2362
کد: 26298
26 فروردين 1397 - 11:05
سینمای کودکان و نوجوانان را باید بر اساس تعداد فیلم‌های تولید و اکران شده در طول سال، تاثیرگذاری آن بر اقتصاد سینما و تعداد مخاطبان بررسی کرد.

 مهر:سینمای کودکان و نوجوانان را باید بر اساس تعداد فیلم‌های تولید و اکران شده در طول سال، تاثیرگذاری آن بر اقتصاد سینما و تعداد مخاطبان بررسی کرد. اما با توجه به اینکه جشنواره فیلم کودک و نوجوان مهمترین محل گردآمدن آثار این ژانر است، نگاهی به جشنواره می‌تواند شرایط این گونه سینمایی را انعکاس دهد

پیروزی انقلاب اسلامی تغییر در همه عرصه ها از جمله فرهنگ و هنر را موجب شد. در این میان سینما تاثیر زیادی از این تغییرات گرفت. یکی از بخش های این هنر ـ صنعت که پیش از انقلاب تقریبا وجود نداشت یا به صورت بسیار محدود به آن توجه می شد و پس از انقلاب با رشد و شکوفایی قابل توجهی روبرو شد، ژانر کودکان و نوجوانان بود. این بخش به اندازه ای مورد توجه فیلمسازان و حمایت مدیران سینمایی قرار گرفت که بسیاری از فیلمسازان صاحبنام کشور که امروز در عرصه های داخلی و خارجی شناخته شده اند، کار خود را با فعالیت در عرصه کودک و نوجوان آغاز کرده یا حداقل در این زمینه تجربیاتی داشته اند.

این بخش از سینما به آرامی رشد کرد. ولی به همان نسبت که سینمای بلند داستانی با مضمون اجتماعی، سیاسی یا دیگر ژانرها توسعه پیدا می کردند، ژانر کودکان و نوجوانان راه رشد و شکوفایی را پیش گرفت. به نحوی که در مدت زمانی کمتر از یک دهه به شرایطی دست یافت که بخش عمده ای از گردش اقتصادی و فروش سینمایی را احیا کرد. فعالیت فیلمسازان در این ژانر باعث شد در کوتاه مدت نیاز وجود یک جشنواره برای دیده شدن آثار این بخش احساس شود. هر چند در ابتدای راه جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان به عنوان بخشی از جشنواره فیلم فجر کار خود را آغاز کرد.

 


نخستین جشنواره فیلم کودک و نوجوان در سال 1361 به عنوان بخش جنبی نخستین جشنواره فیلم فجر آغاز به کار نمود. در این جشنواره فقط یک فیلم حضور داشت؛ "سازدهنی" به کارگردانی امیر نادری که سال 1352 ساخته شده بود. داستان این اثر در شهرهای جنوبی کشور می گذشت. امیرو پسرکی ساده که در حوالی بوشهر زندگی می کند، همیشه یک پای دعوای همسن و سال هایش است. پدر عبداله برای او یک ساز دهنی می خرد. علاقمندی بچه های بندر به ساز عبداله باعث کولی گرفتن او از بچه ها می شود. امیرو بیش از دیگران کولی می دهد و به همین خاطر مورد تمسخر بچه ها قرار می گیرد. امیرو هم ساز دهنی را از دست عبداله می رباید و آن را در دریا می اندازد.

این آغاز دیری نمی پاید و جشنواره فیلم کودک چند سالی تعطیل می شود. چون سینماگران طی سال های ابتدای دهه 60 و با آغاز جنگ تحمیلی بیش از هر چیز به مسایل و موضوع هایی درباره انقلاب و دفاع مقدس می پردازند. این مسئله باعث می شود دیگر ژانرها تا حدودی در سایه قرار بگیرند. سینمای کودک نیز در همین راستا قرار دارد. اما جشنواره فیلم کودک با تولید آثاری اندک همزمان با چهارمین دوره برپایی جشنواره فیلم فجر کار خود را با حضور دو فیلم دنبال می کند. آثاری که هر چند از نظر کمیت محدود بودند، اما جزو ماندگارترین آثار کودک و نوجوان ایران محسوب می شوند که حتی در برقراری ارتباط با مخاطبان خارجی نیز به موفقیت می رسند.

فیلم های سینمایی "آلبوم تمبر" به کارگردانی کیومرث پور احمد و "خانه دوست کجاست" ساخته عباس کیارستمی در جشنواره چهارم فیلم فجر به خوبی می درخشند. "آلبوم تمبر" داستان دو دوست نوجوان به نام های محمد و کاظم است که دور از چشم پدر محمد آ‌لبوم تمبر زیبایی فراهم می آورند. با بیماری محمد آلبوم در خانه آنها گم می شود. وی به کاظم مظنون می شود و دوستی آنها به هم می خورد. مدتی بعد، پدر محمد به یزد منتقل می شود. در آستانه اسباب کشی، کاظم آلبوم تمبر را به خانه آنها می برد. پس از مدتی، پدر آلبوم محمد را می بیند و آن را برمی دارد و فردای آ‌ن روز دو آلبوم به او می دهد. محمد درمی یابد که کاظم آلبوم تمبر دیگری تهیه کرده و آن را به خواهرش داده است.

"
خانه دوست کجاست" قصه دانش آموزی را بیان می کند که معمولاً مشق شب خود را روی ورق پاره می نویسد و به همین خاطر از سوی معلم تهدید به اخراج از کلاس می شود. پس از تعطیلی کلاس شاگردی دیگر متوجه می شود که دفتر مشق همکلاس خود را همراه آورده است. برای جلوگیری از تنبیه همشاگردی خود تصمیم می گیرد دفتر را به او برساند، اما خانه دوست خود را نمی یابد. روز بعد قبل از آنکه معلم مشق همشاگردی را ببیند دفتر را به او بازمی گرداند. مشق همشاگردی خود را نیز نوشته است.

این فیلم آغازگر سبک خاص کیارستمی در فیلمسازی است. وی با نگاهی به شعر مشهور سهراب سپهری، متنی ساده و روان، فیلمبرداری که با توجه به محیط سرسبز و زیبای شمال جلوه ای خاص در نظر بیننده می یابد و بازی گرفتن از نابازیگران اثری به یاد ماندنی می سازد. نکته مهم در سینمای کیارستمی توجه عمومی و گسترده خاص و عام نسبت به این فیلم بود. این اثر به اندازه ای روی دیگر فیلمسازان جوان خواهان تجربه های جدید تاثیر می گذارد که بسیاری سبک خاص کیارستمی را مورد استفاده قرار می دهند.

جشنواره فیلم کودک در سومین دوره خود نیز تنها دو فیلم را در برنامه نمایش و مسابقه جای می دهد. فیلم سینمایی "گاویار" به کارگردانی کیومرث پوراحمد و "خانه در انتظار" ساخته منوچهر عسگری نسب که با مضمونی اجتماعی در ژانر کودک و نوجوان ساخته شده بودند.

"
گاویار" را می توان آغازگر سینمای خاص پوراحمد در عرصه کودک و نوجوان به حساب آورد. شیوه ای که این هنرمند هر سال با تولید یک و گاه دو فیلم تقویت کرد و در هر اثر نسبت به ساخته بعدی با افزایش مهارت در تولید، تجربه ای تازه ارایه کرد تا جایی که چند سال بعد موفق شد مجموعه به یاد ماندنی "قصه های مجید" را بر اساس متن هوشنگ مرادی کرمانی خلق کند.

این فیلم داستان نوجوانی به نام جواد است که به توصیه عمویش گاویار (چوپان گاوها) حاج رسول می شود. کامیونی یکی از گاوها را زیر می گیرد و فرار می کند. جواد به دنبال کامیون راهی شهر می شود. او راننده کامیون را می یابد که شخصی به نام آقاخان است و از او می خواهد نزد حاج رسول برود. آقاخان نمی پذیرد و جواد را می زند. شب هنگام وقتی که آقاخان و همسرش قصد دارند با کامیون فرزندشان را به شکسته بند برسانند، جواد سوییچ کامیون را برمی دارد و آقاخان قول می دهد روز بعد نزد حاج رسول برود. این راننده به قولش عمل می کند و پس از دیدار حاج رسول، دست جواد را محکم می فشارد.

"
خانه در انتظار" که بر اساس متنی از کامبوزیا پرتوی ساخته شده است، داستان مادر و پسری را بیان می کند که به خاطر بمباران و محاصره سوسنگرد در اقامتگاه جنگزدگان زنجان زندگی می کنند.‌ آنها پدر خانواده را هنگام جنگ گم کرده اند و هیچ خبری از او ندارند. مادر با داشتن بچه مریض هر زمان ردپایی از عبدو به دست می آورد، به جستجوی او به راه می افتد تا شاید از این طریق بتواند خبری از شوهرش به دست بیاورد.

چهارمین جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان در سال 1367 تولدی برای جشنواره ای مستقل در این ژانر است. این جشنواره در حالی استقلال خود را به دست می آورد و از جشنواره فیلم فجر جدا می شود که در این سال تعداد قابل توجهی فیلم بلند، نیمه بلند و کوتاه داستانی و مستند در زمینه کودک تولید می شود. به نحوی که برگزاری جشنواره ای مستقل امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. به خصوص اینکه کیفیت آثار متقاضی شرکت در جشنواره نیز تا حد قابل توجهی افزایش می یابد و سینمای کودک حتی از سینمای اجتماعی نیز پیشی می گیرد.

در جشنواره چهارم هشت فیلم بلند سینمایی و تعداد زیادی فیلم های میان مدت و کوتاه حضور پیدا می کنند. "میهمان ناخوانده" با کارگردانی گروهی و بازیگری مریم سعادت، مرضیه برومند، کامبیز صمیمی مفخم و مسعود کرامتی، "مدرسه ای که می رفتیم" ساخته داریوش مهرجویی، "گرداب سکندر" اثر امیر خوش خرام، "گلنار" و "ماهی" آثاری از کامبوزیا پرتوی، "باو" به کارگردانی فتحعلی اویسی، "گال" از ابوالفضل جلیلی و "لنگرگاه" ساخته کیومرث پوراحمد فیلم های بلند این جشنواره را تشکیل می دادند. در میان سایر فیلم نیز آثاری از غلامرضا رمضانی، جعفر پناهی، حسن آقا کریمی و ابراهیم فروزش به چشم می خورد.

در این دوره پرداختن به خیال و فانتزی کودکانه مورد توجه سینماگران قرار می گیرد. همچنین تعداد زیادی از اهالی تئاتر که نمایشنامه های کودک و نوجوان را بر صحنه می بردند و به خصوص در زمینه تولید آثار عروسکی تجربه و مهارت داشتند در عرصه سینما نیز با موفقیت به فعالیت می پردازند و همان قواعد و مولفه های جذب مخاطب را مد نظر قرار می دهند. این رویکرد بسیار موفق نشان می دهد و فیلم ها بینندگان خاص و عام را به خود جلب می کند. مهمتر اینکه طی این سال ها هیچکس ژانر کودکان و نوجوانان را دست کم نمی گرفت و همه فیلمسازان با علاقه و توجه خاصی در این زمینه فعالیت می کردند.

"
میهمان ناخوانده" که به شیوه عروسکی و انیمیشنی ساخته شده است، قصه شبی بارانی را بیان می کند که گنجشک، الاغ، سگ، گربه، روباه و ... به خانه پیرزنی تنها پناه می برند. پیرزن از آنها پذیرایی می کند. روباه مکار چشم طمع به خروس پیرزن دارد که او هم با آگاهی از این انگیزه روباه را در قفس می اندازد. صبح روز بعد همه حیوانات از پیرزن خواهش می کنند که آنها را برای همیشه در خانه خود نگهدارد.

"
مدرسه ای که می رفتیم" محصول سال 1359 است که با هشت سال تاخیر به نمایش درآمد. داستان در مدرسه عدل آفاق می گذرد که همه چیز با زورگویی های مدیر مدرسه پیش می رود. شاگردان از این وضع ناراضی هستند و با تهیه و نصب روزنامه دیواری از شرایط خود گله می کنند. مدیر هراسان است که مبادا چشم و گوش دانش آموزان باز شود و روزنامه را از دیوار پائین می کشد. دانش آموزان اعتراض می کنند و پس از ماجرایی با همکاری معلم ادبیات، مدیر را وادار می کنند که به نصب روزنامه دیواری تن دهد.

"
باو" بر اساس متنی از مهرداد میرفلاح به تصویر درآمده است. در یکی از روستاهای کرمان کلاس اول راهنمایی تشکیل می شود تا نوجوانان روستا امکان ادامه تحصیل بیابند. در مجاور کلاس کوره پزخانه ای احداث می شود که صاحب آن سعی در جلب کارگردان کم سال دارد. علیرضا با وجود علاقه به تحصیل در کوره پزخانه مشغول کار می شود. صاحب کوره پزخانه مسابقه خشت مالی برگزار می کند، اما باو - پدربزرگ علیرضا - با لگد کردن خشت ها او را به حضور در سر کلاس تشویق می کند.

پنجمین جشنواره بین المللی فیلم کودکان و نوجوانان با کاهش تولید فیلم ها مواجه می شود و تنها سه فیلم بلند ایرانی "پاتال و آرزوهای کوچک" به کارگردانی مسعود کرامتی، "دزد عروسک ها" کاری از محمدرضا هنرمند و "کاکلی" ساخته فریال بهزاد به جشنواره راه پیدا می کنند. دوره بعدی جشنواره نیز که در سال 69 برگزار می شود، فیلم های سینمایی "سکوت" ساخته علی سجادی حسینی، "علی و غول جنگل" به کارگردانی مسعود رسام و بیژن بیرنگ و "سفر جادویی" کاری از ابوالحسن داودی را در بخش مسابقه فیلم های بلند و "شکار خاموش" از کیومرث پوراحمد را در بخش خارج از مسابقه جشنواره در خود جای می دهد.

فیلم "کاکلی" را می توان شروعی در زمینه حضور هوشنگ مرادی کرمانی برای نگارش فیلمنامه های عرصه کودک و نوجوان سینما و تلویزیون محسوب کرد. پیش از این کارگردان های این عرصه از آثار فیلمنامه نویسان کشور بهره می بردند، اما اقتباس ادبی کمتر مورد توجه سینماگران این ژانر قرار داشت. داستان این فیلم درباره دختری بی حوصله به نام ترمه و فرزند یک مسگر است. مسگر به پیشنهاد شاگردش برای ترمه مرغی به نام کاکلی می خرد. دختر به مرغ انس می گیرد تا اینکه پرنده فروشی کاکلی را می گیرد و با خود می برد. احمد از مسگر فرصتی برای بازپس گرفتن کاکلی می خواهد. مدتی بعد احمد با کاکلی و یک سبیل سیاه قلابی در پشت لب هایش برمی گردد.

پایان دهه 60 را باید پایان دوره طلایی فعالیت سینماگران ایرانی در عرصه تولید فیلم های کودک و نوجوان به حساب آورد. عباس کیارستمی که ساخت فیلم های "همسرایان"، "مشق شب" و "به ترتیب یا بدون ترتیب" را در کارنامه فعالیت های هنری خود دارد از سال 68 فعالیت خود در این عرصه را متوقف می کند. اصولا سینماگران با ورود به دهه 70 به تغییر رویکرد دست می زنند و به سمت سینمای اجتماعی تمایل پیدا می کنند. یکی از دلایل این امر پائین آمدن سطح فروش فیلم های کودک، بکر بودن ژانر اجتماعی و پدیدار شدن ساختارها و پدیده های جدید در سطح جامعه است که دستمایه های خوب و مناسبی در اختیار سینماگران قرار می دهد.

به جز فیلم هایی که در جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان حضور یافتند، طی دهه 60 آثار ارزشمندی همچون "بی بی چلچله" به کارگردانی کیومرث پوراحمد، "اولی ها" ساخته عباس کیارستمی، "باشو غریبه کوچک" اثر بهرام بیضایی، "دونده" از امیر نادری، "شهر موش ها" به کارگردانی علی طالبی و مرضیه برومند، "رابطه" ساخته پوران درخشنده، "کلید" کاری از ابراهیم فروزش، "شیرک" اثر داریوش مهرجویی و "کارآگاه 2" به کارگردانی بهروز غریب پور تولید شدند و به اکران عمومی درآمدند که بخشی از خاطرات یک نسل را تشکیل می دهد. خاطراتی که در سال های بعد و برای کودکان دهه های بعد تکرار نشد.

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: