برای داشتن زندگی بهتر این کار را انجام بدهید

لازمه داشتن زندگی خوب این است که کارهای خوب را مدام تکرار کنید. این رویه تکرار نام دارد. اما برای داشتن یک زندگی خوب خیلی بیشتر از اینها باید تمرین کرد.
به گزارش نی نی بان ، «یکی از عادت های خوب صبحگاهی من این است که تحت هر شرایطی چند دقیقه نرمش میکنم.» «شبکه سازی از جمله عادت های یک فرد موفق است. افراد موفق در هر شرایطی دنبال فرصت شبکه سازی هستند.» «باید عادت های خوب غذایی را در خودم پرورش دهم. در ماههای اخیر غذاهای ناسالم بسیاری خوردهام.» «قدم زدن من از روی عادت است. عادت کردهام وقتی میخواهم فکر کنم راه بروم.» «یکی از عادت های خوب رانندگی در برخی کشورها این است که وقتی کسی میخواهد خط خود را عوض کند، رانندگان دیگر سرعت خود را کند کرده و فضای لازم را در اختیارش قرار میدهند.» «استفاده از نخ دندان یکی از عادت های خوب بهداشتی است که متأسفانه به اندازهٔ مسواک زدن رواج ندارد.» «این کلمه را از روی عادت بهکار بردم. اصلاً منظور بدی نداشتم.»
صحبت از عادتها و فکر کردن به آنها به بخشی از گفتگوهای روزمرهٔ ما تبدیل شده و هر روز چنین جملههایی را میشنویم یا به دیگران میگوییم. علت هم واضح است: «بخش بزرگی از زندگی امروز ما حاصل عادتهای ماست.» هر چقدر هم که به بازی بخت و نقش عوامل بیرونی معتقد باشیم، باز هم نمیتوانیم سهم چشمگیر عادت های فردی را در شکلگیری مسیر زندگیمان انکار کنیم.
منظور از عادت های فردی چیست؟
ما کلمهٔ عادت (به انگلیسی: habit) را به دو معنا به کار میبریم:
معنای اول عادت، کارهایی است که به شکل تکراری و منظم (مثلاً هر روز یا هر هفته) انجام میدهیم. مثلاً میگوییم ثبت هزینه های روزانه یکی از عادتهای من است. اگر بتوانم خودم را عادت بدهم که هر روز نیمساعت به متمم سر بزنم، یادگیریام بهتر خواهد شد و نظم بیشتری پیدا خواهد کرد.
عادت در دومین معنای آن، توصیف کارهایی است که ناخودآگاه و بدون ارادهٔ آگاهانه انجام میدهیم. مثلاً میگوییم نباید در جلسهٔ دیروز فلان کلمه را به کار میبردم. اما از بس در جمع خودمان گفتهایم، از سر عادت در جلسه هم از همان کلمه استفاده کردم.
هر دو معنی عادت در یک ویژگی مشترکند: یک کار یا رفتار آنقدر برایمان عادی و تکراری شده که با کمترین فشار، چه فشار ذهنی و چه فشار فیزیکی، آن را انجام میدهیم. میتوان گفت این کوشش و فشار کم (effortless بودن) مهمترین ویژگی عادتها است.
کلمهٔ «فردی» که به «عادت» افزوده میشود (عادت فردی یا personal habit) به این نکته اشاره دارد که قرار نیست عادت، استانداردهای عام داشته باشد. ممکن است آنچه شما به عنوان عادت برای خود تعریف میکنید و میکوشید آن را در زندگی روزانه یا فعالیت حرفهای خود جا بیندازید، برای فرد دیگری بهکار نیاید. درست است که برخی عادتها برای بسیاری از انسانها جذاب هستند، اما این قاعده فراگیر نیست و هر کس حق دارد عادت های فردی مناسب سبک زندگی خود را جستجو کند.
معمولاً اگر عادتها مجموعهای از رفتارها با یک ترتیب مشخص باشند، از اصطلاح روتین شخصی برای توصیف آنها استفاده میکنند (روتین قبل از خواب یعنی همهٔ کارهایی که به ترتیب قبل از خواب انجام میدهیم).
چالش تغییر عادت
هر وقت از عادت حرف میزنیم، خواسته یا ناخواسته بحث به تغییر عادت هم میرسد. اینکه برای شکستن عادت های کهنه چه روشهایی وجود دارد؟ چگونه می توان عادت های خوب را ایجاد کرد؟ ترک عادت های بد و ساختن عادت های خوب چقدر زمان میخواهد؟
کافی است به کتابفروشیها سر بزنید تا انواع کتاب های تغییر عادت را – که معمولاً هم پرفروش هستند – ببینید؛ از «عادت های اتمی» جیمز کلییر و «قدرت عادت» چارلز داهیگ گرفته تا «عادت های خوب عادت های بد» نوشتهٔ وندی وود. چالش تغییر عادت آنقدر جدی است که معمولاً در دورههای توسعه فردی هم جای ویژهای برای آن در نظر میگیرند.
ما هم در متمم تردیدی نداریم که تغییر عادت کار سادهای نیست و خوب است که به آن پرداخته شود. اما معتقدیم قبل از این که به تغییر عادت فکر کنیم، لازم است عادت های خوب و بد خودمان را بهتر بشناسیم و عادتهای خوب جایگزینی هم در ذهن داشته باشیم.
عادت، چنانکه از کلمهاش برمیآید، چیزی است که عادی شده است. قطعاً عادتهای ناکارآمد و شیوه های رفتاری نادرست فراوانی در زندگی ما وجود دارند که آنها را نمیبینیم و برای تغییرشان اقدام نمیکنیم. از سوی دیگر، قطعاً عادتهای مفیدی هم در زندگی دیگران و فرهنگ های دیگر وجود دارد که از آنها مطلع نیستیم و طبیعتاً چون آنها را نمیشناسیم، برای گنجاندن آنها در ذهن و زندگیمان هم تلاش نمیکنیم.
بنابراین خوب است ابتدا سعی کنیم چشممان را به روی عادتهای خوب و بد خودمان و دیگران بازتر کنیم.
فهرست عادت های خوب و بد
بهترین روش برای اینکه ذهنمان به عادتها حساس شود و عادتهای خود و دیگران را بهتر ببینیم و کشف کنیم، این است که با یکدیگر از عادتهایمان حرف بزنیم: از عادتهای مطالعه تا عادت های رانندگی؛ از عادتهای صبحگاهی تا عادتهای شامگاهی؛ از عادتهای هدیه دادن تا عادتهای ارسال پیامک؛ از عادتهای خرید تا عادتهای سفر.
مهم نیست چه نامی بر روی این عادتها میگذارید. شاید دوست داشته باشید برخی از این عادتها را «ویژگی های فرهنگی» بنامید (فرهنگ رانندگی، فرهنگ مهمانی رفتن، فرهنگ هدیه دادن). شاید هم ترجیح بدهید آنها را از جنس «تکنیک» فرض کنید (تکنیک کتابخوانی، تکنیک افزایش بهره وری و مانند اینها). اما هر چه هستند، مشخصهٔ اصلی عادت را دارند: عادی شدهاند و بیآنکه متوجه شوید (شویم)، انجامشان میدهید (میدهیم).
ما دربارهٔ هر موضوع، مطلب مستقلی در نظر گرفتهایم و فضایی برای بحث و تبادلنظر ایجاد کردهایم. به این شکل، فهرستی از عادت های خوب و بد در هر موضوع شکل میگیرد. فقط به این نکته توجه کنید که دربارهٔ همهٔ عادتها نمیتوان قضاوت ارزشی داشت.
شاید بیشتر مردم عادت به نرمش صبحگاهی را یک عادت خوب بدانند و عادت به حرف زدن پشت سر دیگران را زشت و ناپسند محسوب کنند (در این موارد گاهی حتی اصطلاح آداب یا اتیکت برای چنین عادتهایی بهکار میرود). اما عادتهای بسیاری وجود دارند که از این جنس نیستند و به سادگی ارزشگذاری نمیشوند. تفاوت در سلیقه، فرهنگ، سبک زندگی، نوع روابط و طبقهٔ اجتماعی ممکن است باعث شود عادتی که یک نفر مناسب میبیند، از نظر فرد دیگری ناپسند بیاید. علاوه بر این، قضاوت دربارهٔ کارآمد و ناکارآمد بودن عادتها هم متفاوت است. کافی است دربارهٔ عادت زود بیدار شدن یا شب بیدار ماندن با چند نفر صحبت کنید. خواهید دید عادتی که یک نفر موثرترین و مفیدترین عادت زندگیاش، میداند از نظر فرد دیگر یک عادت کاملاً نادرست و حتی احمقانه است.
بنابراین در برخی موضوعات باید به دوستانمان ساده بگیریم و آماده باشیم چیزهایی بخوانیم و حرفهایی بشنویم که شاید با الگوی فکری ما همخوان نباشد.
منبع: متمم