فرد همراه است که باید درک و رفع شود. متاسفانه، اغلب روانپزشکان، برای رسیدگی به این وضعیت، هیچگونه آموزش و یا آموزش رسمی در این زمینه دریافت نکرده اند. این مقاله با این هدف خاص نوشته شده است که روانپزشکان بتوانند درک بهتری از نیازهای ویژه و خاص بیماران دارای عقب ماندگی ذهنی داشته باشند و بتوانند تدابیری برای بهبود کیفیت زندگی آنها ارائه کنند.

عقب ماندگی ذهنی چیست؟
عقب ماندگی ذهنی ، نوعی وضعیت کمبود رشد است که از دوران کودکی شروع می‌شود و منجر به بروز محدودیت قابل‌توجهی در عقل یا شناخت و سازگاری ضعیف با خواسته ‌های زندگی روزمره می‌شود. عقب ماندگی ذهنی به خودی خود یک بیماری نیست ، بلکه نتیجه رشد برخی از مراحل بیماری زا است.
راهنمای تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی آمریکا ، نسخه پنجم ، عقب ماندگی ذهنی (اختلال رشد ذهنی) را با نقص در توانایی های ذهنی عمومی مانند استدلال ، حل مساله ، برنامه ریزی ، تفکر انتزاعی ، قضاوت ، یادگیری آکادمیک و یادگیری از تجربیات، توصیف می کند.
این کمبود رشد، منجر به نقص عملکرد انطباقی می‌شود ، به طوری که فرد قادر به برآورده کردن استاندارد های استقلال فردی و مسئولیت اجتماعی در یک یا چند جنبه از زندگی روزمره ، از جمله ارتباط ، مشارکت اجتماعی ، عملکرد آکادمیک یا شغلی و استقلال فردی در خانه و یا در محیط‌ های اجتماعی نیست.
دلایل عقب ماندگی ذهنی را می توان از بیشترین تا کمترین موارد رایج، به صورت زیر دسته بندی کرد:
تغییر در رشد جنین، از قبیل مواردی که باعث بروز ناهنجاری های کروموزومی یا قرار گرفتن جنین در معرض داروها یا سموم.
محرومیت محیطی و دیگر اختلالات روانی از جمله اوتیسم
مشکلات بارداری و دوره قبل از تولد( پری ناتال) مانند نرسیدن مواد غذایی به جنین ، هیپوکسی (کمبود اکسیژن در بافت های بدن) ، عفونت، تروما و یا نارس بودن
ناهنجاری های ارثی مانند خطاهای ذاتی متابولیسم یا ناهنجاری های کروموزومی
شرایط پزشکی از دوره نوزادی یا کودکی ، مانند عفونت سیستم عصبی مرکزی (CNS) یا تروما و یا مسمومیت ناشی از عوامل فیزیکی که در بیشتر موارد به صورت عقب ماندگی متوسط تا عمیق قابل مشاهده است. یک محیط زندگی محروم و نامطلوب، در بروز عقب ماندگی ذهنی خفیف نقش دارد.

علل عقب ماندگی ذهنی پیش از تولد – اختلالات ژنتیکی
اختلالات ژنتیکی پیش از تولد با بروز تغییراتی در مواد ژنتیکی مشخص می‌شوند که ممکن است از والدین به ارث برده باشند یا نبرده باشند. پیشرفت‌های اخیر در علم و فهم ژنتیک منجر به بازده تشخیصی بیشتری از این قبیل آزمایش ‌ها شده ‌است.

ناهنجاری های کروموزومی
سندروم داون ، بهترین و شناخته شده ترین نمونه از اختلالات ژنتیکی قبل از تولد است . در ۹۵ درصد موارد ، سندرم داون از تریزومی 21 ناشی می‌شود که در آن کروموزوم اضافی ۲۱ در تخمک یا سلول اسپرم از عدم عملکرد در مرحله میوتیک حاصل می‌شود. وقتی چنین سلول جنسی بالغی، بارور می‌شود ، جنین بیش از ۲۱ کروموزوم در تمام سلول ها دارد که در مجموع ۴۷ کروموزوم خواهد داشت.
در نوع دیگری از سندرم داون، یعنی سندرم داون موزائیک یا موزائیسیزم، به دلیل بروز خطا در یکی از اولین تقسیمات سلول تخم بارور شده، برخی سلول ‌ها ۴۷ کروموزوم و برخی دیگر ۴۶ کروموزوم دارند. فنوتیپ مشخصه سندرم داون به طور اساسی در تریزومی۲۱ و در جابجایی کروموزومی است.
از ویژگی ‌های اصلی این نوع سندرم داون می توان به شکاف کام رو به بالا، برجستگی بینی به سمت پایین با لبه های اپیکانتال، دهان و گوش ‌های کوچک، وجود خط عرضی در کف دست، پل بینی مسطح ،کف دست کوتاه و پهن و یک الگوی مشخصه پوستی اشاره کرد.
از دست دادن بخشی از یک کروموزوم ، حذف نام دارد . بهترین مثال ، سندرم کرای دو شات( سندرم فریاد گربه) است ، که با عنوان سندرم صدای بلند شناخته می‌شود و ناشی از حذف در کروموزوم ۵ است. توجه داشته باشید که بیشتر جنین ‌هایی که با ناهنجاری ‌های کروموزومی متولد می شوند،زنده نمی مانند. تقریبا ۴۰ تا ۵۰ درصد از جنین‌ های سقط شده، یک ناهنجاری کروموزومی دارند . تنها ۲ جنین از ۱۰ جنین مبتلا به سندرم داون، زنده متولد می‌شوند.
یک روش جدید، استفاده از پروب های DNA و فلورسانس در پیوند زنی درجا می باشد. در این روش، پرتو جدیدی را به بسیاری از سندرم های بد شکلی که قبلا، منشا ناشناخته ای داشتند، می رسانند. . به رغم این واقعیت که این سندرم ‌ها، دارای فنوتیپ‌ های متفاوتی هستند، وجود حذف ‌های مشابه خیلی ریز و غیر مرئی با میکروسکوپ (ریز گردها ) از DNA در کروموزوم های 15q11-12 این بیماران و در سندرم های پرادر ویلی(Prader-Willi) و سندرم انجل من(Angelman) گزارش شده ‌است.
سندرم پرادر ویلی هنگامی به وجود می آید که حذف های رخ داده در کروموزوم، منشاء پدری داشته باشد و سندرم انجل من هنگامی رخ می دهد که حذف کروموزوم، منشاء مادری داشته باشد.
افراد مبتلا به سندرم پرادرویلی اشتهای بیش از حد و عادات غذایی بدی دارند که منجر به چاقی می شود. از آنجا که این سندرم هیچ ویژگی پاتوژنومیک( شاخص مرض) مشخصی ندارد ، ممکن است به صورت تشخیص داده نشده باقی بماند و ممکن است چنین افرادی حتی به خاطر اختلال در تغذیه ، به درمان روان پزشکی نیاز داشته باشند. بدیهی است که عوامل روان شناختی، عامل اصلی در اینجا نیستند ، اما روان درمانی حمایتی ممکن است کمک کننده و مفید باشد.
این درمان بر اساس اصلاح رفتاری ، ایجاد محدودیت های دقیق محیطی در مصرف مواد غذایی و برنامه ریزی های لازم آموزشی و زیستگاه است. علاوه بر این ، برخی مطالعات نشان داده اند که درمان با هورمون رشد، نقص جسمی و رفتاری را در این بیماران بهبود می بخشد.

اختلالات با وراثت اتوزومال غالب
توبروس اسکلروزیس (Tuberous sclerosis) نمونه‌ای از اختلالات این گروه است که ممکن است با عقب ماندگی ذهنی مرتبط باشد . این بیماری ناشی از یک جهش در ژن و تاثیر آن بر شکل‌گیری لایه اکتودرمی جنین می باشد. از آنجا که پوست و سیستم عصبی مرکزی(CNS) از این لایه رشد می‌کنند ، ناهنجاری هایی هم در پوست و هم در سیستم عصبی مرکزی دیده می‌شود.
ضایعات پوستی شامل آنژیوفیبروما به صورت ماکولا بر روی گونه ها( آدنوم سبابه) است که به شکل پروانه به خصوص بعد از بلوغ ظاهر می شود. نواحی فاقد رنگدانه پوست یا لک های سفید نیز یافت می شوند. عقب ماندگی ذهنی، صرع و کلسیفیکاسیون در مغز مانند تومورها مشاهده می شود. حملات صرع اغلب به عنوان اسپاسم های نوزادی شروع می شوند که باید به پزشک این هشدار را بدهد که به دنبال علائم دیگری از این اختلال باشد.
اگر بیماری توبروس اسکلروزیس تشخیص داده شود ، هر دو والدین باید به دقت مورد بررسی قرار بگیرند چون جهش در حدود ۲۸ % از موارد، مربوط به وراثت می شود. به دلیل وراثت غالب ، خطر عود مجدد آن برای هر بارداری، ۵۰ % است . حالت این جهش ژنی از کمی تغییر رنگ پوست ( که ممکن است یک وضعیت حامل را نشان دهد ) تا چندین شرایط غیر فعال متفاوت است. این یک اختلال نسبتا نادر ( درجه شیوع آن، ۱ در ۳۰۰۰۰ تا ۱ در 50۰۰۰ تولد زنده ) است ، اما ممکن است در حدود 5/0 درصد از افراد، عقب ماندگی شدید ذهنی دیده شود.

اختلالات با وراثت اتوزومال مغلوب
اکثر اختلالات متابولیکی به این دسته تعلق دارند . آنها توسط ژن‌ های جهش یافته تک ایجاد می‌شوند که عمل متابولیسم را با فعالیت آنزیم ناکارآمد مختل می‌کنند . خطر والدین حامل سالم، که یک کودک آسیب ‌دیده دارند برای هر بارداری ۲۵ درصد است. تشخیص این بیماری از طریق تشخیص محصولات متابولیک غیر عادی در ادرار ، خون ، بافت ‌ها و یا کم بودن و یا فقدان فعالیت آنزیم انجام می‌شود. شایع ترین وشناخته شده ترین اختلالا متابولیکی،فنیل کتونوریا (PKU) است که شیوع آن تقریبا در حدود 1 نفر از هر 10000 تولد زنده می باشد.
نقص آنزیمی، باعث کاهش فعالیت فنیل آلانین هیدروکسیلاز شده که این امر منجر به سطح بالایی از فنیل آلانین سرم می شود و میلین سازی سیستم عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد که در سال 1934 توسط Folling در 10 کودک مبتلا به عقب ماندگی ذهنی، هایپرتونی و هایپر رفلکسی ، با بوی ادرار و عرق توضیح داده شد. تشنج و رعشه نیز مانند اگزما و رفتار های روانی رایج است. می توان از بروز علائم بالینی پس از تولد، با استفاده از یک رژیم غذایی که حاوی مقدار کمی فنیل آلانین می باشد، پیشگیری کرد.
در اغلب کشورهای توسعه ‌یافته، تمام نوزادان از نظر فنیل کتونوریا ( PKU ) غربالگری می‌شوند. استفاده از یک رژیم غذایی کم فنیل آلانین در تمام عمر، به منظور جلوگیری از وخامت بیشتر عملکرد های ادراکی توصیه می‌شود . زنان مبتلا به فنیل کتونوریا (PKU )که با موفقیت درمان شده ‌اند،دارای تظاهرات بالینی نیستند، اما هنوز هم سطح خونی فنیل آلانین بالایی دارند که در صورت باردار شدن، باعث آسیب مغزی به جنین می شود. برای پیشگیری از این امر ، آنها باید قبل از باردار شدن مجدد، رژیم غذایی خود را از نو شروع کنند.

عقب ماندگی ذهنی مرتبط با سندرم X شکننده
سندرم X شکننده شایع ترین شکل ارثی عقب ماندگی ذهنی و پس از سندرم داون شایع ترین شکل ژنتیکی است. این عقب ماندگی ذهنی با X در ارتباط است و دارای وراثت غالب است و میزان نفوذ آن به دلیل تنگ بودن محلXq27/3 ، به نظر می رسد که کروموزوم شکننده است و بخشی از آن در حال شکستن است.
پسران قبل از اینکه به سن بلوغ برسند، با این سندرم خیلی طبیعی و عادی به نظر می رسند. آنها اغلب بی قرار و بیش فعال هستند و محدوده توجه و تمرکز کوتاهی دارند. نقاط عطف رشد آنها ، به ویژه رشد گفتاری شان ، به تعویق می افتد. بعد از سن بلوغ ، ممکن است ویژگی های فنوتیپی ظاهر شود. این ویژگی ها شامل صورتی باریک و دراز،گوش ها و فک برجسته و ماکروارکیدیسم بعد از بلوغ باشد.
بیشتر آنها عقب ماندگی ذهنی متوسطی دارند ، اما در برخی دیگر شدیدتر است. حاملان مرد دارای عقب ماندگی ذهنی نیستند. زنان مبتلا به سندرم X شکننده که جهش کاملی دارند و نشان دار هستند ، معمولا دارای ناتوانی های یادگیری یا عقب ماندگی ذهنی خفیف هستند. این افراد، علائم رفتاری از خود نشان می دهند که می توان به بیش فعالی و ترک اجتماع در حدود 50٪ و افسردگی در حدود 25٪ اشاره کرد.

عفونت های ناشی از زایمان
عفونت های ویروسی در مادر می توانند با ارگانوژنز تداخل پیدا کنند و اگر عفونت ویروسی قبل از دوران بارداری در آنها، اتفاق بیفتد، اثرآنها شدیدتر خواهد شد مانند سرخچه مادرزادی. عفونت سرخچه در طول ماه اول بارداری بر ارگانوژنز جنین، 50% تا ثیر می گذارد. عفونت در ماه سوم بارداری هنوز هم در رشد جنین به میزان 15٪ اختلال ایجاد می کند.
سیستم های مختلفی تحت تاثیر قرار می گیرند و در نتیجه نشانه ها و اختلالات ممکن است متفاوت باشند که می توانند شامل عقب ماندگی ذهنی ، میکروسفالی ، اختلال شنوایی و بینایی ، بیماری های قلبی مادرزادی و مشکلات رفتاری باشد. خوشبختانه ، میزان شیوع سرخچه مادرزادی به دلیل وجود واکسیناسیون و ایمن سازی، برای مادران آینده، به شدت کاهش پیدا کرده است.
عفونت سیتومگالوویروس مادرزادی ممکن است منجر به میکروسفالی ، کاهش شنوایی حسی و عقب ماندگی روانی شود. آنتی بادی های ضد سیتومگالوویروس تقریبا در حدود 80٪ از افراد بزرگسال یافت می شود. بسته به جمعیت باردار ، عفونت های اولیه در 2 تا 5 درصد از بارداری ها اتفاق می افتد. سیتومگالوویروس در نمونه های ادرار نوزادانی که قبل از تولد به آن آلوده شده اند، دیده می شود.
توکسوپلاسموز مادرزادی ممکن است منجر به بروز مشکلات قابل توجهی در 20٪ از نوزادان آلوده شود، به عنوان مثال ، هیدروسفالی ، میکروسفالی ، عقب ماندگی روانی ، اختلال بینایی و شنوایی و بروز مشکلات رشدی خفیف تر در مراحل بعدی زندگی.عفونت ویروسی نقص سیستم ایمنی مادرزادی در انسان، در حال افزایش است. در یک مطالعه آلمانی بر روی 41 کودک متولد شده از مادرانی که عفونت ویروس نقص ایمنی بدن انسان در آنها مثبت بود ، علائم عصبی در سنین 1 تا 7 سال توصیف شده است.
انسفالوپاتی ویروس نقص ایمنی انسان با میکروسفالی ، وخامت پیشرونده عصبی ، عقب ماندگی ذهنی ، علائم مخچه و تغییرات رفتاری مشخص شد. درمان ایمونوگلوبولین داخل وریدی پیشگیری کننده با استفاده از زیدوودین و یا بدون استفاده از زیدوودین، اغلب قادر به جلوگیری از عود مجدد بود. در درمان با زیدوودین، بهبودی قابل مشاهده بود.

مواد سمی
مهمترین ماده تراتوژنیک، اتانول است که علت سندرم الکل جنین (FAS) است. شیوع این سندرم در سراسر جهان متفاوت است ، اما وقوع آن در کشورهای صنعتی تقریبا از هر 1000 نوزاد حدود 1 نوزاد است.
هنگامی که الکل به میزان زیادی در دوران بارداری مورد استفاده قرار بگیرد، باعث ایجاد ناهنجاری ها در 3 دسته اصلی می شود: (1) ویژگی های سوء هاضمه ، که منشاء آن در دوره ارگانوژنز است . (2) عقب ماندگی رشد قبل از تولد و بعد از تولد ، از جمله میکروسفالی و (3) اختلال عملکرد سیستم عصبی مرکزی (CNS)، از جمله عقب ماندگی ذهنی خفیف تا متوسط ، تاخیر در رشد حرکتی ، بیش فعالی و اختلال در کمبود توجه. شدت علائم با میزان مصرف الکل در ارتباط است.

توکسمی بارداری و نارسایی جفت
عقب ماندگی رشد داخل رحمی علل بسیاری دارد که مهم ترین آنها توکسمی مادر با پیامدهای آن است که منجر به تخریب سیستم عصبی مرکزی می شود. منشا زودرس بودن ممکن است ناشی از مادر و یا جنین باشد و در ارتباط با انحرافات رشد جنین، پیش بینی این حالت بستگی به شرایط کلی نوزاد دارد.
زودرس بودن و به ویژه عقب ماندگی رشد داخل رحمی زمینه ساز بسیاری از مشکلات پری ناتال است که ممکن است منجر به تخریب سیستم عصبی مرکزی(CNS )و مشکلات رشدی و تکاملی شود.

دلایل پری ناتال
این دوره به 1 هفته قبل از تولد تا 4 هفته پس از تولد اشاره می کند.
عفونت ها
در طول دوران نوزادی ، مهم ترین عفونت ، از نظر عواقب رشدی، بیماری تبخال نوع 2 است. نوزاد در هنگام زایمان، آلوده می شود و ممکن است در عرض مدت 2 هفته به آنسفالیت مبتلا شود. درمان اولیه با آسیکلوویر ممکن است منجر به بروز نتیجه ضعیف یعنی میکروسفالی ، عقب ماندگی ذهنی عمیق و نقص عصبی شود. عفونت های باکتریایی نوزادی ممکن است منجر به سپسیس و مننژیت شود که به نوبه خود باعث ایجاد هیدروسفالی نیز می شود.
مشکلات زایمان
در زمان زایمان، آسفایکسی (خفگی) مهمترین عامل ایجاد تخریب سیستم عصبی مرکزی است. این امر منجر به مرگ سلولی می شود که ممکن است با تکنیک های تصویربرداری عصبی به عنوان لکوماالاسیا نمایش داده شود.
نوزادان نارس و آنهایی که عقب ماندگی رشد داخل رحمی دارند ، در معرض خطر خاصی برای آسیب به قشر مغز یا تالاموس هستند که علاوه بر تاثیر گذاری آن بر هوش ، بسته به موقعیت بیمار از نظر پاتولوژیک ، منجر به بروز علائم مختلفی می شود مانند فلج مغزی (CP) و اختلال تشنج. مهم است که به این نکته توجه داشته باشید که آسفایکسی به تنهایی باعث عقب ماندگی ذهنی نمی شود.
علائم نورولوژیک در طول دوران نوزادی، ارتباط قوی با انحرافات رشد قبل از تولد و انسجام عصبی و سطح فکری و عقلی دارد. به همین دلایل، نوزادانی که مشکلات پری ناتال دارند ، نیاز به بررسی کامل از نظر ویژگی های نارسایی و پیگیری دقیق دارند زیرا ناتوانی های متعدد ممکن است بعدها در زندگی آنها ظاهر شوند.

دیگر مشکلات پری ناتال
رتینوپاتی نارس (که قبلا به عنوان فیبروپلازی یکپارچه ای شناخته می شد) اغلب زمانی دیده می شود که استفاده از 100% اکسیژن در نوزادان، عمومیت داشت و منجر به کوری می شد. این بیماری اغلب با سایر آسیب های سیستم عصبی مرکزی ، عقب ماندگی ذهنی و دیگر مشکلات رشدی همراه است. نوزادان دارای وزن بسیار پائین در معرض خطر خونریزی داخل جمجمه و هیپوگلیسمی( کم شدن قند خون) ناشی از عدم وجود ذخیره گلیکوژن در کبد هستند.
این مشکلات نوزادی ممکن است نتایجی مشابه با مشکلات آسفایکسی داشته باشد. هایپربیلیروبینمی ممکن است در نتیجه افزایش تخریب گلبول های قرمز ( مثلا به دلیل آزاد شدن هموگلوبین از گویچه های قرمز گروه خونی مادر و کودک) یا کاهش دفع بیلی روبین (مثلا به دلیل نارسایی عملکرد کبد) باشد. آسیب مغزی که ممکن است منجر به بروز درجات مختلفی از جمله CP ، کاهش شنوایی حسی و عقب ماندگی ذهنی شود.

دلایل عقب ماندگی ذهنی پس از زایمان
عفونت ها
عفونت های باکتریایی و عفونت های ویروسی مغز در طول دوران کودکی ممکن است باعث بروز مننژیت و آنسفالیت شود که منجر به آسیب دائمی می شود. میزان این عوارض به دلیل بهبود درمان و در دسترس بودن واکسیناسیون مانند سرخک، کاهش یافته است.
مواد سمی
مسمومیت ناشی از سرب هنوز هم یکی از دلایل مهم عقب ماندگی ذهنی در ایالات متحده آمریکا است. بیشترین منبع سرب پیکا( رنگ بر پایه سرب) است. منابع دیگر سرب، اسپری های میوه ، بنزین سرب دار ، برخی از ظروف سفالی لعاب دار و دود ناشی از سوختن باتری های خودرو است.
علائم دستگاه گوارش در مسمومیت شدید، غالب است. با افزایش فشار داخل جمجمه، ممکن است سردرد نیز بروز کند که حتی ممکن است منجر به اغماء و بیهوشی شود. تظاهرات دیررس شامل عقب ماندگی رشد ، آتاکسی ، تشنج و تغییر شخصیت است.

دیگر علل عقب ماندگی ذهنی پس از زایمان
در بین تومورها یا سرطان های بدخیم دوران کودکی ، تومور های مغزی، بعد از لوسمی( سرطان خون) قرار دارند . از این تعداد، ۷۰ تا ۸۰ درصد گلیوما هستند که علائم آن بیشتر به مکان بستگی دارند . برخی از آنها، خوش خیم و قابل‌درمان می باشند ، اما بسیاری از آنها، اثرات زیان آوری دارند که منجر به علائم عصبی روانی مختلفی بسته به موقعیت و میزان آنها می‌شود .
علاوه بر این ، درمان هایی مانند عمل جراحی و پرتو درمانی ممکن است بر انسجام و عملکرد مغز تاثیر بگذارد . تصادفات رانندگی ، غرق شدن و دیگر صدمات ، شایع‌ترین علل مرگ در دوران کودکی هستند . حتی تعداد کودکانی که معلول می‌شوند نیز بیشتر است. غرق شدن اغلب ویرانگر است ، اما حتی در این موارد ، بهبود ظرفیت عملکردی ممکن است توسط توان ‌بخشی به دست آید زیرا مغزی که در حال توسعه و پیشرفت است، توانایی بازیابی را دارد.
مشکلات روانشناختی
سطح رشد فردی که در حال رشد می باشد، بستگی به انسجام سیستم عصبی مرکزی و عوامل محیطی و روانشناختی دارد. اهمیت تحریک محیطی برای رشد کودک مورد توجه قرار گرفته ‌است چرا که تحقیق در مورد کودکان در موسسات نشان می دهد که پیشرفت در یک محیط محروم به شدت بر روی فرد تاثیر می گذارد ، حتی اگر مراقبت های فیزیکی کافی فراهم شود.
فقر می تواند کودک را در معرض بسیاری از خطرات رشدی مانند بارداری در دوران نوجوانی ، سو تغذیه ، سو استفاده ، مراقبت‌ های پزشکی ضعیف و محرومیت قرار دهد. بیماری روانی شدید مادر نیز یکی دیگر از عوامل بروز خطر است. مادرانی که به بیماری های شدید و مزمن مبتلا هستند، ممکن است در فراهم کردن مراقبت و داشتن انگیزه مناسب، با مشکل مواجه شوند. نشان داده شده است که افسردگی مادر در دوران بارداری و بعد از زایمان، با تاخیر در رشد کودکان در سن 18 ماهگی همراه است.
فرزندان مادران مبتلا به اسکیزوفرنی، در معرض خطر پیشرفت بیماری های شناختی هستند ، با این حال ممکن است این یک بیماری ثانویه برای مادر نباشد اما ممکن است بیانگر یک زمینه ژنتیکی مشخص برای اسکیزوفرنی باشد. نشان داده شده است که بیماری روانی در کودک، با کاهش توانایی های شناختی همراه است.

علل ناشناخته
با وجود ارزیابی های دقیق ، تقریبا هیچ دلیلی برای 30٪ موارد عقب ماندگی ذهنی شدید و 50٪ موارد عقب ماندگی ذهنی خفیف، نمی توان تشخیص داد. البته این امر بیانگر عدم کفایت روش های تشخیصی است و نه عدم علیت آن.

چرا روان پزشکان باید درباره عقب ماندگی ذهنی اطلاعاتی داشته باشند؟
عقب ماندگی ذهنی تقریبا 1 تا 3 درصد از جمعیت کشورهای توسعه یافته را تحت تاثیر قرار داده است. تا همین اواخر ، نسبت قابل توجهی از افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی در مراکز مسکونی مانند مدارس آموزش دولتی نگهداری می شدند. گرایشات اخیر بر این موضوع تاکید دارد که افراد دارای عقب ماندگی ذهنی را از مکان های نهادی، به سمت زندگی در جامعه نظیر خانه های گروهی سوق دهد.
این روند بر این ایده استوار است که عقب ماندگی ذهنی را نمی توان به عنوان یک بیماری روانی در بدترین حالت طبقه بندی کرد. بنابراین ، این افراد باید جمعیتی تلقی شوند که به کمکی بیشتر از حد متوسط برای انجام کارهای روزمره زندگی خود نیاز دارند. از بین افرادی که عقب ‌ماندگی ذهنی دارند ، حدود ۴۰ تا ۷۰ درصد دارای اختلالات روانی قابل تشخیص می باشند. این افراد تنها کسانی نیستند که با روان پزشکان در ارتباط هستند.
همانند هر فرد دیگری ، فردی که از لحاظ رشدی ناتوان است ممکن است مشکلات احساسی ، رفتاری ، درون فردی و یا مشکلات اصلاحی را از خود نشان دهد که اختلالات اصلی روانی به شمار نمی آیند، با این وجود ممکن است از مزایا و نتایج روان پزشکی بهره‌مند شود.
موارد نمونه ‌برداری احتمالا به خاطر تنوع گسترده ‌ای که در میزان شیوع ویروس دارد، در نظر گرفته می‌شوند . به عنوان مثال ، مطالعات در مورد اینکه آیا سوژه‌ ها به طور تصادفی انتخاب می‌شوند یا به طور خاص به کلینیک ‌های روانپزشکی اشاره می‌کنند متفاوت هستند و مطالعات نیز ممکن است اختلالات ذهنی متفاوتی را مورد ارزیابی قرار دهند.
وینفلد و تونگ از فهرست رفتارهای رشد استفاده کردند که شامل یک چک لیست 96 ماده ای است که به تشخیص وجود مشکلات عاطفی و رفتاری کمک می کند. رفتارها، در 6 گروه قرار می گیرند که به شرح زیر هستند:
رفتارهای در هم گسیخته
رفتارهای در خود فرورفته و اندیشناک
اختلال ارتباطی
اضطراب
رفتارهای مرتبط با اوتیسم
رفتارهای ضد اجتماعی
بر اساس نمونه جمعیت، تمام کودکان و نوجوانان 4 تا 18 سال، در 5 منطقه از نیو ساوت ولز و استرالیا ، 7/40% از افراد با ضریب هوشی کمتر از 70 ، می توانند در گروه افرادی که دارای اختلالات شدید هیجانی یا رفتاری هستند، طبقه بندی شوند. شاید نکته نگران کننده تر این واقعیت باشد که کمتر از یک دهم از این کودکان و نوجوانان با بیماری های روانی عمده، از مراقبت های ویژه روانپزشکی استفاده می کنند.
در ایالات متحده آمریکا ، همین پدیده، صدق می کندو نیازهای روانپزشکی افراد تمام سنین که دارای ناتوانی ذهنی هستند تا حد زیادی برآورده نمی شود. تقریبا 5/1میلیون نفر در سنین 5 تا 65 سال از خدمات عقب ماندگی ذهنی در ایالات متحده آمریکا، استفاده می کنند.
با فرض اینکه حداقل ۴۰ % از این افراد دارای مشکلات احساسی یا رفتاری هستند، در حدود 600۰۰۰ نفر می‌توانند از مراقبت ‌های روانپزشکی بهره‌مند شوند . برخلاف گذشته ، چون اغلب افرادی که دارای عقب‌ ماندگی ذهنی هستند، دیگر در موسسات زندگی نمی‌کنند ، روان پزشکان نقش مهمی در افزایش کیفیت زندگی بیماران در جامعه به عهده دارند و در نتیجه نیاز به چندین نهاد مختلف، کاهش پیدا کرده است.

درمان و ارزیابی اورژانسی عقب ماندگی ذهنی
ارزیابی و درمان وضعیت ‌های روانی اورژانسی در افرادی که از لحاظ هوشی و فکری دچار معلولیت هستند، با چالش های بیشتری همراه است. هدف از مداخله در این بحران، مشابه همان رفتارهایی است که در یک جامعه عمومی انجام می گیرد یعنی کاهش خطر وارد کردن آسیب به خود و یا دیگران و تحقق این هدف با حداقل شرایط محدود کننده.
روانپزشکانی که نسبت به عقب ماندگی ذهنی، شناخت ندارند، ممکن است در مورد علائم بالینی اورژانسی روانپزشکی در این بیماران دچار سر در گمی شده و نتوانند به درستی تصمیم بگیرند. محدودیت هایی در شناخت و بیان کلامی ، توصیف مفاهیم انتزاعی مانند خلق و خو ، احساس گناه و ایده های مرجع، برای بیماران دشوار است.
عقب ماندگی ذهنی
ساونر، 4 جنبه از عقب ماندگی ذهنی را که ممکن است عملکرد تشخیص را تحت ‌تاثیر قرار دهد، شناسایی کرده که به شرح زیر می باشد:
تحریف فکری
علائم احساسی و عاطفی به دلیل وجود نقص در تفکر انتزاعی و مهارت های زبانی، می تواند سخت و مشکل باشد.
پوشش روانی
تجربیات اجتماعی محدود می‌توانند بر محتوای علائم روانپزشکی تاثیر بگذارند. برای مثال ، جنون باعث این می شود که فرد تصور کند که می‌تواند رانندگی کند.
تجزیه و تحلیل شناختی
توانایی کاهش استرس می‌تواند منجر به عدم جبران اختلال ناشی از اضطراب شود که گاهی به اشتباه از آن به جنون تعبیر می‌شود.
گزافه گویی
افزایش یا تکرار رفتارهای ناسازگار مزمن که می‌تواند بعد از شروع بیماری روانی افزایش پیدا کند.
برای کاهش گیجی یا تحریک بیش از حد ، ارزیابی های بیمار به بهترین نحو ممکن و در یک محیط آرام و امن ، به دور از چشم و گوش فضول سایر پرسنل و بیماران انجام می شود. ارائه دهندگان خدمات مراقبتی باید در فرایند ارزیابی شرکت کنند چون می توانند اثر آرامش بخشی بر روی بیمار داشته باشند و اطلاعات ارزشمندی را فراهم کنند.
لووری و ساونر، 4نوع مشکل رفتاری را توصیف می‌کنند که باید در هر ارزیابی، در نظر گرفته شوند.این مشکلات به شرح زیر هستند:
کنترل اجتماعی- محیطی
پرخاشگری و خودآزاری،می تواند تقویت شود یعنی دور کردن فرد از یک موقعیت ناخوشایند در پاسخ به چنین رفتاری، احتمال اینکه در آینده نیز به طور مشابهی همین واکنش را نشان دهد را افزایش می دهد.
تعدیل ناراحتی های جسمی
شرایط پزشکی از جمله اثرات نامطلوب داروها، می‌توانند باعث ناراحتی جسمی و منجر به پرخاشگری یا رفتارهای آسیب‌ زننده به خود شود.
تعدیل ناراحتی های عاطفی
رفتارهای مشکل دار، می توانند منجر به بروز یک عملکرد وابسته به حالت اختلالاتی مانند افسردگی عمده یا اختلال دو قطبی و یا فاز شیدایی و جنون شوند.
ارزیابی اورژانسی، یک معاینه کامل فیزیکی است که شامل الکترولیت ‌ها ، شمارش خون ، الکتروکاردیوگرام ( ECG )، سطح دارو و گاهی انجام سی‌تی‌اسکن یا MRI می باشد. ارزیابی روانپزشکی شامل سابقه بیمار و مراقبان و معاینه وضعیت روانی است که به ایجاد یک تشخیص درست و صحیح کمک می‌کند .
در صورت امکان ، درمان باید بر روی بیمار ، اختلالات روانی و یا دیگر دلایل اساسی رفتار ناسازگار انجام شود. در صورت عدم تشخیص قطعی پزشکی یا روانی، درمان نشانه های رفتار پرخاشگرانه اغلب ضروری و مفید است.
براساس ارزیابی وضعیت اورژانسی ، هر یک از حالات زیر ممکن است مورد توافق قرار گیرد:
بازگشت به وضعیت فعلی زندگی
مراقبت در مراکز پزشکی یا افزایش نظارت در منزل
درمان پزشکی
بستری شدن در مراکز روانپزشکی

علائم و نشانه های عقب ماندگی ذهنی
علائم عقب ماندگی ذهنی، براساس سطح معلولیت کودک شما متفاوت است و ممکن است شامل موارد زیر باشد:
عدم رعایت استانداردهای فکری
نشستن ، خزیدن یا راه رفتن دیرتر از دیگر کودکان
مشکل در یادگیری نحوه صحبت کردن یا ناتوانی در صحبت کردن به وضوح
مشکلات حافظه ای
ناتوانایی در درک پیامدهای اقداماتی که انجام می دهند
ناتوانایی در فکر کردن به صورت منطقی
بروز رفتار کودکانه مغایر با سن کودک
نداشتن حس کنجکاوی
مشکلات یادگیری
ضریب هوشی( IQ) زیر 70
ناتوانایی در زندگی کردن به صورت عادی به دلیل عدم توانایی در برقراری ارتباط، مراقبت از خود و یا تعامل با دیگران
اگر کودک شما دارای عقب ماندگی ذهنی است، احتمالا برخی از مسائل رفتاری زیر را تجربه خواهند کرد:
پرخاشگری
وابستگی
کناره گیری از فعالیت های اجتماعی
انجام رفتارهایی برای جلب توجه
افسردگی در دوران نوجوانی و نوجوانی
فقدان کنترل ضربه
بی اراده بودن و داشتن انفعال
گرایش به آسیب زدن به خود
لجاجت
عزت نفس پایین
تحمل کم در برابر ناامیدی و سرخوردگی
اختلالات روانی
مشکلات توجه
برخی از افراد دارای عقب ماندگی ذهنی، نیز ممکن است دارای ویژگی های جسمی خاصی نیز باشند که می تواند شامل داشتن قد کوتاه یا اختلالات صورت باشد.

عقب ماندگی ذهنی چگونه تشخیص داده می شود؟
تشخیص عقب ماندگی ذهنی بستگی به این دارد که مهارت فکری و انطباقی فرد پائین تر از حد متوسط باشد.
پزشک، برای کودک شما یک ارزیابی سه بخشی انجام می دهد که به شرح زیر است:
مصاحبه با والدین
مشاهدات کودک شما
آزمون های استاندارد
به کودک، آزمون های استاندارد هوش، مانند تست هوش استنفورد باینت داده خواهد شد. این به پزشک کمک خواهد کرد تا هوش کودک شما را اندازه گیری کند.
پزشک همچنین ممکن است تست های دیگری مانند مقیاس های رفتار تطبیقی وینال را نیز انجام دهد.
این تست، ارزیابی مهارت های زندگی روزانه کودک و توانایی های اجتماعی او را در مقایسه با دیگر کودکان در همان گروه سنی، فراهم می کند.
مهم است که به خاطر داشته باشید که کودکانی که از فرهنگ ‌های مختلف و وضعیت‌ های اجتماعی و اقتصادی متفاوت، در این آزمون ها شرکت می کنند، ممکن است در این تست ‌ها عملکرد های متفاوتی داشته باشند. در تشخیص نوع عقب ماندگی ذهنی، پزشک فرزند شما، نتایج آزمایش، مصاحبه با والدین و مشاهدات فرزند شما را در نظر می‌گیرد.
فرآیند ارزیابی کودک شما ممکن است شامل مراجعه به متخصصان باشد، که ممکن است شامل موارد زیر باشند:
روانشناس
آسیب شناس گفتار
مددکار اجتماعی
متخصص مغز و اعصاب کودکان
پزشک متخصص اطفال
فیزیوتراپیست
تست های آزمایشگاهی و تصویربرداری را نیز می توان انجام داد. این آزمایشات می تواند به پزشک کودک شما کمک کند تا اختلالات متابولیکی و ژنتیکی و همچنین مشکلات ساختاری مغز کودک شما را تشخیص دهد.
پزشک کودک شما باید قبل از تشخیص عقب ماندگی ذهنی در فرزندتان، عواملی از جمله کاهش شنوایی، اختلالات یادگیری، اختلالات عصبی و مشکلات احساسی و عاطفی که می تواند باعث تاخیر در رشد و پیشرفت کودک شوند را مورد ارزیابی قرار دهد.
شما، مدرسه فرزندتان و پزشک شما از نتایج این آزمایش ها و ارزیابی ها برای ایجاد یک برنامه درمانی و آموزشی برای فرزندتان استفاده خواهید کرد.

گزینه های درمانی برای بیماران مبتلا به عقب ماندگی ذهنی چیست؟
احتمالا کودک شما به منظور مقابله با ناتوانی خود، به مشاوره مداوم و مستمر نیاز دارد.
شما یک برنامه درمانی خانوادگی دریافت خواهید کرد که نیازهای فرزند شما را توصیف می کند. این برنامه همچنین شامل خدماتی می شود که فرزند شما برای کمک به پیشرفت و رشد طبیعی نیاز دارد. در این برنامه، نیازهای خانواده شما نیز در نظر گرفته شده است.
هنگامی که فرزند شما آماده حضور در مدرسه می شود ، یک برنامه آموزش فردی (IEP) برای کمک به کودک در جهت رفع نیازهای آموزشی، در نظر گرفته می شود. همه کودکانی که دارای عقب ماندگی ذهنی هستند، باید از آموزش ویژه بهره مند شوند.
هدف اصلی درمان، کمک به فرزند شما برای دستیابی به توانایی کامل خود در زمینه های زیر است:
آموزش و پرورش
مهارت های اجتماعی
مهارت های زندگی
درمان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
رفتار درمانی
کار درمانی
مشاوره
در بعضی موارد دارو

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: