حس مالکیت در کودکان، زیاد باشه مضره؟
یادتان باشد که کودکان به سرعت طاقتشان در برابر هیجانات قوی لحظهای که از خودشان قویتر و بزرگتر هستند، تمام میشود...
سوال
سلام پسری 27 ماهه دارم که نمیتواند ارتباط خوبی با کودکان دیگر برقرار کند.حس مالکیت به همه چیز(نه تنها وسیل خودش)در او بسیار زیاده ونیمتونه ببینه بچه دیگری وسایلی رو چه اسباب بازی و چه وسایل منزل و...برداره و شروع به جیغ و گریه های شدید میکنه .هرچی حواسشو پرت میکنیم فایده نداره فقط زمانی اروم میشه که وسیله رو بگیره. کلا زود عصبی میشه و همه کاراشو با گریه پیش میبره .بی محلی به او هم هیچ تاثیری نداره من امتحان کردم دوساعت اون گریه کرد ومن بهش توجه نکردم ولی فایده نداشت وبه گریش ادامه داد لطفا مرا راهنمایی کنید.
سلام پسری 27 ماهه دارم که نمیتواند ارتباط خوبی با کودکان دیگر برقرار کند.حس مالکیت به همه چیز(نه تنها وسیل خودش)در او بسیار زیاده ونیمتونه ببینه بچه دیگری وسایلی رو چه اسباب بازی و چه وسایل منزل و...برداره و شروع به جیغ و گریه های شدید میکنه .هرچی حواسشو پرت میکنیم فایده نداره فقط زمانی اروم میشه که وسیله رو بگیره. کلا زود عصبی میشه و همه کاراشو با گریه پیش میبره .بی محلی به او هم هیچ تاثیری نداره من امتحان کردم دوساعت اون گریه کرد ومن بهش توجه نکردم ولی فایده نداشت وبه گریش ادامه داد لطفا مرا راهنمایی کنید.
جواب
دوست عزیز سلام یادتان باشد که کودکان به سرعت طاقتشان در برابر هیجانات قوی لحظهای که از خودشان قویتر و بزرگتر هستند، تمام میشود. بچههای دو ساله در عین اینکه به نظر میرسد دوست دارند کنترل همه چیز را در دست داشته باشند درواقع داشتن این میزان قدرت، برایشان ترسناک است و احساس امنیتشان را شدیداً کم می کند. از بدرفتاری کودکتان نترسید و این رفتارها را به خودتان نگیرید. وقتی ترس خودتان را بروز میدهید (به عنوان والد) موجب میشوید که کودک شخصیت منفی را در خود نهادینه کند یا باعث تشدید رفتار بدش میشوید. دلایل مختلفی برای بدرفتاری کودکان وجود دارد . از جمله، خوی اولیه ، یعنی این که کودک شما در همه امور از دوره نوزادی سخت و شدید رابطه برقرار میکرده . از جمله در مورد خواب - خوراک - ارتباط با غریبهها - دفع - میزان گریه . که اگر او در این دسته قرار دارد، متأسفانه هیچ نقشی در مشکلش ندارد و یک مادر صبور میتواند تا حد زیادی مشکل او را تعدیل کند .ولی چون با این خلق و خو متولد شده ممکن است واکنش شدید اولیه به مسائل مختلف داشته باشد. مسئله بعدی حال خودتان است، شما و پدرش به عنوان والدین، حالتان چطور است؟ افسرده و مضطرب نیستید؟ معمولاً کودکان در این سن، حالت مادرشان را منعکس میکنند. اگر شما افسرده و مضطرب باشید پرده سیاهی جلوی چشمتان قرار میگیرد و شما رفتار کودکتان را شدیدتر و منفی تر میبینید و به خوبی با او تعامل نمیکنید . نکته دیگر سبک تربیتی شماست.تربیت شما تشویقی یا تنبیهی است ؟ مرتب او را سرزنش میکنید یا نکات مثبت او را به رویش میآورید ؟ به بیان دیگر، اگر کودک شما در این سن مشکل ارتباطی دارد، باید شما به درون خودتان در روابط خودتان با او یا همسرتان نگاهی بیندازید . چرا که تا شما روابط سالمی برقرار نکنید فرزندتان هم روابط سالمی برقرار نمیکند. دلایل رفتارهای منفی فرزندتان را جستجو کنید، او دچار ناکامی است پس خشمگین میشود. دلایل زیربنایی ناکامی : ممکن است خسته باشد - کسل باشد (حوصلهاش سررفته باشد) - بانک عاطفی اش خالی باشد و برای کسب توجه کارهای منفی بکند- گرسنه باشد. نوزاد شما با 25% مغز خودش متولد میشود، بدون آن که مغز متفکرش رشد کافی داشته باشد و 90% رشد مغز در هفت سال اول زندگی رخ میدهد. این که مغز منطقی در فرزند شما رشد کند و او بتواند تقاضاهایش را بدون گریه و کلامی مطرح کند نیازمند چند عامل است. استرس کودک را جدی بگیرید، خود را جای او قرار دهید و نشان دهید که ناراحتی او را درک میکنید، او را نوازش کنید و در آغوش بگیرید، تماس بدنی مواد شیمیایی مثبت را در مغز او رها میکند ولی یادتان باشد باید خودتان آرام باشید. در سالهای اولیه زندگی (مثل سن فرزند شما) چون مغز منطقی هنوز رشد چندانی نکرده، با ناکامی فرزند شما گریه میکند و خودش را به زمین میاندازد، او را در آغوش گرفته و آرام کنید. نگذارید ساعتها گریه کند تا خوابش برود، شاید با خواب گریهاش قطع شود ولی در واقع از شما هم قطع امید میکند و کسی که از مادرش ناامید شد در آینده نیز نمیتواند روابط مسالمتآمیزی با بقیه افراد برقرار کند. اگر هنوز هم خود را در حل این مشکلات ناتوان می بینید حتماً باید در مورد والدگری آموزش ببینید، از یک روانشناس حضوری کمک بخواهید .
منبع:
تبیان