103
کد: 196018
10 فروردين 1398 - 23:04
بچه های کوچک از افراد ناشناس و غریبه می ترسند برای بچه های کوچک که در شروع سازمان دادن و شکل دادن به جهان اطرافشان هستند، هیولاها هنوز در واقعیت ممکن قرار دارند.

آیا شما به خاطر دارید که از لولو ترسیده باشید؟ آیا نمی توانستید بدون لامپ روشن بخوابید؟ به نظر می رسد که ترس های بچگی همیشه بخشی از بزرگ شدن هستند.

ترس
بچه های کوچک از افراد ناشناس و غریبه می ترسند. برای بچه های کوچک که در شروع سازمان دادن و شکل دادن به جهان اطرافشان هستند، هیولاها هنوز در واقعیت ممکن قرار دارند. آنها کاملاً مطمئن نیستند که چه چیزی وجود دارد و چه چیزی وجود ندارد. بنابراین تصاویری که می توانند بیافرینند چیزهای عجیب و غریبی هستند.بعضی از معمول ترین ترس های بچگی : هیولاها،گم شدن ،تاریکی ،دزدیده شدن توفان ها/ تندر/ رعد و برق سگ ها، میکروب ها، آتش ،مارها ،صدمه خوردن والدین، انزوا از اجتماع (مربوط به بچه های بزرگ تر)  شکست در مدرسه همه متخصصان می گویند:"برای بچه های کوچک، ترس از جدایی از مراقب اولیه اغلب برهمه ترس های نخستین دوران بچگی می چربد."بسیاری از ترس های معمول در بچه های کوچک مثل ترس از تاریکی، از نگرانی آنها از جدایی از یکی از والدین یا هردوی آنها حکایت دارد. هنگام شب موقع نامشخصی برای بچه ها ست زیرا تنها موقعی ست که کاملاً تنها هستند. بدون حضور شکل قابل رؤیت والد، یک بچه ممکن نیست کاملاً احساس سلامت و امنیت کند. تاریکی تنها یکی از انواع ترس ها ست که می تواند از نگرانی از جدایی از والدین ناشی شود. ترس از زیر گرفتن والدین توسط خودرو هم یکی از ترس های رایج بچه هاست که مربوط به نگرانی از جدایی از والدین است.بچه های کوچک همچنین از افراد ناشناس و غریبه می ترسند. برای بچه های کوچک که در شروع سازمان دادن و شکل دادن به جهان اطرافشان هستند، هیولاها هنوز در واقعیت ممکن قرار دارند. آنها کاملاً مطمئن نیستند که چه چیزی وجود دارد و چه چیزی وجود ندارد. بنابراین تصاویری که می توانند بیافرینند چیزهای عجیب و غریبی هستند.بچه های بزرگ تر می آموزند تا واقعیت را از تخیل تمیز دهند. ترس های با جهت اجتماعی یا مستقل شدن در آنها بیشتر گسترش می یابد. بچه های بزرگ تر درباره نظرات افراد هم تراز خود یا مردم، محبوبیت، زورگویی یا شکست در کلاس درس نگرانند.جواب واحدی برای این سؤال که چرا ترس های بچگی گسترش پیدا می کنند وجود ندارد. ترس ها می توانند از شرایط ژنتیکی، اجتماعی یا رفتاری ریشه بگیرند.تحقیقات ابتدایی نشان می داد که فوبیاها قبلاً از نظر رفتاری شرطی شده اند. برای مثال اگر یک بچه به وسیله یک سگ گاز گرفته شده بود، احتمال ترس او از سگ ها افزایش می یافت. به هر صورت دانشمندان بر اساس مطالعات بیشتری که اخیراً انجام شده حدس می زنند که بسیاری از مردم با روحیات حسی یا پاسخی غیرمعمولی متولد می شوند که ریسک آنها را در نگرانی ها و ترس ها بالا می برد.همچنین مدرک قابل توجهی وجود دارد که نگرانی در خانواده ها شیوع پیدا می کند. این مشخص نیست که این به خاطر شرایط والدین است یا ناشی ازارث بری ژنتیکی ست.برای بچه های همه سنین مهم است که والدین از نگرانی ها و ترس های آنها آگاه باشند و آنها را بفهمند. یک بچه نگران و رنجور را ترک نکنید. به جایش در این شرایط با او صحبت کنید. مهمترین چیز انتقال این اطمینان به اوست که نه تنها می تواند ترسش را مهار کند بلکه می تواند برآن غلبه هم کند. این بسیار مهم است که بچه شما باور کند که شما به توانایی های او در مورد این که می تواند این شرایط را مدیریت کند، اطمینان دارید. اگر به نظر برسد که شما از ترس او پریشانید، نگرانی او سیر صعودی پیدا می کند. آموزش اطمینان آغاز یک راه طولانی در مبارزه با ترس است.برای بچه های کوچک تر، عادت یک موضوع کلیدی ست. عادت های خوشایند و تکراری حس امنیت را در بچه تقویت می کنند. اگر بچه شما از تاریکی ترسیده، مطمئن باشید که زمان خوابش زمان غیر هیجان انگیز و یکنواختی ست. هر شب در یک زمان بخصوص بچه شما باید همان فعالیت ها را با یک نظم و ترتیب انجام دهد. برای مثال او باید بداند که هر شب ساعت هفت باید حمام بگیرد، دندان هایش را مسواک کند، یک کتاب بخواند و به رختخواب برود. خیلی از ترس ها از نگرانی جدایی منشأ می گیرند. عادت های آرام به بچه شما کمک خواهد کرد تا احساس امنیت و حمایت کند.والدین باید حس عمومی و شهودات خود را به کار ببرند تا بفهمند آیا یک ترس واقعاً جای نگرانی دارد یا نه. بچه های دیگر را مشاهده کنید و ببینید آیا بچه شما در گروه همسالانش متفاوت از دیگران به نظر می رسد یا نه. از والدین دیگر نظراتشان را بپرسید. اگر وضع یک بچه به گونه ای ست که در حالی که از سنش گذشته و طبیعی نیست که در سیر تکامل طبیعیش از چیزی مثل لولو بترسد ولی می ترسد، یعنی این که باید با یک پزشک مشورت کرد.مهمترین نشانه این که ترس به حالت نگران کننده یا فوبیا رسیده، این است که این ترس در توانایی روزانه بچه برای کارکردهایش اختلال ایجاد کند.بعضی از ترس ها هرگز از بین نمی روند. بزرگسالان ممکن است درطول زندگیشان به ویژه در مواقع استرس به ترس های بچگیشان رجوع کنند. این هم موقعی غیرطبیعی می شود که فرد به خاطر ترس نتواند کارکردهایش را به طور طبیعی انجام دهد. به طورکلی ترس های بچگی یک رخداد طبیعی هستند که با افزایش سن، افراد بر آنها غلبه پیدا می کنند.

منبع: صفر بیست
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: