1760
کد: 28964
19 فروردين 1397 - 11:39
نشست نقد و بررسی کتاب "کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان" نوشته سعید ناجی با حضور دکتر شیخ رضایی مدرس فلسفه و عضو شورای کتاب کودک و دکتر یحیی قائدی مدرس دانشگاه تربیت معلم و جمعی از علاقمندان و دانشجویان فلسفه عصر سه شنبه 26 آبان در خبرگزاری مهر نقد و بررسی شد.

مهر: شرکت‌کنندگان در نشست نقد و بررسی کتاب "کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان" در خبرگزاری مهر بر اهمیت تفکر انتقادی در مهارتهای فلسفه برای کودکان تأکید کردند.

نشست نقد و بررسی کتاب "کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان" نوشته سعید ناجی با حضور دکتر شیخ رضایی مدرس فلسفه و عضو شورای کتاب کودک و دکتر یحیی قائدی مدرس دانشگاه تربیت معلم و جمعی از علاقمندان و دانشجویان فلسفه عصر سه شنبه 26 آبان در خبرگزاری مهر نقد و بررسی شد.

ناجی در ابتدای این نشست با اشاره به نظریات لیپمن به عنوان پیشگام و مجری فلسفه برای کودکان، تصریح کرد: در جهان، آموزش و پرورش مشکلات زیادی دارد اما کسی فکر اساسی نمی‌کند و تغییرات جزئی به جای پرداختن به مسائل اصلی مهمترین نقیصه آموزش و پرورش ماست.

 

وی ارائه راهکار جدید برای تغییر بنیادین و ایجاد تغییرات مبنایی و نه جزئی در نظام آموزش و پرورش جهان  را هدف اصلی فعالان برنامه فلسفه برای کودکان خواند و گفت: این گروه معتقدند که به جای اینکه نتایج دستاوردهای دانشمندان را به کودکان بیاموزیم باید به کودکان کمک کنیم که خود کشف کنند و دانشمند شوند.

ناجی با اظهار نگرانی از برچیده شدن تدریجی تفکر، تصریح کرد: ما دچار تبلیغات رسانه‌ها، کارخانه‌های و حتی دانشمندان شده‌ایم و هرچه را آنها بگویند باور می‌کنیم در حالیکه کودکان باید تفکر را بیاموزند تا خود داوری کنند که چه چیزی درست و یا اشتباه است. این سطحی‌نگری که در کل جهان ایجاد شده تنها با تعقل و تفکری که به بچه ها می آموزیم برچیده می‌شود.

در ادامه این نشست، دکتر یحیی قائدی ضمن تقدیر از تلاش نویسنده، کتاب" کندودکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان" را بسیار مفید خواند و با تأکید بر تفکر انتقادی که فلسفه برای کودکان مبتنی بر آن است، گفت: در جهانی که در گذشته سیاستمداران، والدین و ... می‌توانستند با ابزارهایی جامعه و از جمله کودکان را کنترل کنند، در حال حاضر این ابزارها کارآمد نیست و ما نیاز به ابزار و معیار و قدرت داوری هستیم.

وی با اشاره به رویکرد موجود در فلسفه برای کودکان (p4c) تصریح کرد: من از گذشته خیلی موافق نبودم که رویکرد متمایزی از این رویکرد موجود (p4c )پدید آمده باشد و هرچه مطالعه می‌کنم به جز اصطلاح فلسفه با  یا برای کودکان رویکرد متمایزی پیدا نمی‌کنم در حالیکه نویسنده اصرار دارد که دو رویکرد متمایز وجود دارد.

مدرس دانشگاه تربیت معلم، نسخه‌ای دانمارکی فلسفه برای کودکان را فاقد چارچوبهای نظری و فلسفی دانست و گفت: هنوز رویکرد متمایزی ارائه نشده ضمن اینکه این دو چارچوب نظری و فلسفی ندارند.

دکتر قائدی دو اشکال را به کتاب " کندودکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان " وارد دانست و گفت: اول اینکه اسکار برینیفیر و لیپمن درک ناقصی از فلسفه برای کودکان دارند و دوم نویسنده در گفتگو با مصاحبه‌شوندگان چالش نکرده است.

سعید ناجی در پاسخ به نقد دکتر قائدی بر متفاوت بودن(p4c) و(pwc) تأکید کرد: تنها اشتراک شاخه‌های مختلف فلسفه برای کودکان" حلقه کندوکاو" است و عموماً در کشورهای اروپایی و استرالیا کتابهای درسی لیپمن که شامل چندین کتاب از دبستان تا دبیرستان است، پذیرفته نشده و کتابهای دیگری به عنوان فوق برنامه استفاده می‌شود. بعد از گفتگوهایی که با پیشگامان فلسفه برای کودکان در سایت مربوطه داشتم طرفداران آن‌دو باهم بحث کردند و در نهایت طرفداران(pwc) نظرشان راتعدیل کردند و گفتند از این به بعد واژة (pw/4c) را می‌خواهند استفاده کنند.

وی تصریح کرد: بسیاری در کشورهای مختلف با جزئیاتی از سخنان لیپمن مخالف هستند و برخی تصور می‌کردند که اسکار برینیفیر با لیپمن صد درصد مخالف است در حالیکه اسکار خود به من گفت: در کارگاه آموزشی که لیپمن داشت، اجرایش اشکال داشت. ولی با اساس کار او مخالف نیست.

ناجی عدم به چالش کشیدن پیشگامان فلسفه برای کودکان را نامناسب بودن گفتگوی اینترنتی خواند و گفت: وقتی سؤالاتی از این قبیل از آنها پرسیده می‌شود از طریق اینترنت به‌راحتی قابل پیگیری نیست.

دکتر شیخ رضایی در این نشست ضمن قدردانی از سعید ناجی به دلیل تلاش در گسترش برنامه فلسفه برای کودکان، این برنامه را حلال مشکلات ندانست بلکه لازمه حل مشکلات خواند و تأکید کرد: من از اینکه این برنامه دچار همان مشکلی شود که فلسفه با آن روبرو شد احساس خطر می‌کنم. تعداد زیادی دانشجو و استاد در کشور ما وجود دارد که فکر می کنند فلسفه حلال مشکلات ماست در حالیکه این تصور اشتباه است. فلسفه و برنامه فلسفه برای کودکان حلال مشکلات نیست بلکه لازمه حل مشکلات ماست.

وی بر اجرای تدریجی برنامه فلسفه برای کودکان تأکید کرد و افزود: این تهدید وجود دارد که قبل از اینکه روح این برنامه درک شود، این برنامه از هدف اصلی خود منحرف شود. تفکری در کشور ما و کشورهای مشابه ما وجود دارد ناظر بر اینکه هر کسی که هر چیزی می‌گوید متفکران ما قبلاً بهترش را گفته اند در حالیکه این ادعا درست نیست و بسیاری از مسائل از بنیاد با هم متفاوت است و یا پیوند زدن دو چیز که از بنیاد متفاوت است ما را دچار مشکل خواهد کرد.

این مدرس دانشگاه، فلسفه برای کودکان را یکی از شاخه‌های عمومی کردن فلسفه دانست و گفت: اجرای این برنامه بسیار دشوار است چراکه با این کار منابع اقتدار(معلم، والدین، سیاستمداران، جامعه و...) به چالش کشیده می‌شوند. اجرای این کار ممکن نیست مگر اینکه قبلاً تغییراتی در نگرشهای روان‌شناختی ما ایجاد شود.

شیخ رضایی در ادامه تأکید کرد: ما در فضایی بحث می‌کنیم که این فضا آماده است بگوید آن طرف ایران همه چیز خراب است و حالا ما باید از صفر شروع کنیم. با اینکه نظام آموزش و پرورش جهان دچار مشکل است، اما نباید پیشرفتهای آن را نادیده گرفت. ما به یک نظام آموزش و پرورش جا افتاده و حتی با ملاکهای امروزی نیاز داریم که در خودش خود را اصلاح کند. در کشوری که هنوز نظام آموزش و پرورش جامعی در آن شکل نگرفته است باید از به کار بردن مفاهیم انقلابی پرهیز کنیم.

عضو شورای کتاب کودک، به کتابهای کار که در حوزه فلسفه برای کودکان منتشر شده اشاره کرد و گفت: ادبیت و فرم هنری این کتابها بسیار پایین است. آیا نمی‌توان کتابهای کاری داشته باشیم که ارزشهای ادبی و هنری هم داشته باشد؟

شیخ رضایی ادبیات و هنر تصویرگری را مهمترین ابزار در آموزش فلسفه برای کودکان دانست و گفت: سیستم شناختی ما از ادبیات و روایت که مبتنی بر زمان است بسیار متفاوت است با درک ما از تصویر که هم زمانی است. رسانه اصلی ما الان ادبیات است و فعالان این عرصه باید دانش کافی در حوزه ادبیات کودک داشته باشند.

وی بر تألیف و ترجمه آثار فلسفی که غنای هنری و ادبی نیز دارند تأکید کرد و افزود: کتابهای تصویری کتابهایی هستند که با حذف تصویر متن ناقص و غیرقابل فهم می‌شود بنابراین باید در ابتدا به نویسندگانی که در حوزه ادبیات کودک کار می‌کنند اصول برنامه فلسفه برای کودکان را آموخت تا کتابهای کار و منابع تدریس ایجاد شود.

عضو شواری کتاب کودک با اشاره به بحث بومی کردن گفت: ما یک مسئله داریم و می خواهیم مهارتهایی را به بچه ها یاد بدهیم و وقتی مهارتها ارائه شد به صورت ناخودآگاه ممکن است رنگ و بوی ایرانی بگیرد و بومی شدن در جریان کار ایجاد می شود.

سعید ناجی در پاسخ به سخنان دکتر شیخ رضایی تصریح کرد: اگر فلسفه به عنوان فکر کردن در نظر بگیریم مهمترین چیزی است که نیاز داریم. ما به تدریج تفکر و تأمل را در زندگی مدرن از دست داده ایم البته برای ریاضیات و فیزیک و ... نه. اما تفکر را در زندگی از دست داده ایم. بنابراین فلسفه اگر نجات بخش نباشد اما حداقل برای زندگی لازم است.

نویسنده کتاب "کندوکاوفلسفی برای کودکان و نوجوانان" بر اصلاح کلی و نه جزیی نظام آموزش و پرورش تاکید کرد و گفت: وقتی این تفکر وجود دارد که نه تنها دانش آموز که دانشجو نیز نمی تواند برای خود فکر و نظر داشته باشد چه طور می توانیم با این نگرش تفکر کردن را بیاموزیم. پس مسئله اینجاست که ساختار و مبانی نظام آموزش و پرورش را یکباره باید زیر ذره بین بگذاریم تا ببینیم مشکل از کجاست؟ البته نظام آموزش و پرورش کل جهان دچار مشکل است، به همین دلیل اندیشمندان به دنبال حل آن هستند و هر سال چهار کنفرانس بین المللی در این زمینه برگزار می شود.

ناجی با اشاره به 9 آسیبی که متوجه اجرای برنامه فلسفه برای کودکان است، گفت: درست است که فلسفه برای کودکان به بچه ها امکان سئوال کردن می دهد، اما در کنار انتقاد از دیگران خود انتقادی نیز دارد و این خود انتقادی در کودکان تامل ایجاد می کند و راهی به بچه ها یاد می دهد تا تمام مشکلات شان را به نحوی حل کنند.

به گمان من این فکر که فلسفه برای کودکان منابع اقتدار به چالش می‌خواند فکری است نادرست و به جهت شناخت ناقص از فلسفه برای کودکان به وجود می‌آید. دقیقا مثل این است که بگوییم آموختنِ خواندن و نوشتن، حساب و ریاضی به کودکان ونوجوانان، منابع اقتدار را به چالش خواهد کشید. البته قبول دارم که یادگیری حساب و خواندن و نوشتن، به کودکان و نوجوانان کمک می‌کند در جاهای مختلف از حق خود دفاع کنند و مثلا نگذارند بقال سر محله موقع جمع زدن قیمت کالاهایی که خریده‌اند سرشان کلاه بگذارد یا مثلا بعدها در ادارات مثلا در شهرداری، با نامه نگاریهای خود از حق خود دفاع کنند. این به معنای یافتن روحیه تهاجمی یا تخریب منابع اقتدار نیست. آنها با یادگیری حساب، تنها مواظب حق و حقوق خود هستند. اتفاقا این نوع آموزش، از بسیاری از منازعات اضافی جلوگیری خواهد کرد و در اصل به موجب ایجاد چالش و درگیری نیست.

در مورد فلسفه برای کودکان هم دقیقا این حکم صادق است. اگر به کودکان منطق و گفتگو یاد بدهیم، اگر به کودکان تعمق یاد بدهیم، اگر به کودکان یاد بدهیم از مغالطات اجتناب کنند، اگر به کودکان یاد بدهیم به زندگی خود غنا ببخشند، آنوقت چه اتفاقی محتمل تر است؟ چالش یا رفع چالش ها؟ بنده که فکر میکنم رفع چالش ها بسیار محتمل تراست و تجربه هم همین را نشان میدهد. کودکان ونوجوانان با طرح منطقی خواسته ها و علایقشان طالب آنها خواند شد نه با جنگ و دعوا .

از سوی دیگر مگر هم اکنون بین والدین به عنوان یکی از این منابع اقتدار  و نوجوانان این چالش وجود ندارد. اگر بگوییم وجود ندارد خودمان را گول زده ایم و موجب خشونت در لایه های پنهان جوامع ما میگردد. این چالش ها وجود دارد اما درلایه های بسیار سطحی اندیشه و تفکر. یعنی اگر چالشی از طرف جوان و نوجوان هست منطق ، اندیشه و تاملی  در آن حاکم نیست واگر هست بسیار کم است. در حالت خوشبینانه، کاری که انها عملا انجام میدهند اینست که یکسری فرضیات غلط را با یکسری فرضیات غلط دیگر نقد یا جایگزین میکنند. اما اگر به آنها منطق ، اجتناب از مغالطات و تعمق یاد بدهیم، آنها که بی دلیل و تنها با فرضیات غلط عقاید والدین و سایر منابع قدرت را به چالش میکشیدند دیگر اینکار راانجام نخواهند داد بلکه ابتدا در صدد فهم عقاید آنها برخواهند آمد، به این دلیل که یادگرفته اند نسبت به بافت و زمینه حساس باشند. سپس اگر نقدی هم داشته باشند کاملاً بر اساس منطق و مفروضات قابل قبول انجام خواهند داد، نه بر اساس حدسیات، شنیده ها ، یا تبلیغات.

پس از نظر بنده فلسفه برای کودکان آمده است اینگونه چالش ها را به حداقل برساند نه اینکه آنها را تشدید کند. همچنین فلسفه برای کودکان، به مردم یاد میدهد که در ارتباطاتشان با دیگران به جای روشهای خشن و درگیری از گفت‌وگو بهره ببرند. آنها سعی میکنند در حل تمام مسائلشان  به گفتگو متمسک شوند. لذا دقیقا به همین دلیل است که  درمدارسی که این برنامه اجرا شده، میزان خشونت به شدت کاهش یافته است. واصلا یکی از دلایلی که دولتمردان کشورهای غربی، که منابع اقتدارمحسوب میشوند، به این برنامه توجه کرده اند امکان تقلیل خشونت بواسطه این برنامه است.

وی با بیان اینکه باید انقلاب پارادایمی در آموزش و پرورش به وجود آید، افزود: نظام آموزش و پرورش در جهان و ایران طبق تعریفی که سال ها پیش از کودک شده، شکل گرفته و آن تعریف این است که کودکان را انسان های بسیار ضعیفی می دانستند که از نظر ضعف آن قدر پایین هستند که به مانند حیوانات قادر به تفکر نیستند در حالیکه الان این تعریف فرق کرده و کودک را از نظر استعداد بسیار غنی تر از بزرگسالان می دانند. پس وقتی می خواهیم این پیش فرض را تغییر دهیم همه چیز خود به خود تغییر پیدا می کند.

وی افزود: اگر بخواهیم اصلی ترین مؤلفه یک نظریه را تغییر دهیم، انقلاب پارادایمی صورت می گیرد. اگر تعریف اساسی از کودک تغییر کند کل سیستمی که مبتنی بر آن تعریف است نیز تغییر می کند و حلقه های کندوکاو مبتنی بر این است که کودکان خود می توانند آنچه را که می خواهیم به آنها بیاموزیم استخراج کنند.

ناجی در پایان با پذیرش نقد دکتر شیخ رضایی، غنای ادبی، روان شناختی و فلسفی را سه ضلع اصلی مثلث کتابهای داستانی فلسفه برای کودکان عنوان کرد و ارزیابی اصلی این داستان  ها را مبتنی بر ارزیابی برآیند این 3 مورد دانست.

دکتر قائدی نیز در پاسخ به نقد شیخ رضایی، نارضایتی در آموزش و پرورش در جهان را نسبی خواند و گفت: اساساً قرار نیست کار انقلابی در فلسفه برای کودکان صورت گیرد و باید اصلاح و تغییر اتفاق بیفتد.

وی افزود: قطعاً تصویر کودک در دوره های مختلف متفاوت است و امروز نمی شود با تصویر کودک حتی دیویی کودک امروزی در آمریکا را تربیت کرد و تصویری جدید نیازمندیم. در دنیا با آموزش فلسفه برای کودکان دو برخورد صورت گرفته؛ برخی کشورها با آن به عنوان فوق برنامه نگاه کردند و رویکرد دیگر که لیمپن دارد این است که این رویکرد بتواند جایگزینی برای نظام آموزشی باشد و به نظر من اثربخشی رویکرد دوم بیشتر است، اما برای ایران هنوز اجرای برنامه فلسفه برای کودکان بسیار زود است.

دکتر قائدی تاکید کرد: تا این برنامه درک نشود و بنیانهای نظری آن بیان نشود، نمی توان آن را به یکباره اجرایی و بومی کرد، اما متاسفانه برخی متوجه نیستند و با عجله در برخی مدارس کارهایی می کنند در حالی که اجرای این برنامه پیش فرض و زمینه می خواهد، چون با این کار منابع اقتدار به شدت حساس است و کودک ارزش های جامعه، والدین، مربی و ... را مورد سئوال قرار می دهد. با این اوضاع اجرای عجولانه این برنامه به قربانی شدن آن و یا عکس آن منجر می شود.

وی کاربردی کردن دانش را بسیار مهم خواند و گفت: مثنوی معنوی بسیار زیبا است، اما به کار گیری آن در مدرسه، خانه و سیستم آموزشی مهم است.

مدرس دانشگاه تربیت معلم هدف اصلی روایت خوانی را ایجاد ابهام برای کودک عنوان کرد و گفت: به دلیل پیشینه ادبی قوی که داریم می توانیم از ادبیات خود در فلسفه برای کودکان بهره ببریم.

قائدی فلسفه برای کودکان را ثمره تحولاتی دانست که در نوع تعریف و نگرش دانشمندان نسبت به کودک ایجاد شده و در عین حال تأکید کرد: هرچه در گذشته بوده یکسره باطل نیست بلکه متناسب با آن شرایط بوده است. علم در آموزش فلسفه برای کودکان تعطیل نیست و در پس همه اینها اگر فلسفه باشد، فکر پرورش پیدا می کند و اگر نباشد ما تنها ناقل معلومات هستیم.

قائدی تفاوت لیمپن و ساتکلیف را اساسی خواند و گفت: با اینکه در فلسفه برای کودکان، فلسفه ورزی اساس است اما پرس، ساتکلیف، لاریس و... نتوانستند مهارت تازه ای را بیاورند و تنها در محتوا متفاوت هستند.

وی بر بنیادهای نظری فلسفه برای کودکان تأکید کرد و گفت: پراگماتیزم یکی از پایه های فلسفه برای کودکان است اما کودک لیمپن، کودک دیویی نیست و روش لیمپن روش حل مسئله دیویی نیست. همه می دانیم که سیستم آموزش و پرورش ضعف دارد و همه به دنبال راه حل روشهای مختلفی را بیان کرده اند که الان مهمترین آن روش لیمپن است و فلسفه برای کودکان تنها یک مهارت نیست بلکه یک جنبش است. علرغم تمام انتقاداتی که به آن است این روش در 120 کشور به صورت نظری و در 102 کشور اجرا می شود.

کتاب "کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان" در قالب گفتگو با پیشگامان فلسفه برای کودکان از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است.

 

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: