1345
کد: 73672
09 آبان 1396 - 09:06
اتصال بند ناف چسبندگی بین مادر و کودک تا حدود دو سالگی برای "ایجاد دلبستگی ایمن" در کودک لازم است ولی بعد از دو سال باید پاره شود.
 پرسش: یک دختر 4 ساله دارم که خیلی به من وابسته است. همیشه میگه اگر شما نباشین من چیکار کنم و قربون صدقم می ره. شغلم معلمیه تا الان پیش مادرم بوده تابستان می برمش کلاس زبان که روزای زوج برگزار می شه. ابتدا گفت منم باید باهش برم سر کلاس یک چند جلسه رفتم جلسه بعد راضیش کردم دم در بشینم . اما در باز بود هر چند لحظه به من سر میزد. تا اینکه مربیش از من خواست برم توی یک اتاق دیگه ولی مثل اینکه اون میاد بیرون و مبینه من نیستم . دیگه حاضر نیست بره. و وقتی می گیم برو مهد گریه می کنه تو رو خدا کمک کنید میخوام از مهر بذارمش مهد.

پاسخ: کودک در ارتباط با مادر سه بند ناف دارد.
 1- بند نافی که پس از "زایمان" پاره می شود.
 2- بند ناف "چسبندگی" که تا دو سالگی بین مادر و کودک وجود دارد.
 3- بند ناف "عاطفی" که تا دوازده سالگی مادر و کودک را به هم متصل نگه می دارد. اتصال بند ناف چسبندگی بین مادر و کودک تا حدود دو سالگی برای "ایجاد دلبستگی ایمن" در کودک لازم است ولی بعد از دو سال باید پاره شود .

تکنیک های پاره کردن بند ناف چسبندگی کودک : گرفتن از شیر مادر یا شیشه پستانک از 18 ماهگی جدا کردن کودک از اتاق خواب والدین حداکتر از دو سالگی فرستادن به مهد کودک از دو ونیم – سه سالگی در حد روزی یک ساعت و افزایش ساعات ماندن در مهد بطور تدریجی .

ایجاد رابطه ی نزدیک پدر با کودک به این معنا که پدر در حمام کردن، لباس پوشیدن، غذا دادن و یاری کردن با کودک مشارکت فعال داشته باشد، تا مادر بتواند نقش همسری خود را دوباره از سر گیرد. محول کردن کارهایی که کودک قادر به انجام انهاست . اموزش توالت از دو یا دو نیم سالگی ( در صورتی که کودک امادگی لازم داشته باشد) والدین باید به کودک فرصت دهند تا مراحل رشد خود را به تدریج طی کند، یعنی یاد بگیرد؛ غذا بخورد، ادرار و مدفوعش را کنترل کند و لباسش را بپوشد.

اضطراب والدین و ترس از واگذاری مسئولیت ها متناسب با سن کودک می تواند؛ هر یک از این مراحل را به تعویق بیندازد وانها را به بحرانی برای خانواده مبدل سازد. همچنین اگر کودک متوجه شود، با براورده نکردن خواسته ها و انتظارات والدین قادراست توجه انها را به خود جلب کند، به شدت از انجام کارها امتناع می کند. در نتیجه اضطراب مادر افزایش می یابد و با بالا رفتن اضطراب افکار و احساسات منفی جای خود را در ذهن باز می کنند. مثلا احساس گناه در مورد این که :شاید من مادر خوب و لایقی نیستم.

این افکار در یک چرخه منفی ، قادرند اضطراب مادر را دو چندان کنند. در عین حال ناخوداگاه کودک اضطراب مادر را دریافت می کند، در نتیجه بی تابی های کودک افزایش یافته و به دنبال ان بر دوباره احساس گناه و اضطراب مادر افزوده می شود. اطمینان داشته باشید، این حس مختص به شما نیست و اکثر مادران در ابتدا احساس نگرانی دارند ، ولی موفق شده اند بر این احساس تسلط یابند.


منبع: تبیان
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: