نوزاد را بغل کنید تا بهتر رشد کند!
در صورتی كه ارتباط عاطفی بين مادر و كودك نزديك باشد و هنگام در آغوش گرفتن او، ارتباط كلامی با عطوفت و مهربانی برقرار شود، بسيار از نيازهای غريزی شيرخوار برطرف میشود.
ایران: متخصصان به باورهاي نادرست آغوشگرفتن نوزادان و كودكان پاسخ دادند. «كودك يكماهه من خيلي بيقراري ميكند و تنها در آغوش من آرام ميشود. احساس ميكنم به من وابسته شده و من از اين مسئله نگران هستم.» اين گفتهها، دلواپسيهاي مادري است كه به تازگي داراي فرزند شده است و از به اصطلاح بغلي شدن كودكش واهمه دارد به همين دليل سعي ميكند تا كودكش را كمتر در آغوش بگيرد، در حالي كه متخصصان معتقدند، در آغوش گرفتن نوزاد نه تنها باعث بغلي شدن او نميشود بلكه رشد جسماني، مغزي و عاطفي كودك را تحريك كرده و ارتقا ميبخشد.
شكلگيري احساسات شيرخوار
اهميت برقراري ارتباط عاطفي مادر و نوزاد به گونهاي است كه به محض تولد، نوزاد را روي شكم مادر قرار ميدهند تا ارتباط عاطفي دوطرفهاي بين آنها شكل گيرد. اين روش، براي ادامه شيردهي، ثبات عواطف بين مادر و نوزاد و در نهايت رشد و تكامل شيرخوار مؤثر است اما پس از تولد و در دوران شيرخوارگي، مهمترين راه ادامه ارتباط عاطفي ميان مادر و نوزاد، در آغوش گرفتن كودك به دنبال آن تماس پوستي است.
محمد نصيري، متخصص اطفال دراينباره معتقد است: پوست بيشترين نقش را در برقراري ارتباط كودك با محيط پيرامونش دارد و به دليل آن كه در اوايل زندگي هنوز احساسات طفل شيرخوار تكامل نيافته است، حس لامسه نقش مهمي در اين زمينه دارد. عضو هيأت علمي دانشگاه شهيدبهشتي در آغوش گرفتن نوزاد و تماس پوستي با او را باعث تقويت رشد شناختي، روحي و عاطفي ميداند و معتقد است اين كار نهتنها باعث بغلي شدن كودك نميشود، بلكه با تأمين نياز غريزياش باعث افزايش بقاي او شده و به عنوان نيروي انرژيزا عمل ميكند.
از آنجا كه اكثر عكسالعملهاي نوزاد، غريزي است و در حافظهاش باقي نميماند، تصور بغلي شدن كودك نادرست است و از نظر علمي مورد قبول نيست. همچنين تماس پوستي با كودك باعث ميشود بسياري از علائم مربوط به بيماريها مانند افزايش ياكاهش دماي بدن و يا تورم بزودي تشخيص داده شود. برخي متخصصان در اين رابطه معتقد هستند كودك براي رشد و نمو خود 12 برابر نيازمند در آغوش گرفته شدن است.
شش ماه اول
كودكان بخصوص در شش ماه اول زندگي نيازمند توجه كامل والدين خود هستند. آنها گريه ميكنند تا نيازهايشان برطرف شود، بنابراين شيردهي كافي در رسيدگي به نوزاد، نوعي ارزشگذاري به كودك محسوب ميشود.
به گفته دكتر نصيري، از آنجا كه كودك با سن كمتر از شش ماه شخصيتي جدا از مادر ندارد، گريه او خبر از مشكلش ميدهد و در آغوش گرفتن او باعث آرامش كودك ميشود در حالي كه بياعتنايي كودك را بهانهگير و لجوج ميكند.
ارتباط جسماني و عاطفي مادر و جنين پس از تولد، كودك را براي پنج الي شش ماه نسبت به بيماريهايي كه مادر نسبت به آن ايمن است، مصون ميكند زيرا آنتيباديهاي منتقل شده از مادر هنوز در بدن جنين وجود دارند. از طرفي ادامه اين ارتباط و در آغوش گرفتن نوزاد توسط مادر، مقاومت شيرخوار را در برابر عوامل عفوني تقويت كرده و باعث افزايش اشتهاي او ميشود.
دكتر نصيري در رابطه با نقش پدر در رشد جسماني و عاطفي فرزندش ميگويد: تماس پوستي پدر با فرزند ارتباط عاطفي قوي را بين آنها برقرار ميكند. تحقيقات ثابت كرده است بوي بدن پدر باعث آرامش نوزاد است به همين دليل توصيه ميشود كودكي كه در اثر قولنج، دچار درد و ناراحتي شده است، در آغوش پدر قرار گيرد.
اين در حالي است كه تماس كودك با پدر يا مادر سيگاري باعث بروز مشكلات پوستي، آلرژي و استرس در او ميشود.
سيدابوالقاسم مهرينژاد، روانشناس، در آغوش گرفتن نوزاد را بر تكامل سيستم شنوايي او مؤثر ميداند و ميگويد: قدرت شنيداري شيرخوار در ششماهگي تحريك ميشود، بنابراين بغل كردن و صحبت كردن با او با لحني مناسب، آرام و همراه با نوازش باعث تقويت شنوايي در نوزاد ميشود و شخصيت او را در آينده آرام ميكند.
متخصصان بر اين عقيده هستند شايد گهواره وسيلهاي جايگزين براي در آغوش گرفتن شيرخوار باشد ولي از نظرپزشكي مورد پذيرش نيست با اين حال توصيه ميشود هنگام استفاده از گهواره، مادر بالاي سر كودك باشد و با نوازش، صحبت، گفتار زيبا و لالايي او را آرام كند.
همصحبتي در 6 تا 12ماهگي
6 تا 12 ماهگي، دوراني از زندگي شيرخواران است كه نيازمند اظهار محبت و بوسيدن هستند و كودك در اين زمان خود را با ديگر اعضاي خانوادهاش تطبيق ميدهد. جستوجو، مفهوميابي و موجوديتبخشي به اشيا از خصوصيات اخلاقي است كه از چهارماهگي آغاز ميشود و نقطه اوج آن 9ماهگي است. در اين مرحله از زندگي، وابستگي شيرخوار به والدين بيشتر از قبل است و ترس او از جدايي، نيازش را به در آغوش گرفته شدن افزايش ميدهد. به اعتقاد دكتر نصيري، در آغوش گرفتن شيرخوار در اين زمان مايه آرامش، كاهش احتمال بروز افسردگي و بيتابي ميشود و با تكامل اجتماعي و ارتباطي او رابطه مستقيمي دارد.
دكتر مهرينژاد در اين رابطه ميافزايد: كودكاني كه در اين دوره از زندگي به اندازه كافي در آغوش گرفته نميشوند و غريزه دل بستن به مادر در آنها ناديده گرفته ميشود، در آينده ممكن است دچار مشكلات عاطفي و تزلزل رواني شوند. تحقيقات نشان داده است اين قبيل كودكان هنگام بزرگسالي در ايجاد روابط پايدار با ديگران دچار مشكل ميشوند و اغلب افرادي سرد، بيعاطفه و وابسته به ديگران هستند.
شيوا دولتآبادي، عضو انجمن حمايت از كودكان، در آغوش گرفتن شيرخوار را مرتبط با تسريع رشد مغزي وي ميداند و ميگويد: تماس بدني مادر و نوزاد باعث ميشود تا مغز به تدريج حد و مرز جسماني خود را بشناسد. از آنجا كه اين غريزه از ابتدا در آدمي وجود ندارد، آگاهي از وجود خود، بهترين نتيجه حاصله از بغل كردن شيرخوار است.
مطالعات نشان داده است، شكلگيري شخصيت، احساس امنيت و در كل، سلامت روان كودكان در پي ارتباط عاطفي والدين بافرزندان به وجود ميآيد و در نبودن آن سرگشتگي، برخي انحرافات و كاهش اعتماد به نفس كودك مشاهده ميشود.
نوازش كودك و لوس نكردن او
رفتار كودكان در سال اول زندگي وابسته به مادر خانواده، محيط و استعدادهاي او است. به رغم آن كه متخصصان در آغوش گرفتن و نوازش كودكان را پس از شش ماهگي هنوز توصيه ميكنند ولي همراهي طولانيمدت مادر و شيرخوار در اين سن ممكن است كودك را لوس كند.
به گفته دكتر نصيري، شناخت كودك از خود در سن ۱۲ماهگي كامل ميشود بنابراين والدين بايد مراقب باشند تا كودك در فرصتهاي لازم در آغوش گرفته شود و در اين امر زيادهروي نشود. برعكس، مادري كه بيرون از خانه شاغل است و پدري كه تنها شب به خانه بازميگردد، بايد به محض ورود، كودك خود را در آغوش بگيرند و به او محبت كنند.
دكتر دولتآبادي نيز در اين باره معتقد است، رابطه فرزند و مادر در اين سن مانند بازي قايمباشك است. مادر بايد در زمان لازم در كنار فرزندش باشد و در مواقعي او را تنها بگذارد تا كودك در حالي كه احساس ناامني نميكند، كمكم مستقل شود.
كودكان نياز به استقلاليابي دارند بنابراين نبايد در محبت كردن به آنها مبالغه شود. غذا دادن به كودك در حالي كه در آغوش قرار گرفته است، ارتباط عاطفي قويتري را در او به وجود ميآورد، ولي هنگامي كه شيرخوار قادر به نشستن شده است، بغل نكردن او هنگام غذا دادن احساس استقلال را در او تقويت ميكند و موجب سلامت روان او ميشود.
در آغوش گرفتن كودك 18 تا 24 ماهه
اين دوران، مرحله تمايل به برقراري دوستي و افزايش آگاهي كودك نسبت به والدينش است. شكايت اغلب والدين در اين دوران، وابستگي زياد كودك به آنها است. كودكان در اين سن خواب ميبينند كه از والدين خود جدا شدهاند و با گريه كردن درصدد جلب توجه بيشتري به خود هستند.
به رغم آن كه كودكان در اين سن بيشتر در معرض لوس شدن هستند ولي گريه آنها بايد مهم شمرده شود و نبايد نسبت به آنها بياعتنا بود. تحقيقات حاكي از آن است گريه به مدت طولاني، فشار خون و ضربان قلب كودكان را افزايش ميدهد و با كاهش سطح اكسيژن و انرژي در بدن، استرس زيادي را به آنها وارد ميكند. آسيب به مغز و اثر بر بهره هوشي كودكان از ديگر عوارض گريه زياد است.
به گفته دكتر نصيري، ترس از جدايي و روحيه جستوجوگر كودكان، آنها را در برابر عوامل خطرزاي بيروني آسيبپذير ميكند. آنها دوست دارند اشياي اطراف خود را لمس كنند و مفهوم داغي، سردي، خوبي و بدي را ياد بگيرند.
در صورتي كه ارتباط عاطفي بين مادر و كودك نزديك باشد و هنگام در آغوش گرفتن او، ارتباط كلامي با عطوفت و مهرباني برقرار شود، بسياري از نيازهاي غريزي شيرخوار برطرف ميشود و كودك به آرامش ميرسد. برخورد منطقي هنگام در آغوش گرفتن كودك پس از پايان دوسالگي نيز مانع از بروز كمبودهاي عاطفي در او ميشود كه پس از آن فرستادن كودك به مهد كمك زيادي به ارتقاي ارتباط اجتماعي وي ميكند.