528
کد: 165485
24 دی 1396 - 16:29
از آنجایی که تک فرزند به تنهایی این مسئولیت را بر عهده می گیرد، واکنشی که نشان می دهد آن است که یا به شدت از خود در برابر دیگران محافظت خواهد کرد.
به طور کلی شخصیت مستقل و واحد کودک در همان مراحل اولیه زندگی شکل می گیرد. یک کودک ممکن است از نظر ارثی گرایش به خصوصیات شخصیتی معینی داشته باشد اما بسته به اینکه این تمایلات در چه محیطی، رشد یابد، شدت و ضعف آنها تفاوت می کند.
پدر و مادر مرتب دور و بر تنها فرزندشان هستند و او را در فعالیت های روزانه (بازی، تکالیف مدرسه، بحث و گفت وگو و…) همراهی می کنند، با این حال او تنهایی و گاه بی حوصلگی و غم را می شناسد. این تناقض باعث می شود که او زودتر به پختگی برسد. از آنجایی که مستقیماً با زندگی آدم بزرگ ها سر و کار دارد، خیلی زود خود را وقف فعالیت هایی که بیشتر قوه عقلانی او را به کار می اندازند (مثل خواندن) می کند. همچنین گاه ممکن است مسئولیت اخلاقی و روانی که والدین بر دوش فرزندشان می گذارند، موجب پختگی زودرس او شود.
تک فرزند به تنهایی نگرانی ها و تشویش های والدینش را بر دوش می کشد. از آنجایی که تک فرزند به تنهایی این مسئولیت را بر عهده می گیرد، واکنشی که نشان می دهد آن است که یا به شدت از خود در برابر دیگران محافظت خواهد کرد یا برعکس، به طور سیستماتیک تمایل خواهد داشت مسئولیت اطرافیانش را بر عهده بگیرد.
وجود تعارض، ناسازگاری، اختلالات رفتاری و خشونت هایی که زندگی مطلوب و امنیت اجتمتعی را مختل می کند. یکی از مشکلات جوامع امروزی است. از عواملی که می تواند هم به عنوان محیطی برای پیش گیری و کاهش آن تلقی گردد، مدرسه است. در هر کلاس و مدرسه، دانش آموزانی وجود دارند که به دلیل خصوصیات و شرایط فردی، خانوداگی و اجتماعی در پذیرش انتظارات و مقررات محیط آموزشی و انطباق دادن خود با آن و نیز در رفتار و برخورد متعادل با هم سالان و هم کلاسی های خود دچار مشکل می باشند.
یکی از این خصوصیات و شرایط فردی، تک فرزندی است که ممکن است عامل اصلی این اختلال و ناسازگاری باشد.البته این امر در حد یک فرضیه بیان شده وتحقیقات زیادی در این زمینه صورت نگرفته است.بنابراین انجام تحقیق در این زمینه برای یاری رساندن به کودکان و نوجوانان که با اختلالات رفتاری و ناسازگاری درگیرند و عامل اصلی آن تک فرزند بودن است امری مهم می نماید.
اگر والدین با روش هاى صحیح فرزندپرورى آشنا نباشند، ممکن است که بـیش از حـد بـه فرزنـد یـا فرزندانشان محبت و توجه کنند. این افراط در محبت و توجه کردن مثل افراط در هر کـار دیگـر نتـایج خـوبى دربر ندارد. این محبت افراطى، هم می تواند نسبت به کودک تک فرزند باشد، هم می تواند نسبت به کودکانى باشد که در خانواده هاى چند فرزندى زندگى می کنند. به هر صورت تأثیر مخرب آن بـراى همـه یکـسان اسـت . فرقـى نمی کند که بچه اول، تک فرزند یا بچه آخر باشد، به هر حال بچه اى که بیش از حد مـورد توجـه و محبـت قـرار می گیرد روند رشد شخصیتى درستى نخواهد داشت، و این می تواند در خانواده هاى چند فرزندى هم اتفاق بیفتد.
اما اغلب تک فرزندها یا حتى فرزندان اول به دلایلى مورد توجه خاص والدین و اقـوام قـرار مـى گیرنـد و معمـولاً والدین فکر می کنند که چون فقط همین یک فرزند را دارند، پس باید هرچه خواست بـرایش تهیـه کننـد و هـر کارى که گفت انجام بدهند. آن ها فکر می کنند باید کارى کنند که همه چیز به میـلِ او باشـد، هرطور خواسـت رفتار کند و همه چیز برایش مجاز باشد. گاهى والدین تصور می کنند نباید هیچ محدودیتى براى تک فرزنـدِ خـود قائل شوند. آن ها تصور می کنند که چون همین یک بچه را دارند می توانند تمام سرمایه هاى مادى و معنوى خود را در اختیار او بگذارند، و متأسفانه این براى رشد شخصیت فرزند بسیار بد است.
منبع: کودک پرس
مشاوره ویدیویی
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: