کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند و به دفعات به این حربه روی می آورند. واقعیت این است که کودکان، دروغ گوهایی ماهر هستند. کانگ لی، در سخنرانی اش، ما را با ساز و کار دروغ گویی در کودکان و روش های شناسایی آن آشنا می کند.
باورهای رایج اشتباه درباره دروغ گویی در کودکان
در همین ابتدا می خواهم سوالی بپرسم. آیا، در دوران کودکی، دروغ گفته اید؟ در صورتی که پاسختان مثبت است، دست هایتان را بالا ببرید. فوق العاده است. شما صادق ترین گروهی هستید که تا به حال دیده ام. در ۱۰ سال اخیر، به بررسی و مطالعه روند یادگیری دروغ گویی در کودکان مشغول بودم و امروز، قصد دارم تعدادی از کشفیاتم را با شما به اشتراک بگذارم.
اما، اول از همه، می خواهم داستان یکی از دوستانم را که مدیر مدرسه ابتدایی است، برایتان بازگو کنم. روزی، آقای مسینا، تماسی تلفنی دریافت می کند. تماس گیرنده به او می گوید که پسرش، جانی، مریض است و نمی تواند آن روز به مدرسه بیاید. مدیر از تماس گیرنده نامش را می پرسد و تماس گیرنده در پاسخ می گوید «من پدرم هستم!»
طی پژوهشمان، یک بازی حدس زنی را با کودکان اجرا می کنیم. از کودکان می خواهیم تا عددهای روی کارت ها را حدس بزنند. در ادامه، به کودکان می گوییم که اگر برنده بازی شوند، جایزه فوق العاده ای در انتظارشان خواهدبود. در اواسط بازی، به بهانه ای ساختگی از اتاق خارج می شویم. قبل از خارج شدن، متذکر می شویم که نباید به کارت ها دست بزنند. دوربین های مخفی ای در اتاق قرار دارند که همه حرکات این کودکان را ثبت می کنند. از آنجا که میل به برنده شدن در کودکان بسیار قدرتمند است، بیش از ۹۰ درصد از آن ها، به محض خروج ما از اتاق، به کارت ها دست می زنند و اعداد ثبت شده روی آن ها را نگاه می کنند.
مساله مهم زمانی است که به اتاق بر می گردیم و از کودکان می پرسیم آیا در غیابمان به کارت ها دست زده اند و مخفیانه اعداد نوشته شده روی آن ها را دیده اند یا خیر. به نظر شما، کودکان به کارشان اعتراف می کنند و یا دروغ می گویند؟
یافته ها نشان می دهند که ۳۰ درصد از کودکان در این باره دروغ می گویند و ۷۰ درصد به اشتباهشان اقرار می کنند. این آمار برای کودکان سه ساله ۵۰ درصد در مقابل ۵۰ درصد است. اما آمار نشان می دهد که در این مورد، بیش از ۸۰ درصد از کودکان چهارساله به ما دروغ گفته اند؛ پس همان طور که می بینید، دروغ گویی یکی از بخش های عادی فرایند رشد است و برخی از کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند.
چرا تنها برخی از کودکان کم سال تر دروغ می گویند؟ در آشپزی، برای پختن غذایی خوب به مواد اولیه خوب نیاز داریم. دروغ خوب هم به دو ماده اولیه کلیدی نیاز دارد. نخستین ماده اولیه کلیدی توانایی ذهن خوانی است. ذهن خوانی در فرایند دروغ گویی از اهمت فراوانی برخوردار است؛ زیرا دروغ گویی بر این گزاره مبتنی است: «من می دانم که تو چیزی را که من می دانم نمی دانی».
دومین ماده اولیه کلیدی دروغ گویی خودکنترلی است. منظور از خودکنترلی توانایی کنترل گفتار، حالات چهره و زبان بدن است. یافته های ما نشان می دهند کودکانی که از توانایی ذهن خوانی و خودکنترلی بیشتری برخوردار هستند، در سنین پایین تر شروع به دروغ گویی می کنند و دروغ هایشان نیز پیچیده تر است. این دو ماده اولیه از جمله عوامل مهمی هستند که بر عملکرد ما در اجتماع نیز تاثیر مثبت می گذارند.
آیا به نظرتان کودکان دروغ گوهای خوبی نیستند و می توانید به راحتی دروغشان را تشخیص بدهید؟ پس بیایید امتحان کنیم. ابتدا، دو ویدئو برایتان پخش می شود. در این دو ویدئو دو کودک به سوال پژوهشگر جواب داده اند. سوال از این قرار است: «آیا پنهانی پشت کارت را نگاه کردی؟» تلاش کنید تا تشخیص بدهید کدام کودک دروغ می گوید و کدام یک پاسخش برمبنای حقیقت است؟
خب، اگر فکر می کنید کودک ویدئوی شماره یک دروغ می گوید، دستتان را بالا ببرید. حالا همین درخواست را درباره کودک ویدئوی شماره دو دارم.
خیلی خب، راستش را بخواهید، حدس اکثرتان اشتباه بود. به نظر می رسد بسیاری از شما توانایی چندانی در تشخیص دروغ گویی کودکان ندارید. ما این آزمایش را با بزرگ سالان مختلفی از دانشجویان رشته حقوق و فارغ التحصیلان مقاطع کارشناسی رشته های مختلف که تجربه چندانی از معاشرت با کودکان نداشتند و مددکاران اجتماعی و پرستاران که با کودکان و رفتارهایشان بیشتر آشنا هستند تکرار کردیم. نتایج آزمایش در همه موارد یکسان و مشابه نتیجه آزمایش فعلی مان در این سالن بود. حتی نتیجه تشخیص، افسران پلیس، قضاوت و از آن مهم تر، والدین هم درست نبود.
چرا تشخیص دروغ گویی کودکان تا این حد دشوار است؟ حالت چهره کودکان هنگام دروغ گفتن معمولا خنثی است. اما پشت این چهره خنثی غلیان احساسات و هیجان در جریان است. احساس ترس، گناه، خجالت و حتی شاید اندکی سرخوشی ناشی از دروغ در پس حالت خنثی چهره کودکان پنهان شده است.
در پنج سال اخیر، تلاش های زیادی کردیم تا راهی برای آشکارسازی این احساسات پیدا کنیم. می دانیم که زیر پوست صورتمان شبکه ای غنی از رگ های خونی وجود دارد. هنگامی که احساسات مختلف را تجربه می کنیم، جریان خونمان دچار تغییراتی ظریف می شود. یک سامانه خودکار مسئول پیاده سازی این تغییرات است. این سامانه خارج از کنترل آگاهانه مان قرار دارد.
با بررسی تغییرات جریان خون در صورت می توانیم احساسات انسان ها را تشخیص دهیم. متاسفانه، این تغییرات چنان ظریف هستند که تشخیص آن ها با چشم غیرمسلح ممکن نیست. برای رفع این مشکل، اقدام به طراحی و تولید فناوری جدیدی در حوزه تصویربرداری با نام «تصویربرداری نوری بین پوستی» کردیم.
این فناوری ارزان، غیرتهاجمی و در دسترس است.
نتایج نشان داد که جریان خون زیر پوست گونه های انسان ها، هنگام دروغ گفتن، کاهش می یابد. در این شرایط، جریان خون زیر پوست بینی افزایش می یابد. نام بامسمای «اثر پینوکیو» را برای این تغییرات انتخاب کردیم.
در حال حاضر، این فناوری در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و به احتمال زیاد کاربردهای زیادی خواهدداشت که در این لحظه به ذهنمان هم خطور نمی کنند. اما من از یک چیز مطمئن هستم. در آینده، دروغ و دروغ گویی هم تغییر خواهدکرد.
برای ارسال نظر کلیک کنید
▼