497
کد: 163685
11 دی 1396 - 17:07
همه حیوانات به خصوص انسان براساس (( سود و زیان )) حاصل از انجام کار تصمیم به انجام دادن یا ندادن آن کار می گیرند.
همه حیوانات به خصوص انسان براساس (( سود و زیان )) حاصل از انجام کار تصمیم به انجام دادن یا ندادن آن کار می گیرند و تقریبا نمیتوان انسان ها را برای همیشه به زور به انجام کاری وادار کرد.
انجام دادن یا ندادن کاری بستگی به (( میزان انگیزه فرد)) دارد.  این انگیزه زمانی به وجود خواهد آمد که (( سود )) بر (( ضرر)) فزونی یابد.
داشتن چنین تفکرات بی اساسی در تربیت کودک ( درس نخواندن ، سلام کردن و احترام گذاشتن به دیگران وظیفه کودک است ) باعث بالا رفتن سطح توقع والدین از کودک می شود و طبیعی است هنگامی که والدین ببینند کودک توقعات آنها را برآورده نمی کند خشمگین میشوند.
والدین به واسطه بروز همین خشم است که از تکنیک هایی همچون سرزنش و نصیحت و تحقیر و کتک ورا در تربیت استفاده میکنند.
فرض کنید به یک میهمانی دعوت شده اید. به طور معمول انتظار دارید دمای آن مکان 20 درجه سانتی گراد باشد و براساس همین انتظار لباس هایتان را انتخاب میکنید. پس از رسیدن به آنجا به ناگهان متوجه میشوید که دمای آنجا 5 درجه سانتی گراد است و احساس سرما و لرز همه وجودتان را فرا گرفته است.
طبیعی است که این اختلاف دمای 15 درجه حاصل اختلاف مابین (( انتظار )) و (( واقعیت )) موجود باعث بروز احساس خشم می شود. اما در صورتی که از قبل به ما اطلاع داده میشد که دمای آنجا 5 درجه سانتیگراد است طبعا متناسب با دمای 5 درجه لباس خود را انتخاب می کردیم و خشمی نیز در ما ایجاد نمی شد.
بنابراین با شناخت مراحل رشدی کودک این توانایی در ما ایجاد می شود که انتظارمان را با توانایی های کودک هم تراز کرده و از پرداختن به تکنیک های خشن خودداری کنیم.
حال تصور کنید در مقابل رودخانه خروشانی ایستاده اید و افرادی به زور شما را وادار کنند که از آن رودخانه عبور کنید.
بعید به نظر می رسد آنها بتوانند شما را وادار به این کار کنند ولی اگر در آن طرف رودخانه (( گنجی )) به شما نشان داده شود به هر سختی که باشد تلاش می کنید و خود را به هر آب و آتشی می زنید و بدون هیچ زور و اجباری خود را به آن طرف رودخانه می رسانید.
((گنج)) همان (( انگیزه )) ای است که باعث به وجود آمدن (( انرژی )) در ما شده . بنابراین نه تنها تفکر اینکه (( کودک وظایفی از پیش تعیین شده دارد )) صحیح نیست بلکه برای انجام کاری که مایلیم کودکمان انجام دهد باید برای او انگیزه ای ملموس ایجاد کنیم.
در ضمن به یاد داشته باشید کودک به دلیل نداشتن تفکر انتزاعی قادر نیست سودهایی معنوی یا سودهایی که در دراز مدت نسیبش می شود را درک کند به همین دلیل باید به سرعت پاداش رفتارش را دریافت کند.
بعضی از روش های تحسین باعث می شود که کودک لذت موفقیت را احساس نکند. مانند: " فوق العاده است، تو قبول شدی، اگر من تو را برای شرکت در کلاس تقویتی تشویق نمی کردم، این اتفاق نمی افتاد " بگذارید کودک موفقیت را متعلق به خود بداند و قابلیت های خود را باور کند.
هنگامی که کودک مشغول تکمیل کار مطلوب است، به هر زنجیره از جریان و پیشرفت توجه کنید وآن را تشویق نمائید. این امر باعث عملکرد بهتر در زنجیره های بعدی می شود. از طرفی کودک در محیطی ایمن و با آسودگی خاطر به فرایند کار خود ادامه خواهد داد.
بدون فوت وقت، پس از انجام کار مطلوب، تمجید را ارائه دهید نه پس از تفکر واندیشه، از طرف دیگر آن را در حضور کودک بگویید، در کنارش بمانید، به او نگاه کنید و تشویق را ارائه دهید.
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: