187
کد: 199390
27 ارديبهشت 1398 - 16:44
فرآیند رشد کودک به طرز تدریجی و یکنواخت نیست بلکه بیشتر دگرگونی های جهشی ناگهانی رخ می دهد.

فرآیند رشد کودک به طرز تدریجی و یکنواخت نیست بلکه بیشتر دگرگونی های جهشی ناگهانی رخ می دهد. در واقع همراه با بزرگ شدن کودک، رشد عقلی و عاطفی او بین دوره های آرام (که در آنها به نظر نمی رسد تغییری روی دهد)، و دوره های تغییر سریع (طوری که از خود می پرسد این همه یکباره روی داده) نوسان دارد.
گاهی گویی رشد روانی او می تازد، سپس ایست می کند و آرام می شود، آنگاه دوباره می تازد و سپس ایست می کند و آرام می شود و به همین ترتیب پیش می رود.
بنابراین رشد کودک آهنگ یکنواخت ندارد. البته در دوره های ایستا نیز کاملاً متوقف نمی شود، بلکه تغییراتش بسیار آهسته و کند است و محسوس و ملموس نیست مگر آنکه با دقت دنبالش بگردید.
ولی وقتی تغییرات سرعت می گیرد، آشکارا مشاهده می شود. مثلاً قد کودک را در نظر بگیرید، در طول سال های نخست دبستان رشد قدش محسوس نیست مگر اینکه ماه به ماه قدش را روی دیوار نشان کنید آنگاه متوجه خواهید شد که بلندتر می شود، حال آنکه بدون نشانه گذاری قد کشیدنش محسوس نیست.
در ابتدای نوجوانی کودک به سرعت قد می کشد. در واقع هر کودکی در خلال حدود سال نخست جوانی دو برابر دوره های دیگر قد می کشد. وقتی کودک در میانۀ این دوره باشد نیاز به علامت زدن روی دیوار نیست. گاهی قد کشیدن طوری سرعت می گیرد گویی یکشبه ده سانتیمتر بلند می شود.
پس از حدود یک سال، این جهش ها پایان می گیرد و قدش دوباره کندتر به رشد ادامه می دهد. کودک علاوه بر جهش های جسمی، جهش های روانی نیز دارد و این دوره های رشد پر شتاب می تواند برای خودش و والدین دشوار و پیچیده باشد. پرتنش ترین دوران برای والدین دوره هایی است که کودک یکی از دوره های پر شتاب را طی می کند.
از آنجا که بچه ها طبق یک جدول زمانی واحد رشد نمی کنند، نمی توان سن دقیقی برای تغییرات پرشتاب تعیین کرد. با این حال، وقتی کودک بین دو تا سه سال دارد، و در مقاطعی که حدود شش، دوازده و شانزده ساله می شود منتظر تغییرات اساسی باشید.
تغییرات تدریجی و کوچک هم هست که در طول هر یک از دوره ها و به خصوص در شش سال اول ظاهر می شود، ولی اغلب همان چهار دوره والدین را گیج می کند.
فهم علت اینکه دوره های انتقالی اینچنین والدین را مبهوت می کند پیچیده نیست. وقتی رشد روانی جهشی می شود و کودکان پر شتاب تغییر می کنند بنابراین نمی توان دانست چه انتظاری می توان از آنان داشت.
چیزی که وضع را مشکل تر می کند این است که جریان این تغییرات اغلب دو قدم به جلو و سپس یک قدم به عقب است. یک روز طوری به نظر می رسد که کودک به مهارت جسمی و عقلانی، یا هیجانی مثلاً آداب توالت دست یافته، ولی فردای آن روز به نظر می رسد که آن را از دست داده است.
این به آن معنا نیست که وقتی کودکان به مهارتی دست پیدا کنند آن را فراموش می کنند؛ بلکه الگوی رشد آنها به همین صورت است؛ یعنی به طور ناگهانی و غیرمنتظره و نه به طور منظم و ثابت.
والدین انتظار این حالت را بیشتر در دورۀ نوزادی و طفولیت دارند، با این حال این روال در سراسر خردسالی و نوجوانی نیز وجود دارد.
از اینکه فرزند پنج ساله تان دو شب متوالی بدون بیدار شدن و آب خواستن تمام شب را بخوابد شادمان و مسرور می شوید؛ ولی شب سوم به الگوی سابقش برمی گردد و باز خواب شما را مختل می کند.
پس از سال ها قر زدن بر سر انجام به موقع تکالیف، فرزند یازده ساله تان چند روزی بسیار پر انگیزه در این زمینه کار می کند و شما را متحیر می کند؛ سپس هفتۀ بعد به سهل انگاری های سابقش برمی گردد.
الگوی " امروز هست فردا نیست " به خصوص وقتی بچه ها از جهش های رشد روانی گذر می کنند دیده می شود. به عنوان مثال بین خردسالی و نوجوانی احتمالاً دوره ای هست که در آن فرزندتان با بلوغ و پختگی اش شما را به حیرت وامی دارد، سپس با رفتار کودکانه غافلگیرتان می کند و با کارهای غیرمنتظره ناامیدتان می کند و همۀ اینها به صورت همزمان اتفاق می افتد.
امروز فرزند یازده ساله تان درِ اتاقش را به هم می کوبد و شما را بدترین مادر تاریخ خطاب می کند و فردای آن روز شما را در آغوش می گیرد و می گوید چقدر خوشحال است که مادری چون شما دارد.
دمدمی بودن او تعمدی نیست بلکه دوران گذرا و موقتی را طی می کند. هیچ سودی ندارد او را دمدمی بنامید، حتی اگر وسوسۀ آن مقاومت ناپذیر باشد.
همین آمیزۀ پختگی و ناپختگی دوباره اواخر نوجوانی تکرار می شود. فرزند شانزده سالۀ شما یادش می ماند سر راه مدرسه به خانه مواد خوراکیِ سفارشِ شما را بخرد، ولی فراموش می کند دنبال برادر کوچکترش که پس از تمرین فوتبال در مدرسه سرگردان و منتظر اوست برود.
اکنون دانشمندان می دانند که دوره های پر شتابِ رشد روانی، دوره هایی است که در عملکرد مغز تغییرات گسترده صورت می گیرد ، تغییراتی به صورت تجدید سازمان پیوند عملکرد قسمت های مختلف مغز با یکدیگر؛ اما این تجدید سازمان آهسته و آرام نیست؛ در حالی که الگوهای قدیمی وجود دارد، الگوهای جدید نیز در حال جایگزین شدن هستند.
مثلاً با وجود تغییراتی که حدود دوازده سالگی رخ می دهد، برخی قسمت های مغز هنوز درگیر شیوه های قدیمی اما سایر قسمت ها به سوی الگوهای نوجوانی در تغییر است. به همین علت فرزند دوازده سالۀ شما مخلوطی گیج کننده از تفکرات و رفتارهای فردی بالغ و نابالغ را از خود نشان می دهد.
در طول این دوره باید بسیار انعطاف پذیر و فهیم باشید. این دوره ها به همان اندازه برای والدین ناامید کننده است که برای خود بچه ها.
آنچه این دوران را برای والدین نا امیدکننده می کند – ناگهانی بودن تغییرات و غیرقابل پیش بینی و ناآشنا بودنشان است؛ همین عوامل این دوران را برای فرزندتان نیز سخت و دشوار می سازد. به همین علت حمایت و شکیبایی و پذیرندگی والدین در این شرایط بسیار اهمیت دارد.
وقتی کودک دورۀ گذرای دشواری را می گذراند یکی از مهم ترین نکاتی که باید همواره به خاطر داشته باشید همیشگی نبودن آن است. چشم دوختن به کور سوی نور در انتهای تونل، به شخص اطمینان خاطر می دهد که این مرحله پایانی دارد و به انتها می رسد.
فقط باید تحمل داشت و خروجی سالمی برای ناامیدی خود یافت. به فرزندتان چیزی تحمیل نکنید، زیرا او نمی تواند کمکی بکند.

مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: