داشتن ازدواج موفق، نکاتی که زوجین نمیدانند!
خانواده هر دو نفر از نظر فرهنگی و سنت های رایج نزدیک به هم باشند.
هر دو نفر استقلال رأی داشته باشند؛ یعنی شخصاً در امور زندگی تصمیم بگیرند نه با دهن بینی و تقلید از دیگران.
-خانواده هر دو نفر از نظر فرهنگی و سنت های رایج نزدیک به هم باشند.
-تا سر حد امکان ، وضعیت مالی دو خانواده متناسب با یکدیگر باشد.
-اگر هر دو نفر اهل یک شهر نیستند حداقل در سایر زمینه ها و آداب و رسوم نزدیک به هم باشند.
-دیدگاه های دو خانواده از نظر مذهبی - سیاسی - اجتماعی و معاشرت نزدیک به هم باشند.
-در خانواده دو طرف پدر سالاری یا مادر سالاری به صورت مطلق وجود نداشته باشد.
-تناسب جسمی - شکل - قیافه و اندام هر دو نفر به هم نزدیک باشد تا حدی که تفاوت های موجود خیلی چشمگیر نباشد.
-از نظر سن و سال متناسب باشند و به اصطلاع عامه «به هم بیایند».
-از نظر میزان تحصیلات، اختلاف فاحش نداشته باشند.
-در انتخاب محل سکونت یا محل کار اختلاف سلیقه نداشته باشند.
-از نظر طرز تفکر و اندیشه اجتماعی به هم نزدیک باشند.
-دیدگاهشان نسبت به زندگی یکسان باشد.
-تفاوت های شخصیتی و خصوصیت های رفتاری فاحشی نداشته باشند.
-تا آنجا که مقدور است بهره هوشی آنها نزدیک به هم باشد.
-دارای دیدگاه های سیاسی گرایش های اعتقادی و افق های فکری نزدیک به هم باشند.
-از نظر تفکرات مذهبی در دو قطب مخالف هم نباشند که این مورد بسیار مسئله ساز است.
داشتن اختلافاتی در موارد اشاره شده گرچه زندگی را سخت می کند و امکان تفاهم را به حداقل می رساند ولی به شرطی که طرفین اهل تغییر، رشد، تکامل و پیشرفت باشند، همزیستی را غیر ممکن نمی سازد.کسانی که در زندگانی خویش درجا می زنند و به فکر پیشرفت نبوده و اهل تغییر و تحول نیستند باید سعی کنند ، همسری که با او اختلافات طبقاتی و فرهنگی زیادی دارند انتخاب نکنند .آموخته های طول زندگی را می توان تغییر داد زیرا همه آنها اکتسابی هستند و کافی است غلط بودنش به فرد ثابت شود تا میل به تغییر آنها فزونی یابد ولی عوامل روان شناختی و ساختاری شخصیت افراد را به سختی می توان تغییر داد. تغییر این گونه عوامل و مواردی که در شخصیت آدمهاست در صورتی حاصل می شود که هر دو طرف قبول کنند وجود تفاوت های فاحش مسئله ساز است، پس شخص باید تغییر کند .
-خانواده هر دو نفر از نظر فرهنگی و سنت های رایج نزدیک به هم باشند.
-تا سر حد امکان ، وضعیت مالی دو خانواده متناسب با یکدیگر باشد.
-اگر هر دو نفر اهل یک شهر نیستند حداقل در سایر زمینه ها و آداب و رسوم نزدیک به هم باشند.
-دیدگاه های دو خانواده از نظر مذهبی - سیاسی - اجتماعی و معاشرت نزدیک به هم باشند.
-در خانواده دو طرف پدر سالاری یا مادر سالاری به صورت مطلق وجود نداشته باشد.
-تناسب جسمی - شکل - قیافه و اندام هر دو نفر به هم نزدیک باشد تا حدی که تفاوت های موجود خیلی چشمگیر نباشد.
-از نظر سن و سال متناسب باشند و به اصطلاع عامه «به هم بیایند».
-از نظر میزان تحصیلات، اختلاف فاحش نداشته باشند.
-در انتخاب محل سکونت یا محل کار اختلاف سلیقه نداشته باشند.
-از نظر طرز تفکر و اندیشه اجتماعی به هم نزدیک باشند.
-دیدگاهشان نسبت به زندگی یکسان باشد.
-تفاوت های شخصیتی و خصوصیت های رفتاری فاحشی نداشته باشند.
-تا آنجا که مقدور است بهره هوشی آنها نزدیک به هم باشد.
-دارای دیدگاه های سیاسی گرایش های اعتقادی و افق های فکری نزدیک به هم باشند.
-از نظر تفکرات مذهبی در دو قطب مخالف هم نباشند که این مورد بسیار مسئله ساز است.
داشتن اختلافاتی در موارد اشاره شده گرچه زندگی را سخت می کند و امکان تفاهم را به حداقل می رساند ولی به شرطی که طرفین اهل تغییر، رشد، تکامل و پیشرفت باشند، همزیستی را غیر ممکن نمی سازد.کسانی که در زندگانی خویش درجا می زنند و به فکر پیشرفت نبوده و اهل تغییر و تحول نیستند باید سعی کنند ، همسری که با او اختلافات طبقاتی و فرهنگی زیادی دارند انتخاب نکنند .آموخته های طول زندگی را می توان تغییر داد زیرا همه آنها اکتسابی هستند و کافی است غلط بودنش به فرد ثابت شود تا میل به تغییر آنها فزونی یابد ولی عوامل روان شناختی و ساختاری شخصیت افراد را به سختی می توان تغییر داد. تغییر این گونه عوامل و مواردی که در شخصیت آدمهاست در صورتی حاصل می شود که هر دو طرف قبول کنند وجود تفاوت های فاحش مسئله ساز است، پس شخص باید تغییر کند .
منبع:
روزنامه آرمان