مامان، چرا آسمون آبیه؟

سوال پرسیدن یکی از بخشهای مهم رشد کودک است اما والدین چگونه باید با آن برخورد کنند؟ به راستی این سوالها و پاسخ دادن به آنها چه اندازه اهمیت دارد و بر رشد او موثر است؟
نی نی بان: سوال پرسیدن یکی از بخشهای مهم رشد کودک است اما والدین چگونه باید با آن برخورد کنند؟
آیا من را از اسباب بازی فروشی خریدی؟ چرا آن مورچهها سیاه هستند؟ کرم چه چیزی میخورد؟ ستارهها چه هستند؟ دایناسورها کجا زندگی میکنند؟
زمانی که پسر من 3 ساله شد، سوال پرسیدن را آغاز کرد. در ابتدا من نسبت به سوالهای که او میپرسید کنجکاو بودم و تمام آنها را با اشتیاق پاسخ میدادم، آن هم با جزییات. اما به سرعت فهمیدم که سوالات او همیشه آن طور که به نظر میآیند، نیستند و جواب دادن آنها نیز ساده نیست.
این دقیقا لحظهای بود که من از خودم پرسیدم، به راستی این سوالها و پاسخ دادن به آنها چه اندازه اهمیت دارد و بر رشد او موثر است؟ آیا من با پاسخهای سادهای که به او میدهم، او را تشویق به سکوت میکنم؟ آیا زمانی که میگویم جواب سوالی را نمیدانم یا وقت صحبت درباره آن را نداریم، کنجکاویاش را از بین میبرم؟
بعضی از سوالهایی که کودکم میپرسد، بیمعنی و خنده دار است طوری که احساس میکنم جواب دادن به آنها نیز مسخره است. بعضی دیگر معمولیاند و هیچ پاسخی برای آنها نمیتوانم پیدا کنم. تعدادی از آنها را تنها برای این که پسرم دوباره از من نپرسد، جواب میدهم. اما آیا من با این روش به او وکنجکاویاش آسیب خواهم زد؟
نکته اصلی این جا است که کودکان مانند یک وسیله ارتباطی عمل میکنند. این راهی برای ارتباط برقرار کردن و ایجاد یک مکالمه با والدین است. به همین دلیل پاسخی که شما میدهید آنقدرها هم اهمیت ندارد. بعضی اوقات کافی است تنها بگویید: «سوال خوبی بود.»
درباره سوالهای جالب بهتر است توضیحی با جزییات بدهید. اما کودکان مانند بیشتر افراد دیگر، از پاسخهای کوتاه لذت میبرند و از سخنرانیهای طولانی مدت، کسل میشوند. کودکان 2 تا 7 ساله نمیتوانند به سادگی به چیزها از زاویه دیگری نگاه کنند. به همین دلیل پاسخ دادن به سوالات آنها با فرض، بیشتر آنها را سردرگم خواهد کرد. پاسخهای کوتاه بهترین انتخاب است و بهتر است حتی با تصویر توضیح داده شود.
جواب او را به صورت خلاصه برایش بگویید، حتی اگر جوابی کامل نبود. پاسخ دادن به سوالات شروع یک مکالمه است. برای مثال اگر کودکتان از شما پرسید «آیا من را از اسباب بازی فروشی خریدی؟» به او بگویید: «مادران کودکانشان را از آنجا نمیآورند. این خود شروع یک مکالمه بلند است. بنابراین بهتر است پاسخهای کوتاه دهید سپس منتظر سوالهای بعدی او باشید.
هر کسی، به خصوص کودکان، دوست دارد تا با تجربه و احساسات خود به جواب برسد. اگر کودکتان از شما سوالی پرسید، بهتر است آن را با تصویر برای او توضیح دهید. تصویر بسیار تاثیرگذارتر از لغات است.
اگر شما از این که در اطراف خیابان بچرخید تا پاسخی برای او پیدا کنید خسته شده اید، میتوانید از اینترنت کمک بگیرید. من اخیرا برای پاسخگویی به یکی از سوالهای کودکم، به سراغ اینترنت رفتم. «چرا نفس میکشیم؟» من قبلا این را برای او توضیح داده بودم و او گیج شد. بنابراین به سراغ اینترنت رفتم و عکس یک ریه و ویدیو نفس کشیدن را به او نشان دادم. زمانی که او آنها را دید گفت: «آهان! فهمیدم. حال به من خون را نشان بده.»
یکی از نگرانیهای من این است که اگر به او پاسخ درستی ندهم، او پس از مدتی من را منبع خوبی برای پاسخ دادن به جوابهای خود نمیبیند و دیگر از من سوال نمیپرسد. اگرچه بعدها فهمیدم که حتی اگر پاسخی کامل به او بدهم، باز همین اتفاق خواهد افتاد. چیزی که در اینجا اهمیت دارد رابطه من با او است، نه دانشام. هنگامی که او بزرگتر میشود، منابع بسیاری برای پاسخهایش پیدا خواهد کرد و دیگر از من اینهمه سوال نخواهد پرسید.
کودکان برای اجازه گرفتن نیز سوالات بسیاری میپرسند. پاسخی کامل دادن به این سوالات برای آنها از آنچه شما فکر میکنید، بیشتر اهمیت دارد. اگر شما به او اجازه صحبت درباره این موضوع را ندهید یا تنها به او بگویید «نه»، او هیچ دلیلی را برای نرفتن پیدا نمیکند و نمیتواند آن را با دوستانش در میان بگذارد.
شاید این بهترین فرصت برای شما باشد تا درباره موضوعاتی چون دزدی، تجاوز، آزار یا هر اتفاق دیگری که ممکن است در شب برای او بیافتد، صحبت کنید.