179
کد: 203536
20 تير 1398 - 16:26
تحقیقات نشان می دهد که امروزه کودکان زمان زیادی را صرف تماشای انواع محصولات انیمیشن می کنند.

تحقیقات نشان می دهد که امروزه کودکان زمان زیادی را صرف تماشای انواع محصولات انیمیشن می کنند و این رسانه با توجه به برخورداری از جذابیت های بالا در جلب کودکان و همراه نمودن آنها با مفاهیم خود موفق بوده است.
اهمیت این مساله باعث شده است تا مفاهیم و ابعاد این تولیدات مورد بازبینی و تحلیل قرار گیرند. زهره بلک، دانش آموخته دانشکده هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ با راهنمایی دکتر جواد علی محمدی اردکانی و با مشاوره دکتر کیانوش هاشمیان در پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهش هنر خود تحت عنوان« تحلیل تاثیرات سینمای انیمیشن غرب بر کودکان 7تا 10 سال» با رویکرد روان شناسانه، به طور موردی به بررسی توانایی ها و قابلیت های انیمیشن« دلیر» و تحلیل تاثیرات رفتاری آن بر کودکان پرداخته است.
او در این تحقیق نظریه " یادگیری اجتماعی" آلبرت بندورا به عنوان چارچوب نظری انتخاب کرده و الگوپذیری کودکان از انیمیشن " دلیر" را مورد ارزیابی قرار داده است.
او در روند تحقیقات و مطالب این پژوهش، ابتدا مروری به بحث رسانه، گسترش و اهمیت آن در زندگی امروز بشر داشته و قابلیت آموزش از طریق رسانه های بصری پویا را نیز مورد بررسی قرار داده و عنوان کرده است که بهره گیری از این نوع رسانه، به خصوص در بخش کودک می تواند مکمل تعلیمات معلمان باشد یعنی با درگیر کردن حواس بینایی و شنوایی و هیجان حرکتی در زمان واحد، به درک بهتر و عمیق تری منجر شود. علاوه بر این توجه به خصوصیات و توانایی های شناختی و درک مفاهیم، در گروه های سنی مختلف به عنوان عاملی مهم در فرایند یادگیری کودکان، باید مد نظر قرار گیرد تا تولیدات مربوط به آنها به اهداف نهایی دست یابند.
او در این پژوهش بیان کرده است که در بحث فرهنگ پذیری از رسانه، سیاست گذاری در طرح و برنامه و خلاقیت و بهره گیری از تکنولوژی های به روز در ساخت و تولید به عنوان مهمترین مساله جذب مخاطب بسیار حائز اهمیت است. فرهنگی که مولد رسانه ای با این خصوصیات باشد و در حقیقت از سوی رسانه ای قدرتمند و جذاب منتشر شود، می تواند به سرعت جای خود را در میان مخاطبان پیدا کند، خواه در بستر همان فرهنگ و خواه در فرهنگی دیگر ورود پیدا کند بنابراین موقعیت یک رسانه و پذیرش آن از سوی مخاطب، بدون شک ابتدا به جذابیت های ارایه و سپس و محتوای آن مربوط می شود.
او پس از بحث راجع به رسانه و توانایی رسانه های بصری، سینمای انیمیشن را مورد توجه قرار داده و عنوان کرده است که مطلب قابل توجه در فراگیر شدن انیمیشن، جذابیت های این هنر-صنعت است. مراحلی همچون ایده پردازی، انتخاب ساختار و سبک متناسب با داستان، مهارت در طراحی و توالی حرکت، استفاده از رنگ و نور، موسیقی مناسب و صداگذاری جذاب مواردی هستند که در نتیجه اجرای درست و هم آهنگ، و در راستای تعریف هدف می توانند در جذابیت یک اثر موثر باشند.
یافته های این پژوهش نشان داده است که، بیش از 75 درصد کودکان، سه مرتبه یا بیشتر، انیمیشن دلیر(Brave) را که نمونه ای از تولیدات سینمای انیمیشن غرب است را دیده و همه آنها نسبت به آن علاقه نشان داده اند. از صحبت کردن کودکان راجع به مفاهیم فیلم با والدین می توان دریافت که موضوع های مطروحه در انیمیشن موجب جلب توجه آنان شده و به دنبال کشف هرچه بیشتر آن بوده اند.
نتایج این تحقیق حاکی از این است که پاسخ هایی که تقلید رفتارهای قهرمان فیلم و علاقه به فراگیری مهارت همچون او را نشان می دهد به معنای صورت پذیرفتن فرایند تولید رفتاری در کودک هستند و همه این مراحل برای تقلید و اجرا، مستلزم وجود انگیزش است. در حقیقت یادگیری به واسطه مشاهده فیلم، اتفاق افتاده است اما تقلید آن به عواملی مانند روحیات کودک در بازتاب آن رفتار، مورد پسند واقع شدن یا نشدن رفتار در نظر والدین و محیط خانواده یا پیش آمدن موقعیتی مناسب برای اجرای آن ارتباط دارد.
همچنین اکثر کودکان خصلت شجاع و بی باک بودن مریدا را تحسین کردند در صورتی که 80 درصد آنان دارای شخصیتی محتاط بودند، این رفتار برای آنها جذاب بود. حدود 46 درصد، تلاش برای فراگیری مهارت های قهرمان داستان داشتند که بعضی از آنان این رفتارها را به صورت نمادین تقلید کردند. بیش از 71 درصد، در مورد خشونت مریدا نظر منفی داشتند و این نوع حرکات او را نسبت به والدین اشتباه و دور از ادب و احترام در مقابل والدین می دانستند. در خصوص رفتار باج دادن نیز بیش از 70 درصد نظر مساعد داشتند و اکثر خودشان هم این کار را انجام داده اند.
دیگر یافته های این پژوهش نشان داده اند که با توجه به میزان بالای استقبال کودکان از سینمای انیمیشن، ساختار شخصیتی تعریف شده در این فیلم ها، به طور خاص انیمیشن دلیر نقش تعیین کننده ای در تربیت آنها و رفتار در خانواده و اجتماع دارد و نتایج پاسخ کودکان، گویای جذب و علاقمندی آنان به رفتار قهرمان داستان بوده اما زمان بررسی این تاثیر و ایجاد انگیزش، کوتاه بوده و فقط در ایجاد فرایندهای توجه و تولید رفتاری در مقطع زمانی کوتاه، می توان قضاوت کرد.
نتایج کلی این تحقیق اذعان داشت که اکثر کودکان با حس هم ذات پنداری با قهرمان داستان، رفتارهای شجاعانه و جسورانه او، که بارزترین مشخصه رفتاری اش بود، مهارت درکمان گیری و اسب دوانی را تحسین کردند و بار رفتاری همچون پرخاشگری و خشونت مخالف بودند.

منبع: سیناپرس
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: